از جهانهای موازی تا زبان مشترک با نسل نو
به گزارش سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، یادداشت حجتالاسلام محمد قطبی دبیر «ستاد راهبری کار و اشتغال حوزه» و «مدیر عامل مرکز نوآوری و رشد اشراق دفتر تبلیغات اسلامی» بدین شرح است:
مسئله
در یک دهه گذشته، شکاف ارتباطی میان نظام فرهنگی–رسانهای رسمی و نسل نو بهتدریج عمیق شده است. رسانهها و برنامههای فرهنگی رسمی، عمدتاً مخاطب محدود و درونگفتمانی پیدا کردهاند و پیام خود را بیش از آنکه متوجه نسل نوجوان و جوان کنند، به «خواص» و حلقههای آشنا با زبان رسمی معطوف ساختهاند.
در مقابل، نسل نو زیست رسانهای، هویتی و معرفتی خود را در شبکههای اجتماعی و بسترهای غیررسمی شکل داده و از منابع بیرونی تغذیه میشود.
پیامد این روند، شکلگیری دو جهان موازی است؛ دو جهانی که نه زبان هم را میفهمند و نه تصویری واقعی از یکدیگر دارند. رخدادهای دیماه امسال این شکاف پنهان را آشکار کرد و نشان داد که ناآشنایی متقابل، به مرحلهای نگرانکننده رسیده است.فرصت
این شکاف در زمانی عیان شده که نظام در موقعیت تثبیتشده حاکمیتی قرار دارد و همچنان ابزارهای سیاستگذاری، رسانهای و نهادی مؤثر در اختیار دارد. بنابراین، امکان ترمیم ارتباط وجود دارد؛ مشروط به آنکه تغییر رویکرد جایگزین تکرار رویههای گذشته شود.
جهتگیری راهبردی
مسئله اصلی، «بلندتر کردن صدا» نیست، بلکه تغییر فرکانس ارتباطی است. سیاست فرهنگی مؤثر برای نسل نو، باید:
از منطق ابلاغی به منطق گفتوگویی تغییر کند
از قالبهای آیینیِ محدود به تجربههای زیسته و آیندهمحور حرکت کند
از پیامهای انتزاعی به مفاهیم هویتساز و ملموس برسد
بررسیهای میدانی و تجربههای اجتماعی نشان میدهد که مفاهیمی چون ایران، امید و آینده همچنان ظرفیت بالایی برای ایجاد پیوند عاطفی و هویتی با نسل نو دارند؛ البته تنها در صورتی که صادقانه، غیرشعاری و متناسب با زبان امروز روایت شوند.
پیشنهادهای اجرایی
بازتعریف مأموریت نهادهای فرهنگی مرتبط با نسل نو
تمرکز مأموریت از «انتقال پیام» به «ساخت تجربه معنادار» برای نوجوانان و جوانان؛ با شاخصهایی مانند مشارکت، احساس نقشآفرینی و افق آینده.
سرمایهگذاری هدفمند بر مفاهیم هویتساز مشترک
طراحی پروژههای فرهنگی–رسانهای با محوریت:
ایران بهعنوان فرصت زیستن و ساختن
امید بهعنوان امکان واقعی، نه وعده کلی
آینده بهعنوان میدان نقشآفرینی نسل نو
ایجاد لایههای واسط میان حاکمیت و نسل نو
حمایت از نهادها، گروهها و پلتفرمهایی که هم زبان نسل نو را میفهمند و هم امکان اتصال به ساختار رسمی را دارند؛ بهجای تکیه صرف بر نهادهای سنتی.
غییر منطق تولید محتوا
حرکت از تولید محتواهای مناسبتی و واکنشی به روایتهای مستمر، مسئلهمحور و آیندهنگر؛ با استفاده از قالبها و بسترهایی که نسل نو بهطور طبیعی در آنها حضور دارد.
پایش مستمر شکاف نسلی بهعنوان یک مسئله حکمرانی
تعریف رصدخانه اجتماعی–فرهنگی برای سنجش مستمر نگرشها، دغدغهها و تحولات هویتی نسل نو و اتصال نتایج آن به فرآیند تصمیمسازی.
جمعبندی
اگر قرار است دو جهان شکلگرفته به یکدیگر برسند، این امر نه با انکار شکاف، بلکه با پذیرش آن و تغییر هوشمندانه سیاستهای فرهنگی ممکن است. هنوز فرصت باقی است؛ اما این فرصت، نیازمند تصمیم، شجاعت و عبور از عادتهای گذشته است.