ادبیات هویتی، تمدنی و ولایی رهبر معظم انقلاب، رمز مدیریت بحران جنگ ۱۲ روزه
حجتالاسلام مهدی ابوطالبی، رئیس انجمن علمی تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی حوزه علمیه قم و عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، در گفتوگو با خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، با اشاره به جنگ دوازدهروزه و بحران اخیر، اظهار داشت: در مدیریت این بحران، مقام معظم رهبری از دو رویکرد کلان بهره گرفتند که هر دو نقش اساسی در کنترل فضا و ایجاد انسجام اجتماعی داشتند؛ نخست نگاه به هویت ملی و دوم نگاه تمدنی است.
وی با بیان اینکه از منظر هویت ملی، جامعه ایران طی چند قرن اخیر، عنصر ولایت را بهعنوان هسته اصلی هویت خود پذیرفته است، افزود: این عنصر ولایت که در مکتب اهلبیت علیهمالسلام معنا پیدا میکند، در همه تحولات مهم تاریخی و سیاسی ایران حضور داشته و نقشآفرین بوده است. بسیاری از تاریخنگاران و جامعهشناسان بر این باورند که از دوره صفویه به بعد، تشیع با محوریت ولایت، بهویژه محبت به اهلبیت، به عنصر اصلی هویت ایرانیان تبدیل شده است و در تحولات اجتماعی و سیاسی، ابزار بسیج و انسجام ملت به شمار میرفته است. این عنصر در قالب «تولی و تبری» یعنی محبت به اهلبیت و برائت از دشمنان اهلبیت، و پذیرش ولایت اهلبیت علیهمالسلام تجلی یافته و در عصر غیبت، ولایت فقیه نمود آن شده است.
حجتالاسلام ابوطالبی به نمونههای تاریخی اشاره کرد و گفت: در جنگهای ایران و روس، علمای دینی هنگام صدور حکم جهاد برای مردم، به محبت آنها نسبت به اهلبیت و امام حسین علیهالسلام استناد میکردند و این عنصر هویتی را برای تشویق مردم به حضور در میدان نبرد به کار میبردند. در نهضت تحریم تنباکو، مرحوم میرزای شیرازی با تعبیر «الیوم استعمال تنباکو در حکم محاربه با امام زمان علیهالسلام است»، مردم را به دفاع از کشور و ارزشهای دینی فرا میخواندند و این تعبیر باعث میشد حتی کسانی که احتمالاً مرتکب گناه میشدند، از مصرف تنباکو خودداری کنند. در نهضت مشروطه نیز محبت به اهلبیت و دشمنی با دشمنان آنها، برای همه ایرانیان، از جمله اهل سنت و مسیحیان و ارامنه، جاذبه داشت و فقیه صادرکننده حکم بهعنوان نایب امام زمان تلقی میشد.
وی افزود: این نگاه ملی نه تنها بر حفظ ارزشهای دینی و مذهبی تأکید داشت، بلکه با مصالح کشور و منافع ملی نیز مرتبط بود. خاک کشور، منابع اقتصادی، ساختار سیاسی و امنیت ملی در معرض خطر بود و ملت ایران برای حفظ منافع خود همواره به عنصر ولایت متوسل میشد و نخبگان با استفاده از این مفاهیم، مردم را به صحنه میآوردند.
رئیس انجمن علمی تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی حوزه علمیه قم، انقلاب اسلامی را از همین سنخ دانست واظهار داشت: رهبری امام خمینی و ادبیات ایشان قرآنی و ضد ظلم و استکبار بود و بسیاری از انقلابیون، مبارزه با شاه را در امتداد قیام امام حسین علیهالسلام تحلیل میکردند. حتی خسرو گلسرخی که مارکسیست بود، تصریح کرد الگوی مبارزه او امام حسین علیهالسلام است، که نشان میدهد عنصر عاشورا و اهلبیت در عمق هویت ایرانی حضور دارد.
وی ادامه داد: پس از انقلاب نیز در دفاع مقدس و سایر حوادث، همین عنصر نقشآفرین بود و در جنگ دوازدهروزه، مقام معظم رهبری با همین نگاه هویتی وارد میدان شدند و برای کنترل فضای نظامی، اجتماعی و روانی کشور و ایجاد انسجام، از ظرفیتهای فرهنگی و هویتی ملت بهره گرفتند. ادبیاتی که درباره «ایران امامرضایی» یا ایران مرتبط با مکتب اهلبیت مطرح شد، دقیقاً در همین چارچوب قابل فهم است و پیام ایشان این بود که دشمن ایران را هدف گرفته است؛ ایرانی که ضد ظلم و استکبار است و با مکتب اهلبیت پیوند دارد، فارغ از سطح دینداری مردم.
عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) به برهم زدن روایت سازی دشمن از سوی رهبر معظم انقلاب اشاره کرد و گفت: در مقابل تلاش دشمن که قصد داشت القا کند تنها گروه خاصی هدف هستند، رهبری احساس حضور و مسئولیت عمومی را ایجاد کرد. از سوی دیگر، رهبر معظم انقلاب این تقابل را صرفاً یک جنگ محدود ندانستند بلکه آن را نزاعی تمدنی معرفی کردند؛ تقابل جمهوری اسلامی بهعنوان نماد یک تمدن اسلامی با تمدن غربی.
حجتالاسلام ابوطالبی ادامه داد: رهبر انقلاب بیان کردند دشمن با «دین و دانش» مردم به عنوان اساس و لازمه پیشرفت کشور مشکل دارد. دشمن دانشمند هستهای را هدف قرار میدهد، پاسدار را هدف میگیرد و مردم عادی را نیز تهدید میکند، یعنی با کلیت این تمدن مسئله دارد. این روایت تمدنی باعث شد هر ایرانی وطندوست، چه متدین و چه با درجات مختلف دینداری، احساس کند دین و پیشرفت علمی کشورش هدف قرار گرفته و محور وحدتی تحت عنوان «ایران اسلامی» شکل گیرد؛ محوری که هم در ذهن مردم ریشه دارد و هم رفتار دشمن آن را عملاً تأیید میکند.
وی در بخش دیگری از سخنانش به نقش ولایت فقیه اشاره کرد و گفت: جایگاه ولایت فقیه از دو جهت تأثیرگذار بود؛ نخست بعد فرماندهی نظامی که موجب شد فرماندهان نظامی که به ولایت فقیه اعتقاد دارند، فرمانده کل قوا را نایب امام زمان بدانند و در سختترین شرایط نیز از فرمان او تبعیت کنند و خلأهای ایجاد شده در میدان بحران به سرعت پر شود. دوم بعد سیاسی و اجرایی که باعث شد مسئولان و کارگزاران کشور با وجود اختلافات سیاسی و عقیدتی، جایگاه رهبری را فراتر از یک رئیس عادی ببینند و انسجام داخلی حفظ شود.
رئیس انجمن علمی تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی حوزه علمیه قم افزود: چنین وحدتی حول رئیسجمهور ایجاد نمیشود، اما حول رهبری شکل میگیرد و توانست هم نیروهای نظامی را هدایت کند، هم مسئولان اجرایی و سیاسی را هماهنگ نگه دارد، هم بحران روانی جامعه را کنترل کند و هم روایت دشمن را خنثی نماید و عرصه بینالمللی را مدیریت کند.
عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) خاطرنشان کرد: در شرایطی که در روزهای ابتدایی بحران، تعدادی از فرماندهان و دانشمندان و شمار زیادی از مردم به شهادت رسیدند و ضربهای سنگین و ناگهانی وارد شد، ادبیات هویتی، تمدنی و ولایی مقام معظم رهبری ظرف چند روز فضای کشور را تغییر داد، روحیهها را بازگرداند و انسجام ایجاد کرد. بهرهگیری هوشمندانه از ظرفیت هویت ملی، نگاه تمدنی و جایگاه ولایت فقیه مجموعه عواملی بود که امکان عبور از این بحران جنگی را فراهم ساخت. ظرفیت آن در کشور وجود داشت و از آن به بهترین نحو استفاده شد تا صحنه مدیریت شود و کشور توانست از بحران عبور کند.
حجتالاسلام ابوطالبی در پایان اظهار داشت: این تجربه نشان میدهد که شناخت دقیق از هویت فرهنگی و ملی جامعه، درک ماهیت تمدنی دشمنیها و اتکا به جایگاه فراجناحی ولایت فقیه، عوامل تعیینکنندهای هستند که موجب مدیریت موفق بحرانها و حفظ انسجام ملی و امنیت کشور میشوند و میتوانند الگویی قابل توجه برای سایر بحرانهای آینده باشند.