از جنگ برقآسا تا جنگ شناختی؛ چرا سناریوی دشمن علیه ایران شکست خورد؟
به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، در ماههای اخیر، تحولات امنیتی و سیاسی منطقه غرب آسیا وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که در آن مرز میان جنگ نظامی، عملیات روانی و آشوبهای اجتماعی بهشدت در هم تنیده شده و الگوی «جنگ ترکیبی» به شکل عینی در حال اجراست. جنگ تحمیلی 12 روزه علیه جمهوری اسلامی ایران، نقطه اوج این تقابل آشکار بود، اما نشانهها حاکی از آن است که این درگیری با پایان عملیات نظامی متوقف نشده و صرفاً از یک فاز به فازی دیگر منتقل شده است.
در این میان، تلاش دشمن برای انتقال میدان نبرد از جغرافیای نظامی به عرصه افکار عمومی، شبکههای اجتماعی و کف خیابان، اهمیت تحلیل دقیق ابعاد پشتپرده تحولات را دوچندان کرده است. همزمان با فشارهای خارجی، تشدید جنگ رسانهای، شایعهسازی، عملیات ادراکی و تحریک اجتماعی، بخشی از پازل بزرگتری است که هدف نهایی آن تضعیف انسجام ملی و ایجاد گسلهای اجتماعی در داخل کشور عنوان میشود.
از سوی دیگر، نقشآفرینی هوشمندانه رهبر معظم انقلاب، همراهی مردم و عملکرد نیروهای مسلح و دستگاههای امنیتی، معادلات دشمن را با چالش جدی مواجه کرده است. در چنین شرایطی، بازخوانی واقعبینانه سناریوهای طراحیشده علیه ایران و تبیین دقیق ماهیت جنگ جاری، ضرورتی راهبردی برای آگاهیبخشی افکار عمومی به شمار میرود؛ موضوعی که در گفتوگوی پیشرو با حسین امیدیان، کارشناس مسائل سیاسی، مورد بررسی قرار گرفته است.
امیدیان در این گفتوگو با بیان اینکه جنگ اخیر صرفاً یک درگیری نظامی کوتاهمدت نبود، اظهار کرد: ما با یک پروژه عمیق، گسترده و چندلایه مواجه بودیم که حداقل 20 سال برای آن برنامهریزی شده بود؛ پروژهای که از نفوذ امنیتی و ترور نخبگان آغاز میشد و با آشوب داخلی، مداخله خارجی و نهایتاً تجزیه ایران به پایان میرسید.
مشروح گفتوگو به این شرح است:
دشمن با چه سناریویی وارد جنگ 12 روزه شد؟
در اتاقهای فکر آمریکا و رژیم صهیونیستی، دو سناریوی اصلی برای ایران مطرح بود. سناریوی اول مشابه وقایع سال 1401 طراحی شده بود؛ یعنی ابتدا کشور را به آشوب داخلی بکشانند، نیروهای نظامی و انتظامی را درگیر داخل کنند، سپس از شرق، غرب و شمالغرب، گروههای تجزیهطلب را وارد کرده و در نهایت حمله نظامی را بهعنوان ضربه نهایی اجرا کنند.
سناریوی دوم که مورد حمایت مستقیم نتانیاهو بود و او شخصاً برای آن در کنگره آمریکا لابی کرد، مبتنی بر جنگ نظامی برقآسا بود. طبق این طرح، قرار بود در همان ساعات ابتدایی، حدود 250 نفر از فرماندهان، مسئولان ارشد، دانشمندان هستهای و حتی رؤسای سه قوه ترور شوند و اگر امکان داشت، رهبر معظم انقلاب نیز هدف قرار بگیرند. تصور دشمن این بود که با حذف سر شبکه فرماندهی، کشور دچار شوک و فروپاشی داخلی میشود.
هدف نهایی این سناریوها چه بود؟
هدف نهایی فقط یک چیز بود؛ تجزیه ایران. دشمن هیچ پلن جایگزینی جز تجزیه روی میز ندارد. ایران بهواسطه موقعیت ژئوپلیتیک، دسترسی همزمان به شمال و جنوب، قرار گرفتن در مسیر کریدورهای راهبردی و پیوند با قدرتهایی مانند چین، هند و روسیه، به یک چهارراه اقتصادی و امنیتی تبدیل شده است. چنین کشوری اگر متحد و یکپارچه بماند، معادلات جهانی را برهم میزند.
به همین دلیل، در جلسات رسمی آنها حتی نقشه تقسیم ایران ترسیم شده بود؛ خوزستان، سیستان و بلوچستان، آذربایجان، کردستان و ایران مرکزی. برخی مناطق را به کشورهای همسایه وعده داده بودند و ایران مرکزی را هم به جریان سلطنتطلب پیشنهاد کرده بودند. اینها اسناد و تحلیلهایی است که متأسفانه واقعی است.
چرا این پروژه شکست خورد؟
چند عامل کلیدی باعث شکست این پروژه شد. اول، تدبیر رهبر معظم انقلاب که از روزهای ابتدایی، مدیریت صحنه را بهدست گرفتند. دوم، هوشیاری و انسجام مردم که برخلاف تصور دشمن، نهتنها دچار فروپاشی روانی نشدند بلکه در کنار نظام ایستادند. سوم، اقتدار نیروهای مسلح که اجازه ندادند طرح 250 ترور محقق شود و این عدد به 26 شهید محدود شد؛ آن هم شهدایی که بسیاری از آنها در خط مقدم میدان بودند.
از روز چهارم به بعد، موازنه جنگ بهطور کامل تغییر کرد. پدافند رژیم صهیونیستی عملاً از کار افتاد؛ گنبد آهنین، فلاخن داوود و سایر سامانهها ناکارآمد شدند و ابتکار عمل بهدست جمهوری اسلامی افتاد. همین مسئله باعث شد دشمن بهسرعت بهدنبال آتشبس برود.
نقش آمریکا در این مقطع چه بود؟
وقتی رژیم صهیونیستی در میدان دچار بنبست شد، آمریکا مستقیماً وارد تهدید شد و اعلام کرد اگر ایران آتشبس را نپذیرد، مراکز هستهای ایران را بمباران میکند. پاسخ ایران روشن بود؛ هرگونه حمله مستقیم، با پاسخ متقابل و هدف قرار دادن منافع آمریکا در منطقه همراه خواهد شد. همین پیام قاطع، باعث توقف عملی جنگ شد.
در واقع، ما اکنون در وضعیت «توقف درگیری» هستیم، نه پایان کامل جنگ.
آیا اغتشاشات اخیر ادامه همان جنگ است؟
دقیقاً همینطور است. جنگ 12 روزه تمام نشده، بلکه از فاز نظامی وارد فاز ترکیبی و شناختی شده است. دشمن اکنون تلاش میکند همان سناریوی اول را فعال کند؛ یعنی ایجاد آشوب خیابانی، درگیر کردن نیروهای انتظامی و امنیتی در داخل، شل کردن مرزها و سپس فعالسازی جریانهای تجزیهطلب.
شاهد هستیم که برای اولین بار موساد بهطور رسمی اعلام میکند «نیروهای ما در میدان کنار مردم هستند». این یک اعتراف مهم است. آنها دیگر پنهانکاری نمیکنند و آشکارا وارد میدان شدهاند.
دشمن در این فاز از چه ابزارهایی استفاده میکند؟
سه تکنیک اصلی در حال اجراست؛ اغوا، ارعاب و تحقیر.
در اغوا، با پمپاژ سنگین اخبار منفی، شایعات و اخبار جعلی، ذهن مردم را خسته و عصبی میکنند. نمونهاش ماجرای دروغین سد کرج و ادعای کشف جنازههاست که با هوش مصنوعی تصویرسازی شد، اما بدون هیچ سندی افکار عمومی را ملتهب کرد.
در ارعاب، مدام زمان حمله اعلام میکنند؛ امروز، فردا، هفته آینده، ساعت مشخص. هدف این است که جامعه در اضطراب دائمی بماند. حتی برخی اظهارنظرهای غیرمدبرانه داخلی، ناخواسته به این فضا دامن میزند.
و در تحقیر، القا میکنند که ایران ضعیف است و توان مقاومت ندارد تا مردم پیش از هر حملهای، دچار خودتسلیمی روانی شوند.
راهبرد جمهوری اسلامی در برابر این جنگ ترکیبی چیست؟
راهبرد اصلی، تفکیک «اعتراض» از «اغتشاش» است. جمهوری اسلامی برخلاف بسیاری از کشورهای مدعی دموکراسی، اعتراض را بهرسمیت میشناسد و برای آن پاسخ دارد. رهبر انقلاب صراحتاً فرمودند اعتراض حق مردم است و باید شنیده شود، اما اغتشاش خط قرمز است.
خوشبختانه امروز صف معترض از اغتشاشگر جدا شده است. بیانیههای صنفی، مواضع بازاریان و اقشار مختلف نشان میدهد بدنه اجتماعی کشور همراه تجزیهطلبی و خشونت نیست.
نقش نیروهای نظامی و انتظامی را چگونه ارزیابی میکنید؟
نقش آنها تعیینکننده و تاریخی است. اگر امروز کشور ایستاده، بهدلیل فداکاری همین نیروهاست. متأسفانه برخی افراد با ادعای انقلابیگری، به نیروهای مسلح توهین میکنند؛ این رفتار نه انقلابی است و نه دلسوزانه. ما باید قدردان سربازان امنیت و اقتدار کشور باشیم.
جمعبندی شما از شرایط فعلی چیست؟
دشمن عجله دارد، چون زمان بهنفع او نیست. این عجله باعث خطا، شتابزدگی و افشای دستها شده است. همانطور که در میدان نظامی شکست خورد، در میدان اجتماعی و روانی هم با هوشیاری مردم و انسجام ملی شکست خواهد خورد. ایران، علیرغم همه فشارها، ایستاده و خواهد ایستاد.