پایان عصر مصلحتاندیشی افراطی
به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، جایی که دشمن انتظار خلأ قدرت و انفعال پس از شهادت رهبر را داشت، ملت با حضور عمارگونهاش و رهبر جدید با قاطعیت ساختاری، معادله را وارونه کرد؛ دقیقا برعکس آنچه در «بیداری اسلامی» یا فروپاشی شوروی رخ داد. در میانه جنگ تمامعیار، هر گونه بازگشت به مدارای پیشین یا تردید در قاعده تقاص، مسیر پیروزی را به بنبست میکشاند.
چیستی و چگونگی نقطه عطف
اولین پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای در ۲۱ اسفند ۱۴۰۴ (۲۲ رمضان ۱۴۴۷)، در شرایطی صادر شد که کشور هنوز در شوک شهادت رهبر پیشین در سحرگاه دهم رمضان، حین تلاوت قرآن، قرار داشت. این بیانیه در دل جنگ ترکیبی همهجانبه، نه به عنوان یک سخنرانی تسلیبخش، بلکه به مثابه سند راهبردی حکمرانی ظاهر شد. متن با ادبیات مکتبی، مرزبندی قرآنی («أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُم») و تأکید بر مردمپایگی، نشان داد که رهبری جدید نه در پی تداوم روال سابق، بلکه در پی تحقق عملی «گام دوم انقلاب» است.
بازتعریف موازنه قدرت
در سطح منطقهای و جهانی، این پیام اهرمهای جدیدی معرفی کرد: مسدودسازی تنگه هرمز به عنوان اهرم فشار دائمی، قاعده سهمرحلهای تقاص (غرامت مستقیم، مصادره اموال، نابودی متناسب تأسیسات)، و گشودن جبهههای نوین نبرد که دشمن تجربه اندکی در آن دارد. این رویکرد، موازنه قدرت را به نفع جبهه مقاومت تغییر میدهد. پایگاههای آمریکایی در ۱۵ کشور همسایه دیگر «سرمایهگذاری امن» نیستند؛ بلکه نقاط آسیبپذیرند که جمهوری اسلامی حق پاسخ مستقیم و نقطهزن به آنها را برای خود محفوظ میداند، بدون تعرض به حاکمیت ملی آن کشورها.
این تغییر، منافع ملی جمهوری اسلامی ایران را با پیوند عمیقتر به محور مقاومت (یمن، لبنان، عراق، غزه) تأمین میکند و همزمان، سلطه دلار و زنجیره تأمین انرژی غرب را تهدید میکند. اگر این روند ادامه یابد، آیندهای محتمل است که در آن، پیمانهای منطقهای بر پایه ارزهای محلی و تهاتر، جایگزین ساختارهای وابسته به غرب شوند.
گسستها و پیوستهای معنایی
گفتمان این بیانیه، پیوست عمیق با گفتمان امامین انقلاب دارد اما گسست روشنی در «اقتضائات زمانی» ایجاد میکند. پیشفرض پنهان رویکردهای پیشین — مدارا برای اقناع تدریجی — در شرایط جنگ ترکیبی و خون شهدای اخیر، منقضی شده است. اینجا «مظلومیت مقتدرانه» رهبر شهید، نه نشانه ضعف، بلکه حجت بر دشمن و قدرناشناسان داخلی است. مشت گرهکرده پیکر مطهر، نماد گفتمانی قدرتمندی است که سازش را برای همیشه مسدود میکند.
این متن قدرتدانش فوکو را وارونه میکند: دانش (مکتبی بودن) مستقیم به قدرت (مردمپایگی) تبدیل میشود و نهاد دولت را به نقش تسهیلگر و ناظر تقلیل میدهد. این، نقدی است بر مدلهای حکمرانی تکنوکراتیک یا لیبرال که مردم را به رأیدهنده منفعل تبدیل میکنند.
نسبت این پیام با سیاستهای ابلاغی پیشین رهبر شهید، تداوم در اصول و تحول در شیوههاست. مردمپایگی، تحقق عملی همان «مردمسالاری دینی» است که دیگر شعار نیست، بلکه الگوی ساختاری میطلبد.
راهبردهای فعال هویت دینی و منافع ملی
تقویت هویت دینی نیازمند گذار از «تبلیغ» به «مشارکت ساختاری» است. اگر مردمپایگی محقق شود، نه تنها تابآوری داخلی افزایش مییابد، بلکه الگوی صادراتی برای دیگر جوامع اسلامی خواهد شد. پرسش کلیدی: چرا اکنون؟ چون دشمن در اوج فشار، انتظار انفعال داشت؛ اما این بیانیه نشان داد که شهادت، نقطه پایان نیست، بلکه کاتالیزور تحول حکمرانی است
این بیانیه، با قاطعیت ساختاری و عطوفت مردمی، نشان داد که انقلاب اسلامی نه تنها زنده است، بلکه در مواجهه با بحران، به بلوغی جدید رسیده که دشمن را غافلگیر کرده است. آنچه پنهان مانده بود، ظرفیت عظیم این نظام برای تبدیل تهدید به فرصت بود — فرصتی که اگر با هوشیاری نخبگان و مشارکت آگاهانه مردم دنبال شود، افق تمدن نوین اسلامی را نزدیکتر از همیشه خواهد کرد.
پاینده باد جمهوری اسلامی ایران
شکستهتر باد هیمنه ایالات متحده
الداعی الی سواء السبیل و الآخذ بید الأمة إلی مدارج الکمال