توکّل؛ تکیه آگاهانه و عارفانه بر خداوند
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا از چهار محال و بختیاری، قرآن کریم در آیات گوناگون، انسان را به توکّل بر خداوند فرا خوانده و آن را یکی از عالیترین جلوههای ایمان راستین دانسته است. توکّل در منطق قرآن، نه یک حالت انفعالی و درونگرایانه، بلکه نوعی حرکت عاقلانه همراه با اعتماد قلبی کامل به پروردگار است. خداوند متعال وعده داده است که هر کس با ایمان و یقین راستین به او توکّل کند، از کفایت الهی برخوردار خواهد شد: «الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ» (آل عمران/173). همان کسانی که مردمِ [منافق و عوامل نفوذی دشمن] به آنان گفتند: لشکری انبوه از مردم [مکه] برای جنگ با شما گرد آمده اند، از آنان بترسید. ولی [این تهدید] بر ایمانشان افزود، و گفتند: خدا ما را بس است، و او نیکو وکیل و [نیکو کارگزاری] است. «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُه» (طلاق/3) «وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ وَكيلاً» (نساء/81) یعنی: هر کس در همه امور به خدا اعتماد کند، خداوند کفایت کار او را خواهد کرد و آن که او را وکیل خویش گیرد، بینیازی مطلق مییابد. در آیات دیگری نیز این حقیقت با تأکیدهای متنوعی یادآوری شده است (نگا: آلعمران/160؛ مائده/11؛ هود/88؛ ممتحنه/4).
ماهیت و حقیقت توکّل در نگاه عترت
تعالیم اهل بیت (علیهمالسلام) توکّل را ترکیب متعادل دو عنصر میدانند: کوشش بیوقفه و انجام وظیفه کامل انسانی در مسیر هدف، اعتماد و آرامش قلبی نسبت به عنایت و تدبیر حکیمانه الهی.
در حقیقت، توکّل واقعی، واگذاری نتیجه امور به خداست، نه وانهادن وظیفه. امام علی (علیهالسلام) در بیانی لطیف، توکّل را سپری نفوذناپذیر در برابر خطرها و تباهیها معرفی میفرماید: «اَلتَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ نَجاةٌ مِنْ كُلِّ سُوءٍ وَ حِرْزٌ مِنْ كُلِّ عَدُوٍّ» توکّل بر خداوند، نجات از هر بدی و دژ بازدارنده از هر دشمنی است.
امام موسی کاظم (علیهالسلام) در تبیین عمق این فضیلت الهی، مراتب توکّل را اینگونه برمیشمارد: «توکّل دارای درجاتی است: نخستین مرتبه آن، اعتماد بر خدا در همه کارها و رضایت از هر آنچه او تقدیر کند است؛ و بدانی که خداوند هیچگاه از خیر و فضل در حق بندهاش کوتاهی نمیکند. در اینجاست که انسان حکم را تماماً به او وا میگذارد و در تدبیر امور، به او اعتماد مینماید.»
این بیان شریف، روشن میسازد که توکّل، تکیهای آگاهانه و عارفانه بر خداوند است، نه یک تسلیم کورکورانه. انسان موحّد، با بینش و معرفت، زمام امور خویش را به خدا میسپارد چراکه باور دارد هیچ تدبیر و قدرتی جز در قلمرو مشیّت الهی معنا ندارد.

توکّل و تلاش؛ دو روی یک حقیقت
پندار نادرستی است اگر کسی گمان برد توکّل به معنای ترک کوشش و انتظار منفعلانه امداد الهی است. پیامبر اکرم(صَلَواتُ اللهِ عَلَيه) این برداشت را به صراحت نفی کردهاند. در روایت آمده است: روزی جمعی را دیدند که از کار و کوشش دست کشیده بودند و خود را «متوکل» مینامیدند. پیامبر فرمودند: «شما متوکل نیستید، بلکه سربار مردمانید.»
بدینسان، توکّل حقیقی در عین تلاش است؛ همانگونه که بذر افشاندن و آبیاری بر عهده انسان است، ولی رویش نهایی و برکت، تنها در ید قدرت خداوند است. توکّل در حقیقت، همسویی اراده انسان با اراده الهی است؛ خیزش عقل و ایمان در مسیر رضای خدا.
توکّل راستین، در سختترین شرایط زندگی، همچون نوری از اطمینان و آرامش در جان انسان میتابد. این حالت، آدمی را از اضطراب، وابستگی، یأس و بنبست رهایی میبخشد و نیرویی تازه برای ایستادگی و مقاومت عطا میکند. بهراستی، هر جا انسان به مرز ناتوانی میرسد، توکّل، قدرتی الهی در درون او میافکند که راههای بسته را میگشاید. یکی از بزرگترین سرچشمههای اضطراب، ترس از آینده و امور نامعلوم است. انسان مدرن، هرچند از امکانات مادی بهرهمند است، اما در درون، همواره از ناپایداریها و تغییرات میترسد.
توکّل، این ترس بنیادین را درمان میکند، زیرا فردِ مؤمن میداند که ورای همه نظامهای ظاهری، ارادهای حکیم و مهربان حاکم است. هنگامی که چنین باور عمیقی در دل جای گیرد، اضطراب از فرد رخت میبندد و جای خود را به احساس اطمینان و دلگرمی درونی میدهد. قرآن کریم وعده داده است: «وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ» یعنی خدا برای او کفایت میکند. در واقع، ذهنی که بر قدرتی بیانتها تکیه دارد، دیگر از فردا نمیهراسد.
بسیاری از استرسهای روزمره از اضطراب تصمیمگیری و وسواس در نتیجه ناشی میشود. افراد بیتوکّل اغلب در دوراهیها گرفتار میمانند: «آیا تصمیمم درست است؟ اگر اشتباه کنم چه؟» اما توکّل، این چرخه ذهنی را میشکند. شخص متوکّل، میکوشد بهترین تصمیم ممکن را با عقل، تجربه و مشورت بگیرد، سپس نتیجه را با روحی آرام و مطمئن به خداوند واگذار میکند. در روانشناسی این روند، نوعی «رهایی از کنترل افراطی» نامیده میشود؛ رهاییای که از بار سنگین استرس میکاهد و ذهن را سبک و سالم نگاه میدارد.
نگاهی به ثمرات توکل بر خدا
نکته لطیف آن است که توکّل، نه بیعملی میآورد و نه سستی. بلکه همزمان با آرامش، احساس قدرت درونی میآفریند. متوکّل، خود را وسیلهای در دست حکمت خدا میداند؛ ازاینرو در انجام وظیفه شجاعتر، منظمتر و استوارتر عمل میکند.
یکی از عوامل فشار روانی در دنیای امروز، مقایسه دائمی خود با دیگران است: درآمد، موقعیت، ظاهر، موفقیت. اما انسانِ متوکّل میداند که روزی، تقدیر و رزق، بر اساس حکمت الهی تقسیم شده است.این باور، حس رقابت مخرب و حسادت را خاموش میکند و جایش را به رضایت و آرامش وجودی میدهد. او میکوشد بهترینِ خود باشد، بیآنکه دلش بیقرار دیگری شود. توکّل، سرچشمه امید است. زیرا شخصی که دل به خدا بسته، هرگز در بنبست نمیماند. در دیدگاه شناختی ـ رفتاری روانشناسی، امید و باور به کنترل مثبتِ آینده، کلید مقابله با اضطرابهای مزمن دانسته میشود.
توکّل با تغذیه این مؤلفه، ذهن را از افکار منفی میرهاند و طرز فکر مثبت الهی را جایگزین بدبینی و ناامیدی میسازد. بدینترتیب، آرامشی درونی و پایدار شکل میگیرد که دارویی است برای بسیاری از بیماریهای روانتنی.
توکّل، داروی الهی برای درد بیقراری بشر امروز است. توکّل، تعادل میان عقل و ایمان است؛ میان تلاش و تسلیم؛ میان تدبیر و توکل. انسانی که به مقام توکّل دست یافته، دیگر اسیر اضطراب نیست؛ چراکه نیرویی فراتر از خود را در پس حوادث میبیند. او میکوشد، میسازد، میجنگد، اما درونش آرام است… زیرا میداند: «حَسبُنَا اللَّهُ وَنِعمَ الوَكِيلُ» خدا ما را بس است، و او نیکو وکیل است.
اصغر طهماسبی بلداجی، عضو هیئت علمی گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه شهرکرد