۰۲ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۲:۵۳
کد خبر: ۸۰۷۰۹۵
یادداشت؛

واکاوی کارنامه سیاه وطن‌فروشی سیستماتیک در عصر پهلوی

واکاوی کارنامه سیاه وطن‌فروشی سیستماتیک در عصر پهلوی
آذربایجان شرقی- برخلاف تلاش رسانه‌ای دشمن برای تطهیر چهره پهلوی، بازخوانی اسناد تاریخی کارنامه‌ای سیاه از وطن‌فروشی سیستماتیک را آشکار می‌کند؛ از واگذاری بخش‌های حیاتی خاک کشور و تصویب قانون ننگین کاپیتولاسیون تا غارت منابع ملی و جنگ با هویت دینی، همگی گواهی بر ماهیت وابسته و ضدایرانی رژیمی است که استقلال کشور را قربانی منافع بیگانگان کرد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در تبریز، در حالی که جریان‌های رسانه‌ای معاند تلاش می‌کنند با تطهیر چهره رژیم پهلوی، دورانی طلایی و ملی‌گرایانه از آن ترسیم کنند، بازخوانی اسناد تاریخی حقیقتی تلخ و تکان‌دهنده را آشکار می‌سازد.

رژیم پهلوی نه تنها حافظ منافع ملی ایران نبود، بلکه در دو دوره حکومت رضاخان و محمدرضا، بزرگترین خیانت‌ها را علیه تمامیت ارضی، هویت دینی و استقلال سیاسی کشور مرتکب شد از بذل و بخشش خاک ایران به بیگانگان تا تصویب لایحه ننگین کاپیتولاسیون و تاراج منابع نفتی، همگی قطعات پازلی هستند که تصویر واقعی «سلطنت وابسته» را ترسیم می‌کنند.

این یادداشت تحلیلی به ضرورت جهاد تبیین، به بررسی ابعاد خیانت‌های این خاندان در حق ملت ایران می‌پردازد.

۱. حراج تمامیت ارضی؛ وقتی «میهن‌پرستی» شعاری بیش نبود

یکی از بزرگترین دروغ‌های تاریخی درباره پهلوی‌ها، ادعای ملی‌گرایی و حفاظت از خاک ایران است اسناد متقن تاریخی نشان می‌دهد که در هر دو دوره پهلوی اول و دوم، بخش‌های استراتژیک و حیاتی از خاک ایران طی پیمان‌های ذلت‌بار به بیگانگان واگذار شد:

  • خیانت‌های ارضی رضاخان: در پیمان سعدآباد (۱۳۱۶)، رضاخان برای جلب رضایت انگلیس و ایجاد کمربند امنیتی علیه شوروی، بخش‌های مهمی از ایران را حراج کرد.

  • ارتفاعات استراتژیک «آرارات» به ترکیه واگذار شد، «دشت ناامید» به افغانستان بخشیده شد و حق کشتیرانی در اروندرود به عراق واگذار گردید.

  • وزیر خارجه وقت در توجیه این خیانت آشکار به مجلس گفت: «آرارات که تپه‌ای بیش نیست و ارزش دعوا با برادران ترک را ندارد!»

  • جدایی بحرین، لکه ننگ ابدی: در دوران محمدرضا پهلوی، استان چهاردهم ایران (بحرین) که مروارید خلیج فارس نامیده می‌شد، با یک سازش سیاسی و بدون شلیک حتی یک گلوله از ایران جدا شد.

  • شاه مخلوع در مصاحبه‌ای شرم‌آور ادعا کرد که بحرین دیگر اهمیتی ندارد چون نفتش تمام شده است! این جدایی نه تنها تمامیت ارضی را خدشه‌دار کرد، بلکه ژئوپلیتیک منطقه را برای همیشه علیه ایران تغییر داد.

۲. کاپیتولاسیون؛ سند بردگی ملت ایران

شاید بتوان اوج حقارت سیاسی رژیم پهلوی را در احیای قانون ننگین کاپیتولاسیون در سال ۱۳۴۳ جستجو کرد محمدرضا پهلوی با اعطای مصونیت قضایی به هزاران مستشار نظامی و غیرنظامی آمریکایی، عملاً عزت و استقلال قضایی ایران را زیر پا گذاشت.

بر اساس این قانون، اگر یک آشپز آمریکایی، شاه ایران را زیر می‌گرفت، دادگاه‌های ایران حق محاکمه او را نداشتند، اما اگر شاه ایران سگ یک آمریکایی را زیر می‌گرفت، باید محاکمه می‌شد این اقدام که با اعتراض شدید و افشاگرانه امام خمینی(ره) مواجه شد، نشان داد که ایران در عصر پهلوی نه یک کشور مستقل، بلکه یک ایالت تحت‌الحمایه آمریکا بوده است.

۳. غارت منابع ملی و تبدیل ارتش به ژاندارم منطقه

رژیم پهلوی منابع عظیم نفتی ایران را به جای صرف در زیرساخت‌های کشور و رفاه عمومی، هزینه جاه‌طلبی‌های نظامی و تأمین منافع غرب کرد:

  • ارتش اجاره‌ای: ارتش ایران که با پول نفت تجهیز می‌شد، به جای دفاع از مرزها، به ژاندارم آمریکا در منطقه تبدیل شده بود.

  • اعزام نیروهای ایرانی برای سرکوب قیام ظفار در عمان و کمک به آمریکا در جنگ ویتنام، نمونه‌هایی از این بود که خون سرباز ایرانی فدای منافع کاخ سفید می‌شد.

  • تاراج نفت: کنسرسیوم نفتی پس از کودتای ۲۸ مرداد، عملاً کنترل شریان حیاتی اقتصاد ایران را به شرکت‌های چندملیتی سپرد.

  • همچنین در حالی که کشورهای اسلامی اسرائیل را تحریم نفتی کرده بودند، رژیم پهلوی اصلی‌ترین تأمین‌کننده سوخت ماشین جنگی رژیم صهیونیستی بود که خیانتی آشکار به جهان اسلام محسوب می‌شد.

۴. جنگ با هویت دینی و فرهنگی (استحاله فرهنگی)

خیانت پهلوی تنها به خاک و نفت محدود نمی‌شد؛ خطرناک‌ترین بعد آن، خیانت به هویت و روح ایرانی اسلامی بود.

  • کشف حجاب رضاخانی: تلاش برای تغییر اجباری لباس و ممنوعیت حجاب، نه یک اقدام اصلاحی، بلکه پروژه‌ای استعماری برای از بین بردن مقاومت مذهبی جامعه بود کشتار مسجد گوهرشاد سند خونین این تقابل بود.

  • تغییر تاریخ و جشن‌های ۲۵۰۰ ساله: تغییر مبدأ تاریخ از هجری شمسی به شاهنشاهی و برگزاری جشن‌های پرهزینه ۲۵۰۰ ساله در حالی که مردم در حلبی‌آبادها زندگی می‌کردند، تلاشی مذبوحانه برای قطع ریشه اسلامی ملت و جایگزینی آن با باستان‌گرایی جعلی و شاه‌محور بود.

۵. سرکوب نخبگان و وابستگی ساختاری

رژیم پهلوی با تأسیس سازمان جهنمی ساواک، هرگونه صدای آزادی‌خواه و مستقل را در گلو خفه کرد زندان‌های سیاسی مملو از روحانیون مبارز، دانشجویان و روشنفکرانی بود که جرمشان درخواست استقلال و آزادی بود.

وابستگی شاه به سفارتخانه‌های آمریکا و انگلیس به حدی بود که حتی لیست نمایندگان مجلس و وزرا نیز باید با تأیید آن‌ها نهایی می‌شد خاطرات علم و فردوست (از نزدیکان شاه) مملو از اعترافاتی است که نشان می‌دهد محمدرضا پهلوی برای کوچکترین تصمیمات مملکتی، چشم به دهان سفیر آمریکا داشت.

نتیجه‌گیری:

بررسی کارنامه رژیم پهلوی نشان می‌دهد که آنچه امروز تحت عنوان «تمدن بزرگ» یا «دوران شکوه» تبلیغ می‌شود، سرابی بیش نیست واقعیت آن دوران، ترکیبی از «استبداد داخلی» و «استعمار خارجی» بود.

خیانت‌های پهلوی تنها اشتباهات مدیریتی نبود، بلکه رویکردی سیستماتیک برای تبدیل ایران به حیاط خلوت غرب و تهی کردن آن از قدرت درونی بود.

انقلاب اسلامی واکنشی تاریخی به این تحقیر ملی بود تا ایران بتواند پس از دهه‌ها، طعم واقعی استقلال، آزادی و مردم‌سالاری دینی را بچشد بازخوانی این خیانت‌ها برای نسل جوان، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر در برابر جنگ شناختی دشمن است.

وحید نستوهی
ارسال نظرات