متصوفه ایران در جنگ ۱۲ روزه چه مواضعی داشتند

به گزارش خبرنگار گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا، نشست علمی «نقش و عملکرد فرقهها در جنگ ۱۲ روزه» با حضور حجتالاسلام عبدالرحیم بیرانوند، کارشناس حوزه فرق و ادیان، چهارشنبه 4 شهریور در خبرگزاری رسا برگزار شد.
وی در این نشست با تأکید بر اینکه در خصوص جریان تصوف در ایران را نمی توان به طور کلی سخن گفت، علت این امر را تکثر نگرش ها و مسلک های صوفیه در ایران دانست و گفت: طریقتهای تصوف در جامعه ما متکثر و چندلایهاند و نمیتوان درباره همه آنها موضع واحدی اتخاذ کرد؛ بلکه ضروری است هر شاخه و حتی هر فرد به طور جداگانه مورد بررسی قرار گیرد. به طور کلی، طریقتهای صوفیه یا از اهل سنت هستند و یا ادعای پیروی از تشیع دارند.
این کارشناس فرق و ادیان مثال هایی را از مواضع گروه های مختلف صوفیه در ایران در دوران جنگ 12 روزه در بخش دیگری از نشست تخصصی خود به تنوع و پیچیدگی ساختار طریقتهای تصوف در ایران اشاره کرد و بسیاری از نحله های آن را برای نظام یک فرصت دانست.
در ادامه مشروح سخنان حجت الاسلام بیرانوند تقدیم شما می شود:
«کشور عزیز ما ایران، هم در حوزه قومیتها و هم در زمینه ادیان و مذاهب، از تنوعی گسترده برخوردار است. در این سرزمین پهناور، اقوام مختلفی چون کرد، لر، ترک، بلوچ، ترکمن، عرب، فارس و سایر اقوام عزیز دیگر، زیر یک پرچم واحد و با هویتی ملی به نام ایرانیت، همزیستی مسالمتآمیزی را رقم زدهاند و همه آنها بخشهای جداییناپذیر از یک جامعه یکپارچه به شمار میآیند.
هرچند مذهب رسمی کشور شیعه اثنی عشری است و اکثریت مردم پیرو دین اسلام هستند، اما ایران از دیرباز شاهد حضور ادیان و مذاهب مختلف با ریشههای تاریخی عمیق بوده است که در طول تاریخ با صلح و همزیستی مسالمتآمیز در کنار یکدیگر زندگی کردهاند.»
بیگانگان سالهاست در پی ایجاد تفرقه در ایران هستند
حجتالاسلام عبدالرحیم بیرانوند در ادامه سخنان خود با اشاره به تلاشهای مستمر بیگانگان برای ایجاد اختلاف در میان اقوام و ادیان ایران تصریح کرد: در دو قرن اخیر، بهویژه با دخالتهای استعمار پیر انگلستان، کوششهایی هدفمند برای دامنزدن به اختلافات قومی و مذهبی در ایران صورت گرفته است. اگرچه اقوام و پیروان ادیان مختلف در کشور، همواره دلبستگی و وفاداری خود را نسبت به میهن نشان دادهاند، اما گاهی برخی از این تلاشهای خارجی، بهویژه از سوی دشمنان خارجی، تأثیراتی بر جای گذاشته است.
دشمنان با بهرهگیری از جریانهایی چون پانگرایی، ناسیونالیسم افراطی و گروههای مسلح تجزیهطلب، کوشیدهاند تا با جذب عناصر خائن، تمامیت ارضی ایران را تهدید کنند. یکی از برنامههای راهبردی اندیشکدههای غربی، فعالسازی گسلهای قومی در کشور بوده است.
در این میان، مسئله ادیان و مذاهب نیز از جمله گسلهایی است که همواره مورد طمع استعمار و استکبار جهانی قرار داشته است. «بهویژه در جریان فتنه سال ۱۴۰۱ موسوم به «مهسا»، دشمن تلاش کرد تا با بهرهگیری از مسائل مربوط به اقوام، ادیان و مذاهب و با تمرکز ویژه بر نهاد خانواده، این گسلهای اجتماعی را فعال کرده و به دنبال ایجاد شکافی عمیق در وحدت ملی کشور باشد.»
طریقتهای عرفانی در آزمون صداقت
حجتالاسلام بیرانوند در ادامه به بررسی مواضع و واکنشهای طریقتهای تصوف ایران در برابر حمله ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی و آمریکا به خاک کشورمان پرداخت و آن را معیاری مهم برای سنجش صداقت عرفان اجتماعی و تعهد به ارزشهای انسانی دانست.
بیتردید، تجاوز مستقیم رژیم صهیونیستی و آمریکا به خاک ایران، نقطهعطفی تاریخی است که از این پس نمیتوان تحلیل رفتارها و مواضع شخصیتها و جریانهای دینی و اجتماعی را بدون در نظر گرفتن آن انجام داد. این رویداد، مرزی روشن میان «قبل» و «بعد» خود ترسیم کرده و به آزمونی بدل شده برای سنجش صداقت و پایبندی به ارزشهای انسانی و عرفانی.
در چنین بستری، عدم واکنش نسبت به حملهای مستقیم به سرزمینی که هزاران مرید و خادم طریقت در آن اقامت دارند، صرفاً سکوت نیست؛ بلکه حامل پیامی معنادار است. در دورانی که طریقتها نقشی اجتماعی و رسانهای یافتهاند، حتی کنشنداشتن نیز نوعی موضعگیری تلقی میشود.
از منظر عرفان اسلامی، که همواره در دفاع از مظلوم و تقبیح ظلم پیشقدم بوده، انتظار میرود که مواضع طریقتها در بزنگاههای حساس، نه بر اساس مصلحتاندیشیهای سیاسی، بلکه با تکیه بر اصول اخلاقی، معنوی و تعهد انسانی اتخاذ شود.
ایران، از موضع اقتدار و عزت، نیازی به حمایتهای نمادین ندارد؛ اما در فضای اسلامی، عرفانی و ایمانی، بیتفاوتی نسبت به رنجها و آلام ملت، گسستی عاطفی و معنوی میان رهبران طریقت و بدنه مریدان ایجاد میکند. چنانکه حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیهالسلام فرمودند:
«کونا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً» — دشمن ظالم باشید و یاور مظلوم.
از این منظر، آنچه اهمیت دارد، صرفاً مواضع فردی یک قطب وشیخ و خلیفه طریقت نیست؛ بلکه بازخوانی نقش و کارکرد اجتماعی و معنوی طریقتهایی است که داعیه هدایت انسان در مسیر حقیقت و عدالت را دارند.
طریقتهای تصوف؛ تنوعی چندلایه و فرصتی برای وحدت و تعالی
حجتالاسلام عبدالرحیم بیرانوند در بخش دیگری از نشست تخصصی خود به تنوع و پیچیدگی ساختار طریقتهای تصوف در ایران اشاره کرد و گفت: طریقتهای تصوف در جامعه ما متکثر و چندلایهاند و نمیتوان درباره همه آنها موضع واحدی اتخاذ کرد؛ بلکه ضروری است هر شاخه و حتی هر فرد به طور جداگانه مورد بررسی قرار گیرد. به طور کلی، طریقتهای صوفیه یا از اهل سنت هستند و یا ادعای پیروی از تشیع دارند.
برخی پژوهشگران معتقدند که تصوف اهل سنت میتواند برای تشیع، اسلام و انقلاب فرصتآفرین باشد که این دیدگاه قابل تأمل و پذیرفتنی است. از این رو، لازم است نهادهای علمی، دانشگاهی و پژوهشکدهها جریانهای تراز و اثرگذار را شناسایی کرده و مورد حمایت قرار دهند. شایان ذکر است که تصوف مذهب نیست؛ بلکه مسلک و طریقۀ سلوکی است که رویکردی عرفانی و معنوی را در نگرش به امور پیش مینهد.
چرایی فرصتآفرینی طریقتهای تصوف اهل سنت برای شیعه و انقلاب
حجتالاسلام عبدالرحیم بیرانوند در تشریح دلایل فرصتآفرینی طریقتهای تصوف اهل سنت برای تشیع و انقلاب اسلامی بیان کرد: یکی از ویژگیهای مهم متصوفه اهل سنت، داشتن سلسله اسنادی موسوم به «کرسینامه» است که بزرگان و مشایخ خود را به صورت سلسلهوار به پیامبر اسلام(ص) مرتبط میکنند. در این کرسینامهها، برخی از ائمه اطهار به عنوان ائمه مشایخ طریقت متصوفه شناخته میشوند.
به طور کلی، سه کرسینامه اصلی در میان سلسلههای صوفیه وجود دارد:
* سلسله اسناد علویه که امام علی(ع) محور اصلی آن است؛
* سلسله اسناد صدیقیه که امام صادق(ع) به عنوان «مجمعالبحرین» در آن نقش محوری دارد؛
* و در سلسله اسناد معروفیه، پس از پیامبر اکرم (ص)، امامان معصوم تا امام رضا (ع) بهعنوان مشایخ و ائمه طریقت شناخته میشوند.
از همین رو، تصوف اهل سنت معمولاً محب اهلبیت(ع) هستند و قائل به زیارت. برای نمونه، نقشبندیهای ترکمنصحرا علاوه بر زیارت بزرگان صوفیه مانند بایزید بسطامی و ابوالحسن خرقانی، به زیارت امام رضا(ع) نیز میروند. در طریقت قادریه نیز چنین است؛ آنها علاوه بر زیارت عبدالقادر گیلانی، به زیارت امام علی(ع)، امام حسین(ع) و دیگر امامان میروند.
در کنار این باورهای مشترک، توجه به مسائل توسل، شفاعت، تبرک، مخالفت با جریانهای وهابی و تکفری، اعتقاد به وحدت و تقریب مذاهب، ایرانی بودن، میهنپرستی و حمایت از مسئله فلسطین و غزه از دیگر ویژگیهای اهل تصوف است. همه این مولفهها امروز ظرفیتهای مهمی را برای همگرایی این طریقتها با شیعه اثنی عشری و جمهوری اسلامی ایران فراهم کرده است.
نقش میهنپرستی و وحدت در طریقت نقشبندیه گلستان
حجتالاسلام عبدالرحیم بیرانوند در ادامه نشست تخصصی خود به تجربیات میدانی و پژوهشی خود درباره طریقت نقشبندیه در استان گلستان اشاره کرد و گفت: متصوفه، گرچه پیرو آموزههای خاص خود هستند، اما در بسیاری از موارد حامی میهنپرستی و وحدت میان مذاهب بودهاند. در جریان نگارش کتابی درباره نقشبندیه، سفرهای متعددی به نقاط مختلف داشتم و با بیش از ۸۰ عالم نقشبندی در استان گلستان مصاحبه کردم که در این میان دوستیهای عمیقی شکل گرفت. شاخههای مختلف نقشبندیه در این استان شناخته شدهاند و من بزرگان آنها را میشناسم.
بنابراین، نباید به صورت کلی و یکدست به تصوف نگریست یا همه اهل تصوف را به عنوان اپوزیسیون یا مخالف نظام تلقی کرد. مردم استان گلستان، متمدن و بافرهنگ، مهماننواز، نجیب و همسو با مصالح کشور هستند. در جنگ دوازدهروزه اخیر، موضعگیریهای متکثری از سوی نقشبندیه گلستان علیه رژیم صهیونیستی مشاهده شد؛ در همان ایام، بزرگان آنان با در دست داشتن پرچم ایران اعلام کردند که اگر رهبری اذن جهاد دهد، جان خود را برای اسلام و وطن فدا خواهند کرد.
بیرانوند در این نشست، با ذکر نام بسیاری از خلفا و مشایخ این طریقت که اغلب از روحانیون برجسته منطقه بوده و دارای حوزههای علمیه، مساجد و امامت جماعت و جمعه هستند، به تشریح مواضع انقلابی آنان در حمایت از میهن و مقابله با صهیونیسم پرداخت.
مواضع انقلابی طریقت قادری در استانهای غربی؛ کردستان الگویی از همدلی و مقاومت
حجتالاسلام عبدالرحیم بیرانوند در ادامه مباحث خود به بررسی مواضع مشایخ و بزرگان طریقت قادری در استانهای غربی کشور، بهویژه کردستان، پرداخت و با اشاره به شاخههایی چون کسنزانی، خالصه طالبانی و سولهای دولاب، مواضع آنان در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران را تشریح کرد.
وی خاطرنشان کرد:کسنزانیها از طریقتهای صوفیه به شمار میآیند و یکی از ماموستاها به نشانه همدلی و همراهی به من گفت که در تکیههای خود، سرودی حماسی و انقلابی را که مداحان شیعی در ایام جنگ از صدا و سیما پخش میشد را برای مریدان خود پخش میکردند. بنده سفرهای متعددی به استان کردستان داشتهام و موضوع رساله دکتریام درباره ظرفیتهای همگرایی طریقت قادری است. خدمت بسیاری از ماموستاهای این منطقه رسیدهام و با مشایخ و خلفای شاخههای مختلف این طریقت دیدار، گفتگو و مصاحبه داشتهام. واقعاً استان کردستان، مردمانی مهربان، مهماننواز، با روحی لطیف، سرشار از عواطف انسانی، هنرمند و علاقهمند به عرفان و معنویت دارد.
در کردستان، در میان خلفای این طریقت، خانوادهای داریم که از اقوام نزدیک آن ۱۱ شهید تقدیم انقلاب کردهاند. برخی از ماموستاها و خلفای طریقتی که به خدمت آنان رسیدم، از خانوادههای شهدا در دفاع مقدس هستند. متصوفه این منطقه، افراد باغیرت و وطنپرستی هستند و دشمن از همین وحدت عصبانی است که به دنبال ایجاد اختلاف و چندصدایی میگردد.
فعالیت برخی گروههای تجزیهطلب مانند پژاک، کمله و دمکرات که تحت حمایت سرویسهای بیگانه، بهویژه رژیم صهیونیستی قرار دارند، با هدف به چالش کشیدن و ناامن جلوه دادن این منطقه صورت میگیرد؛ در حالی که به نظر من، قوم کرد یکی از اصیلترین و ایرانیترین اقوام کشور محسوب میشود.
بیرانوند در ادامه، با نام بردن از خلفا، مشایخ و نخبگان طریقت قادری، به حمایت صریح آنان از ایران، انقلاب اسلامی، استکبارستیزی و آمادگی برای مبارزه با رژیم صهیونیستی و دفاع از ملتهای فلسطین و غزه اشاره کرد.
این استاد حوزه در پایان بخش واکنشسنجی طریقتهای اهل سنت تأکید کرد که بسیاری از مشایخ و خلفای متصوفه اهل سنت، که در مناسبات اجتماعی و مذهبی از جمله ائمه جمعه، جماعات و مدارس علمیه دارای جایگاه ویژهای هستند، از طریق روشهای مختلفی همچون سخنرانیها، صدور بیانیهها، امضای طومارها، راهپیماییهای اعتراضی و نیز موضعگیریها و انتشار مطالب در کانالها و گروههای طریقتهای خود یا صفحات شخصی در فضای مجازی، از ماجرای طوفان الاقصی تا پس از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، مواضع قاطع و حمایتهای جدی خود را نسبت به جبهه مقاومت، مردم مظلوم فلسطین و غزه، دفاع از وطن و اعلام انزجار از رژیم صهیونیستی ابراز کردهاند.
وی همچنین افزود: با وجود این حمایتهای پرشور، برخی از این چهرهها به دلایل مختلف، رویکرد رسانهای گستردهای ندارند و بیشتر فعالیتهای خود را به سطح جامعه محلی و طریقتهای خود محدود کردهاند.
واکنشهای متفاوت طریقتهای صوفیه شیعی به تجاوز رژیم صهیونیستی
حجتالاسلام عبدالرحیم بیرانوند در ادامه به مواضع جریانهای مختلف تصوف شیعی در واکنش به تجاوز رژیم صهیونیستی پرداخت و گفت: در میان طریقتهای صوفیه شیعی، جریان خاکساری نیز حضور دارد که ضمن محکومیت تجاوز رژیم صهیونیستی، خانههای خود را در استانهای شمالی در اختیار مردم قرار دادند. اگرچه برخی ممکن است این واکنشها را جذبجویانه و مصلحتمدارانه تلقی کنند، اما همدردی و همراهی آنان در شرایط سخت شایسته تقدیر است. همچنین در برخی جریانات مانند ذهبیه، گرچه بدنه همراه میهن بودهاند، اما بزرگان آنها سکوت اختیار کردهاند.
دراویش نعمتاللهی سلطانعلیشاهی (گنابادی) نیز شامل گرایشها و جریانهای متنوعی است. در روز دوم جنگ، سید علیرضا جذبی، قطب این طریقت، در مراسمی فاتحهای برای شهدای جنگ قرائت کرد و طی ۲۳ روز پس از آغاز جنگ، بیانیهای صادر نمود و به خصوص به کسانی که مظلومانه در این جنگ به شهادت رسیدند، تسلیت گفت.
با این حال، در آغاز بیانیه، جملهای بیان شد که «چون تهمتهای زیادی به ما زده میشود...» که این نوع بیان، ابهاماتی به دنبال داشت. لازم است نویسندگان چنین بیانیههایی دقت بیشتری داشته باشند، چرا که در بیانیه مذکور جای اشاره صریح به محکومیت تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی به خاک میهن خالی بود. همچنین نسبت به فرماندهان نظامی شهید و دانشمندان هستهای که سرمایههای اجتماعی و قهرمانان ملت ایران هستند، سکوت شده بود؛ در حالی که این عزیزان جان خود را برای وطن و مردم ایران فدا کردهاند. بنابراین، تعارفات باید کنار گذاشته شده و موضعگیریها به وضوح و صراحت بیان شود.
واکنش یکی از بزرگان طریقت سلطانعلیشاهی به نشست افشای شبکه صهیونیستی مصطفی آزمایش
حجتالاسلام عبدالرحیم بیرانوند با اشاره به نشستی تخصصی به میزبانی مجمع فعالان مردمی فرق و ادیان و مذاهب با موضوع «افشای شبکه صهیونیستی مصطفی آزمایش» — که به عنوان شاخهای طرد شده از سلسله گنابادیه و دراویش اپوزیسیون خارجنشین شناخته میشود — از طرح مباحث مهمی در این نشست خبر داد که علاقهمندان میتوانند برای کسب جزئیات بیشتر به فایل صوتی آن مراجعه کنند.
وی در ادامه افزود: پس از توفیق سفر به عتبات عالیات و شرکت در پیادهروی اربعین، در حرم مطهر حضرت علی علیهالسلام متنی را دریافت کردم که از سوی یکی از بزرگان طریقت دراویش نعمتاللهی سلطانعلیشاهی ارسال شده بود. با احترام به حریم خصوصی این بزرگوار و به دلیل نداشتن اجازه برای انتشار نام ایشان، متن کامل این پیام را قرائت میکنم و از ایشان درخواست میکنم که این بیانیه را به صورت رسمی منتشر کنند:
«با عرض سلام و پیشداشت احترام محضر حجتالاسلام عبدالرحیم بیرانوند، وفّقه الله، و عرض تسلیت به مناسبت ایام اربعین حسینی (ع)،
معروض میدارد که سخنرانی سرکار با عنوان «افشای شبکه مصطفی آزمایش» به سمع اینجانب رسید و لازم دانستم به عنوان یکی از ارادتمندان طریقت نعمتاللهی سلطانعلیشاهی، از حرّیت شما در تحقیق و غیرتتان در دفاع از اسلام و مسلمانان صمیمانه تشکر کنم.
ما خود را از سرنوشت مسلمانان جهان جدا نمیدانیم و اولاً به عنوان ایرانی تا پای جان و آخرین قطره خون از ایران اسلامی در برابر رژیم غاصب صهیونیستی و دولت جنایتکار ایالات متحده و هر نیروی متجاوز دیگری دفاع خواهیم کرد و ثانیاً به عنوان فردی مسلمان، حامی رهبر معظم انقلاب دامت برکاته و نیروهای مسلح سرفراز و جوانمرد جمهوری اسلامی بوده و خواهیم بود. هرگونه همدلی با رژیم غاصب صهیونیستی را در حکم خروج از شریعت مطهره پیامبر اسلام(ص) میدانیم.
هر کسی به هر عنوانی اگر از این قاعده عقلی، اخلاقی و شرعی عدول کند، به هیچ وجه شایسته عنوان مسلمان و به طریق اولی درویش و صوفی نیست، چرا که صهیونیسم، امروز روشنترین معیار شناخت حق از باطل است و جمهور مسلمانان جهان در این قضیه اشتراک نظر دارند.
گرچه بعید نیست افراد فریبخورده و منحرفی در میان حلقه پاک درویشان به واسطه تبلیغات مسموم و ویروسی رسانههای مزدور فارسیزبان مانند بیبیسی، اینترنشنال و من و تو یافت شوند، اما استثنا هرگز قاعده را هدم نمیکند و ما به روشنی و بدون لکنت از آنها برائت میجوییم.
ضمن اینکه افراد نامبرده مانند آقایان آزمایش و بهشتی مدتهاست که از جمع درویشان برخاسته و مکتب جدیدی تأسیس کردهاند که ظاهراً و معنایی هیچ تعلقی به تعلیمات و آموزههای تصوف شیعی ندارد.
در پایان برای سلامتی و توفیق جنابعالی و جمیع علماء و راهنمایان دین مبین اسلام، کثّر الله امثالهم، از خداوند منان درخواست میکنیم که به کرم و رحمت خود، همه بلاد اسلامی، خصوصاً مردم شریف لبنان و فلسطین را از لوث وجود صهیونیسم و اذنابش خلاص سازد و هرچه زودتر اتحاد همه ممالک اسلامی که لازمه برکندن این توده سرطانی است را ممکن گرداند، انشاءالله.
والسلام علی من اتبع الهدی.»
این بیانیه، نشاندهنده آن است که بخش قابل توجهی از پیروان طریقت نعمتاللهی سلطانعلیشاهی، نهتنها خود را از جریانهای منحرف و معاند مانند مصطفی آزمایش جدا میدانند، بلکه با صراحت از اسلام، ایران، مقاومت اسلامی و رهبری حمایت کرده و هرگونه همراهی با رژیم صهیونیستی را برابر با خروج از دایره شریعت و تصوف میدانند؛ این موضعگیری شفاف، بیانگر ظرفیت بالای جریانهای درویشی و تصوف در تقویت وحدت اسلامی و حفظ منافع ملی کشور است.
حجتالاسلام بیرانوند در پایان تأکید کرد که امروز ضرورت دارد پیروان سلسله سلطانعلیشاهی گنابادی و بزرگان این سلسله در قبال مسائلی که بر حیثیت طریقت تأثیرگذار است، موضعگیری شفاف و صریح داشته باشند. هرچند نظام جمهوری اسلامی ایران نیازی به چنین موضعگیریهایی ندارد، اما توجه به مواضع روشن علیه عناصر نامطلوبی که به نام طریقت فعالیت میکنند و وقیحانه در خدمت رژیم منحوس و کودککش اسرائیل هستند، ضروری و لازم است.
شبکه دراویش صهیونیست؛ از فتنه گلستان هفتم تا همکاری با سرویسهای جاسوسی غرب
حجتالاسلام عبدالرحیم بیرانوند در بخش پایانی نشست تخصصی خود به بررسی و افشای نقش شبکه دراویش صهیونیست در تحولات اخیر کشور پرداخت و گفت: درباره شبکه دراویش صهیونیستی تحت امر مصطفی آزمایش که در فرانسه و لندن مستقر هستند، چند نکته حائز اهمیت است: این جریان شامل شبکه افرادی است که تعداد آنان از ده نفر تجاوز نمیکند. این افراد درویشنماهایی هستند که قبلاً خود را از پیروان طریقت سلطانعلیشاهی میدانستند و سرکرده آنها، (مصطفی آزمایش)، پس از فتنه گلستان هفتم، طی یک بیانیه رسمی توسط نورعلی تابنده، قطب وقت دراویش، معزول و مطرود شد و به همراه عدهای از گردانندگان سایت مجذوبان نور که شامل دراویش افراطی داخل کشور و صحنهگردان اصلی این فتنه بودند، اعلام شد که در هیچ خانقاهی در کشور آنان را راه ندهند و از آن پس تشکیلات سلطانعلیشاهی آنان را از خود نمیداند.
اغلب این افراد که سابقه شرارت و بازداشت دارند، پس از آزادی از زندان به کشورهای اروپایی متواری شدند و پس از انجام مأموریت خود در ایجاد آشوب و بلوا در زمستان ۱۳۹۶ در خیابان گلستان هفتم، که به شکلی داعشیوار چهار نفر از حافظان نظم و امنیت را به شهادت رسانید و بیش از هشتاد نفر را زخمی کرد، به خارج از کشور گریختند و اطراف مرشد فتنهگر خویش، یعنی مصطفی آزمایش، گرد آمدند. این جریان با راهاندازی کانالها و صفحات در فضای مجازی به سیاهنمایی علیه ایران و همکاری با سرویسهای جاسوسی و اطلاعاتی فرانسه و بخصوص انگلستان پرداخته و تبدیل به باندی تبهکار شدند که رویکرد آنان از جنگ ترکیبی و رسانهای به سمت براندازی و محاربه با ملت ایران پیش رفته است.
سرکردگان این گروهک تروریستی جلسات علنی متعددی با مقامات امنیتی انگلیس خبیث و رژیم صهیونیستی، مانند گیلا گاملیل، وزیر اطلاعات رژیم صهیونیستی، داشتهاند و کمکها و حمایتهای مالی فراوانی برای پروژههای متعددی دریافت کردهاند. از جمله این فعالیتها میتوان به مسئله بیعفتی زنان ایران و هزینه دادن به اوباش از طریق ارز دیجیتالی به منظور کشیدن چادر از سر زنان ایرانی و گرفتن فیلم و انتشار آن در صفحات رسمی این باند تبهکار اشاره کرد. همچنین یارگیری از میان ارازل و اوباش برای توهین به روحانیت و گرفتن فیلم و ارسال آن برای این گروهک فوق رادیکال صورت گرفته است. در کنار این موارد، باید به تشویق ترور افراد نخبه ایرانی و انتشار عکس آنان نیز اشاره کرد.
در این میان، دستیار آزمایش، یعنی وحید بهشتی، چند سال پیش با سفر به سرزمینهای اشغالی در نشستهای امنیتی رژیم صهیونیستی و سپس در کنست و شبکههای عبری حضور یافت و در آن برنامهها اعلام کرد که اگر اسرائیل در یک شب به بیت رهبر انقلاب و مسئولان عالیرتبه و فرماندهان ارشد نظامی مانند سردار سلامی، حاجیزاده و باقری و دانشمندان هستهای و مراکز هستهای ایران حمله کند، من اطمینان خاطر میدهم که روز بعد مردم به حمایت از اسرائیل به خیابان ریخته و کار نظام ایران یکسره خواهد شد.
به صراحت میتوان گفت که در میان جریانهای اپوزیسیون خارجنشین، این گروهک جزو معدود گروهکهای تروریستی و فوق رادیکالی است که این ایده را بارها در برنامههای رسانهای خود و در مصاحبه با شبکههای معاند فارسیزبان و عبریزبان یا در قالب توئیت با همین عنوان و خط، به نمایش گذاشته است. این جریان قبل از جنگ به شکلی خائنانه و خفتبار از اسرائیل التماس کرد که به خاک ایران حمله نظامی کند. در حین جنگ نیز از تجاوز نظامی رژیم کودککش و منحوس اسرائیل و ایالات متحده حمایت تمامقد کرد. جالب است که بعد از پایان و توقف جنگ، وحید بهشتی با مصاحبه با رسانه رسمی ارتش اسرائیل از اینکه این رژیم درخواست آتشبس داده بود، اعلام ناراحتی کرد و پیشنهاد داد که در جنگ بعدی موساد مراجع معظم شیعه و مراکز دینی ایران را از بین ببرد.
وحید بهشتی
مصطفی آزمایش، سرکرده این باند خطرناک که ذهنی بیمار و سناریوسازی دارد، در برنامههای متعددی به موضوع جنگ و خاورمیانه جدید پرداخته و صراحتاً بیان کرده است که کشور ایران و جمهوری اسلامی ایران در این خاورمیانه جدید جایی ندارد. این شخص منفور در چندین برنامه به سفیدشویی جنایات رژیم اسرائیل پرداخته و از آنان به عنوان فرزندان یعقوب یاد میکند که دنیا را فتح خواهند کرد. امروز شبکه تحت امر او به بازوی رسانهای موساد به زبان فارسی تبدیل شده و روزانه اخبار شبکههای امنیتی رژیم، همچون تمامی توئیتهای موساد، اخبار ارتش اسرائیل و اسرائیل به زبان فارسی را مو به مو و با آبا و تابی خاص بازنشر میکند.
لذا هرچه از خباثتها و خیانتهای این جریان که تماماً مستند و محکمهپسند است بگویم، کم گفتهام.
امروز این جریان خائن و وطنفروش که جرائم متعددی مرتکب شده، اما در دو زمینه از بقیه پررنگتر و نابخشودنیتر است: یکی اینکه سرکردگان و اعضای این جریان دستشان در ماجرای گلستان هفتم تهران به خون مردم آغشته است، و دیگری در جنگ تحمیلی دوازده روزه، نقش آنان در تشویق و آمادهسازی و زمینهچینی برای این جنایت کاملاً محرز است. جنگ تحمیلی که منجر به شهادت ۱۱۰۰ ایرانی و زخمی شدن بیش از ۵۸۰۰ نفر افراد بیگناه زیر آوار بمباران رژیم کودککش شد، و امثال این باند خطرناک درویشنما ساز جنگ آن را کوک کرده بودند.
آنچه مسلم است این است که این افراد باید در برابر محاکم صالحه جمهوری اسلامی ایران محاکمه و مجازات شوند و خوشبختانه با پیگیریهای مستمر که شکل گرفته، روند پرونده این افراد رو به جریان است. خانواده شهدا و جانبازان این جنگ تحمیلی شکایت خود را تقدیم قوه قضاییه کردهاند و روند پرونده به سمت استرداد سران این گروهک تروریستی از طریق اینترپل پیش میرود. گزینههای دیگر از جمله برگزاری دادگاه غیابی، اعلام جرم و احکام آنان و نیز معرفی رسمی این گروهک خطرناک به عنوان گروهک تروریستی در دستور کار قرار گرفته است.