۲۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۶:۰۸
کد خبر: ۸۰۶۷۲۱

سفر دلقک‌ها

سفر دلقک‌ها
سفر زلنسکی و ربع پهلوی به مونیخ و دیدار با همدیگر، برای ادامه‌ اجرای نمایشنامه‌ای تکراری است. یکی با چمدانی پر از درخواست‌های نظامی و «کمک‌های حیاتی»، و دیگری با کت و شلوار شیک و وعده‌هایی که تاریخ مصرفشان سال‌هاست گذشته است.

به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، سفر دلقک‌ها در یک پرده، نمایشی که هیچ‌کس آن را باور نمی‌کند! دوباره مونیخ، صحنه تکراری تئاتر سیاست بین‌الملل بود. این بار، میزبان دو هنرمند بی هنر بودیم که انگار از یک مدرسه‌ بازیگری سیاسی فارغ‌التحصیل شده‌اند؛ سفر دلقک‌ها به قلب اروپا برای ادامه‌ اجرای نمایشنامه‌ای تکراری.

یکی با چمدانی پر از درخواست‌های نظامی و تسلیحی از «کمک‌های حیاتی»، و دیگری با کت و شلوار شیک و وعده‌هایی که تاریخ مصرفشان سال‌هاست گذشته است. دیدار این دو، نه یک اتحاد استراتژیک بود و نه حتی یک ائتلاف اضطراری؛ بلکه بیش از هر چیز، چکاپ سالانه‌ی کارمندان وفادارِ دفتر مرکزی آمریکا در واشنگتن بود.

نکته‌ی جالب اینجاست که هر دو دلقک، از یک نقطه مشترک تغذیه می‌کنند: «نیاز مبرم به تایید ارباب». زلنسکی نیازش را با فریاد «کمک کنید، در حال جنگیدن برای دموکراسی هستم» بیان می‌کند، در حالی که ربع پهلوی، نیازش را با زمزمه‌ی «من تنها امید مردم ایران هستم» جلوه می‌دهد. هردو، بازیگرانی عالی در نقش «تنها امید» هستند؛ امیدی که تنها تا زمانی اعتبار دارد که در راستای منافع میزبان اصلی (آمریکا) باشد.

اما تلخ‌ترین بخش این کمدی تلخ، جایی است که هنرنمایی‌شان در حمایت دوطرفه از رژیم صهیونیستی به اوج می‌رسد. گویی قرارداد بازیگری‌شان یک بند اضافه دارد: «تعهد به حفظ منافع منطقه‌ای حامی اصلی». این تعهد مشترک، برای مخاطب داخلی، تنها یک طعنه بزرگ است؛ طعنه‌ای که نشان می‌دهد چگونه برای کسب تاییدیه یا دریافت چند دلار کمک، هویت و استقلال را به گاوصندوق می‌سپارند.

بزرگ‌ترین جایزه در این نمایش، تحقیر است

البته، بزرگ‌ترین جایزه در این نمایش، تحقیر است. این دو ستاره صحنه، همزمان با اجرایشان در مونیخ، یادشان نرود که مدتی قبل، بزرگ ترین حامی مالی‌شان، دونالد ترامپ، با یک کلمه، ارزش ابزاری آن‌ها را به صفر رساند و آن‌ها را به عنوان مهره‌های قابل تعویض معرفی کرد.

نتیجه‌ سفر دلقک‌ها هیچ چیز جدیدی برای مردم ایران یا اوکراین ندارد. فقط یک دور دیگر نمایش بی هنری، برای دلخوشی صاحبان اصلی نمایش است. وقت آن رسیده که این دو هنرمند بی هنر، برای حفظ آبروی اندک‌شان، به سراغ یک ژانر دیگر بروند.

سعید چراغی

ارسال نظرات