اقتدار همراه با گفتوگو؛ الگوی مطلوب پدری در رشد شخصیت پسران
به گزارش خبرنگار گروه جمعیت و تعالی خانواده خبرگزاری رسا، حجتالاسلام حسین انصاری، عضو هیأت علمی و مدیر گروه روانشناسی دانشگاه قم در نشست رابطه پدر پسری در آیینه علم و دین با موضوع چالش ها و فرصت ها، راهکار ها و مهارت ها، به تبیین «نقش پدر در ثبات شخصیت پسر» پرداخت و با اشاره به یافتههای روانشناسی رشد، تأکید کرد: ثبات شخصیت معمولاً بر سه مؤلفه اساسی استوار است؛ انسجام هویت درونی، توانایی تنظیم هیجان در مسیر هدف و احساس امنیت و رضایت در روابط انسانی که مؤلفههایی مانند همدلی و صمیمیت را دربرمیگیرد.
وی با بیان اینکه نقش والدین در دورههای مختلف رشد کودک یکسان نیست، توضیح داد: در یکی دو سال نخست زندگی، محور اصلی رشد عاطفی کودک بر «دلبستگی» استوار است و در این مرحله، نقش مادر پررنگتر است؛ اما از حدود دو سالگی به بعد، فرایند «الگوگیری و مدلسازی» بهتدریج جایگزین دلبستگی میشود. در این مرحله، پدر بهویژه برای فرزند پسر، نقشی تعیینکننده در شکلگیری هویت، نقشهای جنسیتی و الگوهای رفتاری ایفا میکند.
حجتالاسلام انصاری با اشاره به تحقیقات انجامشده در این حوزه افزود: یکی از پژوهشهای مهم که در سال ۲۰۱۸ و بر روی بیش از 2 هزار پدر دارای فرزند دو تا ۱۸ سال انجام شده، به بررسی تأثیر «هنجارهای مردانگی» بر رفتارهای پدرانه پرداخته است. در این تحقیق، پدرانی که به الگوهای سنتی مردانگی پایبند بودند ـ الگوهایی که مردانگی را با سختگیری، خشکی عاطفی و فاصله هیجانی تعریف میکنند ـ با پدرانی مقایسه شدند که الگوی جدید و تعاملی پدری را پذیرفته بودند.
به گفته وی، نتایج این پژوهش نشان داد پسرانی که در خانوادههایی با پدران دارای نگرش سنتی مردانگی رشد کردهاند، بیشتر در معرض دشواری در تنظیم هیجان، درونیسازی خشونت و اجتناب هیجانی قرار دارند؛ مسائلی که در ادامه رشد میتواند به شکلگیری طرحوارهها یا روانبنههای ناسالم منجر شود.
حجتالاسلام انصاری در مقابل تأکید کرد: پدرانی که مردانگی را بهصورت «انعطافپذیر، تعاملی و همراه با نزدیکی هیجانی» تعریف میکنند، الگوی سالمتری از قدرت، اقتدار و مراقبت را به فرزند پسر منتقل میکنند. این الگو به پسر کمک میکند تا در شکلگیری هویت، تنظیم هیجان و تجربه احساس امنیت در روابط، مسیر سالمتری را طی کند.

وی با اشاره به تعدد تحقیقات همسو در این زمینه خاطرنشان کرد: مرور کلی پژوهشها نشان میدهد کیفیت نقشآفرینی پدر، نه صرفاً حضور فیزیکی او، یکی از عوامل کلیدی در ثبات شخصیت و سلامت روان پسران در مراحل مختلف رشد به شمار میرود.
عضو هیأت علمی و مدیر گروه روانشناسی دانشگاه قم در ادامه با بررسی نقش پدر در ثبات شخصیت پسر تأکید کرد: حضور فیزیکی پدر به تنهایی کافی نیست و کیفیت درگیری و سبک اعمال اقتدار او نقش تعیینکنندهای در شکلگیری شخصیت سالم پسر دارد.
وی افزود: «پدر باید حضور عاطفی، ثبات رفتاری، پاسخدهی قابل پیشبینی و تعامل متوازن داشته باشد. اقتدار پدر نیز اهمیت دارد، اما این اقتدار باید همراه با گفتگو، قانونگذاری منصفانه، توزیع مسئولیت و حدگذاری متناسب با سن و نیاز فرزند باشد، بدون تحقیر و نادیده گرفتن شخصیت و روانشناسی کودک.»
حجتالاسلام انصاری تصریح کرد: پژوهشها نشان میدهند سبک تعامل و اعمال اقتدار پدر به طور مستقیم با توانایی پسر در تنظیم هیجان، کنترل تکانه، درونیسازی قوانین و ثبات هویت مرتبط است. هرچه این سبک تعاملیتر و حمایتگرانهتر باشد، شخصیت پسر پایدارتر و سازگارتر رشد میکند.
وی در ادامه با استناد به نظریه مراحل رشد اریکسون و روایات اسلامی، نقش پدر را در هر مرحله از رشد کودک تشریح کرد. به گفته حجتالاسلام انصاری، طبق روایتی از پیامبر اسلام (ص)، «کسی که کودک دارد باید با او کودکانه رفتار کند»، یعنی والدین باید انتظارات، زبان و هیجان فرزند را با ظرفیتهای همان سن هماهنگ کنند.
عضو هیأت علمی و مدیر گروه روانشناسی دانشگاه قم ادامه داد: در مرحله صفر تا یک سالگی، محور رشد کودک «اعتماد» است و مادر نقش اصلی دارد. نقش پدر در این دوره بیشتر حمایتی و آرامبخش است؛ حضور عاطفی، ثبات رفتاری و غیر تهدیدکننده بودن او باعث میشود کودک احساس امنیت کند و امید و اعتماد به جهان را تجربه کند. برعکس، غیاب یا پرخاشگری پدر میتواند موجب احساس رهاشدگی، بیاعتمادی و دلبستگی ناایمن در کودک شود.
حجتالاسلام انصاری درباره مرحله یک تا سه سالگی که با مفهوم خودمختاری و استقلال کودک مرتبط است، بیان کرد: «پدر باید فرصت تجربه بدهد، اجازه دهد کودک کارهایی را که توان انجامش را دارد خودش انجام دهد، بدون تحقیر و سرزنش. در عین حال، مهار و هدایت لازم برای حفظ امنیت و ایجاد چارچوب نیز ضروری است.» این رویکرد به پسر کمک میکند که حس خودکارآمدی و اعتماد به نفس را در سنین اولیه شکل دهد.
وی با اشاره به پیامدهای سبک فرزندپروری پدر توضیح داد: کنترل بیش از حد و تنبیههای پدرانه میتواند منجر به وابستگی، بیکفایتی و خودکنترلی افراطی یا فقدان کنترل شود. این رفتارها ممکن است شکلهای مختلفی از طرحوارهها یا روانبنهها را ایجاد کند: تسلیم، جبران افراطی و اجتناب. در حالت تسلیم، پسر احساس حقارت و ناتوانی میکند؛ در حالت جبران افراطی ممکن است شخصیت خودشیفته یا برترنما شکل بگیرد؛ و در حالت اجتناب، کودک از موقعیتهایی که نقص او را یادآوری میکند، فاصله میگیرد.
حجتالاسلام انصاری با اشاره به مرحله رشد سه تا شش سالگی، دوره ابتکار و بازی، گفت: این سن، سن تجربه، بازی و نقشآفرینی است و پدر با تشویق کنجکاوی، پذیرش هیجانات مثبت و منفی و اجازه تجربه کردن نقشها، میتواند هویت سالم و ابتکار عمل را در پسر پرورش دهد. پدر باید مردانگی سالم و ریسک کردن را به پسر اجازه دهد و نشان دهد که دنبال کردن خواستهها و برنامهریزی برای آینده مجاز و ایمن است.

عضو هیأت علمی و مدیر گروه روانشناسی دانشگاه قم در ادامه هشدار داد که سرکوب هیجانات، بازی و خصوصیات مردانه پسر توسط پدر میتواند پیامدهای منفی ایجاد کند: وقتی پدر خشم و ویژگیهای طبیعی پسر را سرکوب میکند یا بازی و هیجاناتش را ضعف میداند، طرحوارههای روانی ناسالم شکل میگیرند؛ مانند بازداری هیجانی، خودتنبیهی و اضطراب. این رفتارها میتواند زمینه بروز شخصیت وسواسی، افسرده، منفعل یا پرخاشگر در آینده باشد.
وی با اشاره به اهمیت درونیسازی شناختها گفت: وقتی طرحوارهها یا روانبنهها شکل بگیرند، کودک بیروننگری خود را با مدل درونیاش فیلتر میکند و نمیتواند بهدرستی با تجارب و آموزشهای جدید تطبیق پیدا کند. بنابراین تعامل انعطافپذیر، پذیرش هیجانی و رفتار عاطفی پدر در این مرحله حیاتی است.
حجتالاسلام انصاری در ادامه به مرحله بعد رشد یعنی شش تا دوازده سالگی اشاره کرد و گفت: در این سن، محور رشد پسر احساس شایستگی و کارآمدی است. نقش پدر در این مرحله دیدن تلاشهای پسر و تشویق اوست، نه تمرکز صرف بر نتیجه؛ زیرا پدران معمولاً نسبت به پسران خود سختگیرترند و این سختگیری میتواند اثر منفی بر اعتماد به نفس و احساس توانمندی فرزند داشته باشد.
وی با تأکید بر نقش پدر در شکلگیری احساس توانمندی و ارزشمندی در پسران گفت: در سن شش تا دوازده سال، فرزندان بیش از هر چیز نیاز دارند تلاش خود را دیده و تأیید کنند. متأسفانه برخی پدران تنها به نتیجه نهایی توجه میکنند و تلاش فرزند را نادیده میگیرند یا مدام انتقاد میکنند. این رفتار میتواند زمینه شکلگیری طرحوارههای منفی مانند احساس شکست، وابستگی و ناتوانی در انجام کارها را ایجاد کند.
وی افزود: الگوسازی واقعی پدر در این سن اهمیت ویژهای دارد. اگر پدر خود کمالگرا، نقنقو یا پرخاشگر باشد و بارها عدم رضایت خود از عملکردش را جلوی فرزند نشان دهد، این پیام به پسر منتقل میشود که تلاش کافی نیست و ارزشمند بودن تنها به موفقیت نهایی وابسته است. این امر اعتماد به نفس کودک را کاهش میدهد و باعث میشود حتی از شروع فعالیتهای جدید خودداری کند.
حجتالاسلام انصاری تأکید کرد: «پدر با مشاهده و تأیید تلاش فرزند، بدون تمرکز صرف بر نتیجه، میتواند پیام مهمی به درون پسر منتقل کند: من توانمندم، با تلاش رشد میکنم و ارزشمند هستم.» این پیام درونیسازی شده، پایه اعتماد به نفس، مسئولیتپذیری و انگیزه یادگیری را در فرزند تقویت میکند و مانع شکلگیری طرحوارههای شکست و وابستگی میشود.
عضو هیأت علمی و مدیر گروه روانشناسی دانشگاه قم در پایان یادآور شد: تعامل انعطافپذیر، پذیرش تلاش و حمایت از فرزند در مسیر رشد، به پسر کمک میکند تا مهارتهای واقعی خود را کشف کند و از تجربه شکستها به عنوان فرصت یادگیری بهره ببرد.