ضرورت برگزاری برنامههای مشترک معنوی در همزمانی رمضان با ایام روزهداری مسیحیان
اشاه: در جهان امروز، گفتوگو میان ادیان الهی دیگر صرفاً یک امر نظری یا آکادمیک نیست، بلکه به ضرورتی تمدنی و انسانی تبدیل شده است. گسترش جریانهای افراطی، سوءاستفاده از دین در عرصههای سیاسی و رسانهای، و شکلگیری تصویرهای تحریفشده از ادیان بزرگ الهی، موجب شده است که فاصلههای ذهنی و سوءتفاهمهای عمیقی میان پیروان ادیان شکل بگیرد. در این میان، اسلام و تشیع و نیز واقعیت فرهنگی و دینی ایران، بیش از دیگران در معرض داوریهای ناآگاهانه و کلیشههای رسانهای قرار گرفتهاند.
از این منظر، بازخوانی مبانی دینی گفتوگو، شناسایی چالشهای مشترک میان جهان اسلام و مسیحیت، و تبیین راهکارهای علمی، فرهنگی و رسانهای برای اصلاح این وضعیت، ضرورتی انکارناپذیر است.
از این رو خبرنگار گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا، حجت الاسلام محمد کاشانی، مدیر موسسه بین المللی گفتوگوی اسلام و مسیحیت، به گفتوگو نشسته تا ابعاد مختلف گفتوگو و همزیستی دینی را بررسی و مسیرهای عملی برای تقویت تعامل میان ادیان، بهویژه در میان نسل جوان را ترسیم کند که مشرو ح آن در ادامه ذکر می شود.
رسا: چه فایده ای در افزایش و تقویت تعاملات بین اسلام و مسیحیت وجود دارد؟
نکته نخست آن است که اصل گفتوگو و همزیستی، ریشهای قرآنی دارد. قرآن کریم ما را به «کلمهٔ سواءٍ بیننا و بینکم» دعوت میکند؛ یعنی یافتن نقطههای مشترک برای گفتوگو و تعامل. نکته دوم این است که ما و جهان مسیحیت با چالشهای مشترکی مواجه هستیم. مسائلی مانند افراطگرایی، خشونت دینی و سوءاستفاده از ایمان، تنها مشکل جهان اسلام نیست، بلکه جهان مسیحیت نیز با آن درگیر است. روشن است که غلبه بر این چالشها بدون همکاری و تمرکززدایی ممکن نیست. هیچیک از ما بهتنهایی قادر به حل این مسائل نیستیم و ناچاریم از تجربهها و ظرفیتهای یکدیگر بهره بگیریم. از همینرو، شناخت متقابل و گسترش تعاملات، یک ضرورت راهبردی است نه صرفاً یک انتخاب اختیاری.
نکته دیگر اینکه امیرالمؤمنین علی علیهالسلام میفرمایند: «الناس أعداء ما جهلوا»؛ مردم دشمن چیزی هستند که آن را نمیشناسند. وقتی شناخت و آگاهی وجود نداشته باشد، جهل جای علم را میگیرد و همین جهل، زمینهساز دشمنی میشود. جریانهای افراطی دقیقاً از همین فضا سوءاستفاده میکنند؛ یعنی از ناآگاهی، سوءظن و سوءتفاهم تغذیه میکنند و آن را به جای همزیستی، به تقابل و دشمنی تبدیل میسازند.
برخی آمارها در این زمینه بسیار هشداردهنده است. بر اساس نظرسنجیهایی که از کشیشان آمریکایی انجام شده، حتی دو سوم از کشیشان این کشور، اسلام را دینی تروریستی میدانند. این برداشت، نه حاصل شناخت، بلکه نتیجه ناآگاهی عمیق نسبت به اسلام است. در بسیاری از گفتوگوهایی که با اندیشمندان و فعالان دینی در کشورهای مختلف داشتهایم، بارها شنیدهایم که میگویند: «آنچه شما از اسلام میگویید، ما تاکنون نشنیده بودیم.» این دقیقاً مصداق همان کلام امیرالمؤمنین است؛ وقتی شناختی وجود ندارد، دشمنی و بدفهمی شکل میگیرد.
رسا: مهمترین موانع در برابر شناخت صحیح جهان مسیحیت از واقعیتهای ایران و تشیع چیست و راهکار رفع آن کدام است؟
اما در پاسخ به این سوال، باید گفت بخشی از این موانع به رفتار و رویکردهای درونی خود ما بازمیگردد. ما باید به این ضرورت برسیم که همزیستی، گفتوگو و تعامل، یک نیاز واقعی است. آموزههای اهلبیت علیهمالسلام همواره ما را به تعامل عقلانی، همزیستی مسالمتآمیز و ارتباط دوستانه با دیگران سوق دادهاند.
در کنار این عامل درونی، بخشی از موانع نیز به طرف مقابل بازمیگردد. در جهان مسیحیت نیز جریانهای افراطی وجود دارند که بر اساس سوءظن، ترس و پیشداوری حرکت میکنند و همین امر باعث میشود برخی اساساً احساس نیازی به گفتوگو نکنند. با این حال، باید توجه داشت که امروز، جهان بیش از گذشته به ضرورت گفتوگوی دینی و فرهنگی واقف شده است. شرایط جهانی، بحرانهای معنوی و چالشهای مشترک، این نیاز را بهروشنی نمایان کردهاند.
در نهایت، تحقق گفتوگو و همزیستی، نیازمند ارادهای دوطرفه است؛ هم از سوی ما و هم از سوی طرف مقابل. تنها زمانی که هر دو طرف به این باور برسند که برای عبور از سوءتفاهمها و ساختن آیندهای مبتنی بر همزیستی، نیازمند گفتوگو هستیم، میتوان به نتایج پایدار و ثمربخش دست یافت.
رسا: چه اقدامات علمی، عملی و فرهنگی میتواند در تقویت گفتوگوی ادیان و اصلاح نگاه جوانان مسیحی به اسلام مؤثر باشد؟
در پاسخ به این سؤال، باید گفت نخستین و اساسیترین مسئله، «معرفی درست خودمان» است. ما باید خود را بهدرستی به دیگران معرفی کنیم؛ اما پرسش مهم این است که چگونه و با چه روشی؟
پاسخ این سؤال در ابزارهای روز نهفته است. امروز باید ببینیم رسانههای مؤثر کداماند، شبکههای اجتماعی چه جایگاهی دارند، کدام رسانههای تصویری تأثیرگذاری بیشتری دارند و جوانان بیشترین حضور خود را در چه فضاهایی دارند. ما باید دقیقاً در همان فضاها حضور فعال داشته باشیم. یک ضربالمثل معروف میگوید: «هدایت منتشر نمیشود مگر از همان راهی که ضلالت منتشر شده است.» اگر برداشتهای نادرست و نفرتپراکنی علیه اسلام در برخی فضاهای رسانهای و مجازی صورت میگیرد، ما نیز باید دقیقاً در همان فضاها حاضر باشیم و روایت صحیح خود را ارائه دهیم.
البته این فضاها ثابت نیستند و با گذر زمان تغییر میکنند. ممکن است امروز تمرکز اصلی بر شبکههای اجتماعی باشد و سال آینده لازم باشد توجه بیشتری به حوزههایی مانند هوش مصنوعی، فناوریهای نوین، الگوریتمها و بسترهای ارتباطی جدید داشته باشیم. بنابراین، حضور رسانهای ما باید پویا، بهروز و متناسب با تحولات جهانی باشد.
در کنار این روشهای نوین، نباید از مسیرهای سنتی، کلاسیک و پایدار غافل شویم. برگزاری همایشها، نشستهای علمی و نگارش کتابهای مشترک از جمله این راههاست. نوشتن یک کتاب مشترک میان یک اندیشمند مسلمان و یک کشیش مسیحی، در واقع دریچهای دوطرفه برای گفتوگو باز میکند. طبیعی است اگر من بهتنهایی کتابی درباره اسلام بنویسم، ممکن است مخاطب مسیحی تمایلی به خواندن آن نداشته باشد؛ اما وقتی همان کتاب بهصورت مشترک با یک کشیش نوشته شود، مخاطبان او نیز به دلیل اعتماد به نویسنده خود، این اثر را خواهند خواند. این شیوه، زمینهساز شکلگیری یک گفتوگوی ماندگار و عمیق است.
بنابراین، در کنار بهرهگیری از رسانههای مدرن و فضاهایی که امروز جوانان حضور پررنگتری در آن دارند، باید روشهای پایدار و ریشهدار گفتوگوی علمی و فرهنگی را نیز تقویت کنیم.
رسا: در ماه مبارک رمضان که ماه بندگی است، چه ظرفیتهایی برای تقویت تعاملات بین ادیان الهی و توحیدی دارد و چگونه میشود این ظرفیتها را فعال کرد؟
در پاسخ به پرسش بعدی درباره ظرفیتهای ماه مبارک رمضان برای تقویت تعاملات میان ادیان الهی و توحیدی، باید به یک نکته مهم اشاره کرد: ماه رمضان که ماه بندگی، دعا و معنویت در جهان اسلام است، در سالهای اخیر تقریباً همزمان با ایام «لِنت» در مسیحیت قرار گرفته است؛ ایامی که مسیحیان در آن به مدت چهل روز روزهداری، دعا و خودسازی معنوی دارند. این همزمانی، یک فرصت کمنظیر برای ایجاد فضای مشترک معنوی میان مسلمانان و مسیحیان فراهم میکند.
این ایام مشترک میتواند بستری مناسب برای گفتوگوهای دینی، تعاملات معنوی و همدلی میان پیروان ادیان الهی باشد. میتوان در این بازه زمانی، همایشها و نشستهای مشترک برگزار کرد، درباره مفهوم روزه و معنویت در اسلام و مسیحیت گفتوگو نمود، کتابها و مقالات مشترک نوشت و حتی برنامههایی مانند آیینهای دعا یا نشستهای تأمل معنوی مشترک را ـ متناسب با چارچوبهای اعتقادی هر دین ـ طراحی کرد.
این اقدامات نهتنها به شناخت متقابل کمک میکند، بلکه میتواند زمینهساز شکلگیری اعتماد، همدلی و تعامل عمیقتر میان جوامع دینی باشد؛ فرصتی که اگر بهدرستی از آن استفاده شود، آثار ماندگار فرهنگی و معنوی به همراه خواهد داشت.