۱۰ عنصر اصلی در هویت ناب تاریخی حوزه/جهاد تبیین و بلاغ مبین، رسالتی بزرگ برای روحانیت
به گزارش خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، آیتالله علیرضا اعرافی، مدیر حوزه های علمیه کشور، در دومین اجلاسیه سالانه راهنمایان تهذیبی تربیتی مدارس علمیه کشور که در سالن همایش مدرسه علمیه معصومیه برگزار شد، ضمن تبریک فرا رسیدن سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، ابراز داشت: آنچه امروز ما با چشمان خودمان در جای جای ایران دیدیم، در شرایط مخاطرهآمیز و با ابعاد حساس ایران و اسلام و انقلاب اسلامی پاسخی بود که ملت به این امواج و طوفانهای برآمده از مستکبران عالم داد، متناسب با آن و فراتر از تصور آنان بود. این نعمت بزرگ الهی بود.
مدیر حوزه های علمیه کشور جهاد تبیین و بلاغ مبین را رسالتی بزرگ دانست و اظهار داشت: ما در روزگارهای پیش رو سنگینیها و سختیهای فراوان خواهیم داشت و برای آن نیازمند سرداران و سربازان و چهرههای بزرگ، عالم، حکیم، شجاع، مقتدر و بنبستشکن هستیم. تربیت این انسانهای مجاهد به دست ما و شما سپرده شده است. این رسالت سنگین بر دوش ما و شما قرار دارد.
محور اول: انقلاب اسلامی
آیت الله اعرافی در ادامه صحبت های خود را به چند محور تقسیم کرد و افزود: این حوزه مبارک بود که توانست با ظهور امام(ره) در کنار ایشان قرار گیرد. از ویژگیهای مهم حوزه قم آن است که حوزه، هم نظریهساز و تئوریپرداز کلان یک جنبش و نهضت جدید در دنیای معاصر بود و راهی نو را تعیین و تفسیر کرد که کاملاً متفاوت با جریان مسلط بر جهان معاصر بود.
مدیر حوزه های علمیه کشور انقلاب را پدیده ای کلان توصیف کرده و اظهار داشت: انقلاب اسلامی یک حاشیه بر روند زندگی بشر نیست و یک جنبش عادی در گوشهای از جهان معطوف به اهداف محدود اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نبوده و نیست؛ بلکه انقلاب اسلامی مبتنی بر یک کلاننظریه نوین و اسلامی است که مواجهه بنیادی با جریان مسلط بر جهان معاصر دارد. این تعبیر کوتاهی از عظمت انقلاب اسلامی است. امام این کلاننظریه را نمایندگی کرد. او با نگاهی نو و تفسیری جدید و حکمت و شجاعت بینظیر، فهم عمیقی را از اسلام متناسب با دنیای امروز ارائه کرد. این کار بزرگ امام، قبل از آنکه اقدام و عمل باشد، این فکر و نظر و تئوریپردازی و نظریهسازی بود.
وی افزود: امام(ره) قبل از عمل، این نظریه را اثبات کرد که میشود آن شرایط را تغییر داد؛ این نظریه نیاز به یک تئوری داشت و غیر از روحیات معنوی و عرفانی، نیاز به یک شناخت عمیق از عالم معاصر و ارائه نسخهای بدیل برای بشر معاصر داشت. این کار بزرگ امام بود. انقلاب اسلامی قشر اول آن این نظریه بود و برگ دوم که بر پایه آن ورق خورد، راهبری عملی برای تحقق آن آرمان و ایده بود.
آیت الله اعرافی اندیشه را مقدمه بر میدان عمل دانست و افزود: ما عالمان بزرگی داشتیم که وارد ساحت مبارزه و رویارویی با ظلم و استبداد شدند، اما آن مبارزه عمق تئوریک و نظری و بنیادی نداشت. عالمانی هم داشتیم که اهل نظر و تولید فکر بودند، اما نتوانستند آن اندیشه را به میدان عمل بیاورند. امام در هر دو بعد مستقلاً یک چهره بینظیر بود و در اینکه این دو را به هم بیامیزد و جمع کند، یگانه تاریخ و عصرهای متمادی است. آن سخنان امام را که قبل از انقلاب میبینیم، شگفتزده میشویم که در شرایط محدودیتها و مضایق روحانیت، چگونه یک فرد اینقدر آگاه، خبیر، بصیر و جهانشناس است و آنقدر عمق علمی و معرفتی دارد که اینگونه کلاننظریهها را تولید میکند. این یک شگفتی جهان معاصر در نظریهسازی است. انقلاب اسلامی برآمده از این نگاه کلان و رویکرد حوزه معاصر است؛ راهی که بعد از امام خمینی(ره)، رهبری معظم آن را استمرار بخشیدند.
وی ادامه داد: این نسل جوان ما امروز دقیقاً نمیداند که وابستگی به قدرت های بیگانه خفتبارترین دستاورد شوم پهلوی بود. این بدترین کار و بدترین ستم به تاریخ ایران بود. انقلاب اسلامی این دستاورد عظیم را دارد که تمام این تاریخ شاهنشاهی و به ویژه این نتیجه پایانی آن را به زبالهدان تاریخ انداخت.
مدیر حوزه های علمیه کشور، دستاوردهای ایران اسلامی را برشمرده و اظهار داشت: فراتر از همه دستاوردها، آن مواجهه تمدنی و ارائه یک حرف جدید، نکته پای اصلی است که همه فشارها را توجیه میکند. این هنر بزرگ امام و رهبری بوده که قریب به نیم قرن(با دوره نهضت بیش از شصت سال) این را مدیریت کردند. این کار جهانی، ماندگار و تمدنی است و ملت ایران هم ملت مجاهدی بود که در حد بسیار بالایی این فرآیند عمیق و بزرگ را فهم کرد و همراهی کرد. این یعنی انقلاب اسلامی و این یک پدیده بیبدیل است.
وی ادامه داد: عظمت انقلاب در بیست و دوم بهمن این است که بعد از قریب نیم قرن این جاذبه را در ایران و جهان دارد. البته دشمنان در مقابل از هیچ تلاشی برای ضربه زدن فروگذاری نکردند. و همه اینها بخاطر وجود حوزه علمیه است و حوزه پدیدآورنده این کلام و نظریه بود. اما آنچه داریم کافی نیست.
محور دوم: هویت ناب تاریخی حوزه
آیت الله اعرافی در ادامه با بیان محور دوم، خاطرنشان کرد: در محور دوم، به عنوان 10 عنصر اصلی در هویت ناب تاریخی حوزه اشاره میکنم که در نظامنامه جامعه تربیت حوزه و جامعه المصطفی انعکاس دارد و در این طرح مورد تاکید است. این عناصر اصلی برای تربیت جامع و متوازن عبارتند از: ۱. روح تمدنی اسلام: با تفسیری که از اسلام داریم (تفسیر تمدنی) که معتقدیم در ذات اسلام است و اسلام را هم فردی، هم اجتماعی، هم سیاسی میداند و بالاتر از آن، راهبر تمام حیات بشر میتواند باشد. این ظرفیت در اسلام متناسب با هر زمان با حفظ پایهها وجود دارد. ۲. هویت ریشهدار تاریخی: این خیلی مهم است. نهاد حوزه و روحانیت و عالم ما یک تاریخ عمیق با درخششهای فراوان دارد. این تاریخ غنی و لبریز از افتخارات، ظرفیتی است که به انسان غنای لازم برای ایستادگی و پایمردی میدهد. البته در این تاریخ ضعف و خلل هم بوده، اما این رویکرد تاریخی که متناسب با زمان خودش بازسازی میشود، امر بسیار مهمی است. ۳. معرفت و دانشبنیان بودن: حوزه اصلاً ذاتش ذات دانشی و مکتبسازی در قلمروهای مختلف است. مکتبسازی حوزه در نظامات حقوقی جهان در قالب فقه متعالی بسیار برجسته است و میتواند با مهمترین مکتبهای حقوق رقابت کند. همچنین مکتب حکمت متعالی در فلسفه هنوز یک مکتب جهانی است. ما در فقه، اصول، حدیث، تفسیر، حکمت و معرفت یک نهاد دانشبنیان هستیم که میتواند جهانی حرف بزند. ۴. حس معنوی و اخلاقی (شور معنوی): این جای دیگر به این شکل نیست. اخلاق در حوزه با آن شور و جامعیت ممیزه دارد.
وی ادامه داد: ۵. بلاغ مبین و تبلیغ و کنشگری تبلیغی: این در ذات موضع است. اگر کسی از این جدا شود، خارج از دایره هویتی است. ۶. اجتماعی و مردمی بودن و برونگرایی: حوزه برونگرا است و نتیجهاش روح خدمتگزاری میشود. ۷. سیاسی بودن: حوزه نمیتواند از رویکرد و نگاه سیاسی با مؤلفههای درست آن جدا شود. ۸. روح انقلابی و بنبستشکنی: یعنی عدم انفعال، نومید نشدن، توقف نکردن، دیدن آفاق و شکستن سینه مشکل و به جلو رفتن. این ذات هویت و تربیت توزیعی حوزه است. ۹. رویکرد بشری و جهانی: توانایی گفتوگو با همه بشریت، همه افکار و ادیان در ذات حوزه است. ۱۰. هویت قدرتسازی: که میتواند قدرت الهی بسازد، قدرت سیاسی و تمدنی تولید کند و مشعل دین و ارزشهای الهی را حفظ کند. این ده نکته از میان نکات متعدد، نکات کلیدی در هویت حوزه است که باید در طرحهایمان مهم بشماریم.
محور سوم: تربیت جامع و متوازن
مدیر حوزه های علمیه کشور نقش حوزه در تربیت نفوس را موثر دانست و خاطر نشان کرد: انسان یک موجود جامع است و همه چیز در درون انسان است. همان خلافت و مظهریت جامع اسماء که در آیه شریفه خلافت اشاره شد، حتی ملائکه دریافت نکردند. حوزه جایی است که این خلافت جامع را باید محقق کند و همه چیز را در درون انسان ببیند. ما این ماده خام را به دست میگیریم تا او را به خلیفه الهی مبدل کنیم. این نگاه جامع و متوازن میخواهد.
در پایان وی افزود: نکته دیگر، واژه کلیدی «راهبری» است. راهبری باید بتواند فرد را مدیریت کند، فضا و محیط (خانه، مدرسه، استاد، جو) را سامان دهد متناسب با اهداف. اگر نمیتواند مدیریت کند، باید بتواند تحلیل کند و فرد را مقابل خطاها مصون کند. سنتها و روشهای نوشته و نانوشته حوزه در تاریخ طولانی، یک دانش فنی برای خودسازی و دگرسازی است که هنوز هم تمامش منطقش جمع نشده، اما بسیار مهم است.