۰۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۱:۲۱
کد خبر: ۸۰۷۶۹۳
یادداشت؛

سیراب از قدح قرب!

سیراب از قدح قرب!
هر‌چه از این ضیافت می‌گذشت گویی با صاحب این ضیافت کریمانه مأنوس‌تر می‌شد و از دنیا منقطع و به انس و خلوت بیشتر با محبوب روی می‌آورد.
به گزارش خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ وَأَمِينِكَ وَصَفِيِّكَ وَحَبِيبِكَ وَخِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ. آن قدر شاداب از تجلّی صبح حضور بود که مقام و منصب دنیایی را به دست نسيان می‌سپرد و بیشتر شب را تا به سحر به شوق لقا، به نماز و دعا و مناجات می‌نشست.
 
میهمان که عارف به صاحب ضیافت باشد و صاحب ‌خانه و میزبان محبوبش، خود را به طعام، خانه و سخن با اطرافیان و سایر میهمانان مشغول نسازد بلکه همه هَمّش ساختن فرصتی برای قُربِ به مالکِ خانه و صاحب ضیافت شود و با او گفت‌وگو کند و کلامی ساز نماید. لذا آورده‌اند که پیامبر خدا در این تشرف و حضور در این ضیافت نوریه به کثرت به دعا، مناجات، نماز و تلاوت قرآن اشتغال داشت و علاوه بر انجام فرائض و نوافل، مکرر به اقامه نماز (۱) می‌ایستاد. هر‌چه از این ضیافت می‌گذشت گویی با صاحب این ضیافت کریمانه مأنوس‌تر می‌شد و از دنیا منقطع و به انس و خلوت بیشتر با محبوب روی می‌آورد.
 
در واپسبن ایام این‌ ضیافت، در مسجد که سرای کرامت‌مند کریم است، سکنی می‌گزید تا همه لحظات‌ و اوقات با او خلوت کند. لذا متعدد از اعتکاف پیامبر خدا در دهه آخر رمضان، روایت شده است (۲) حتی در سال دوم که جنگ بدر در ماه رمضان واقع شد و نتوانست به اعتکاف در خانه خدا بپردازد، سال بعد بیست روز اعتکاف نمود تا جبران اعتکاف فوت شده شود (۳) و در این موانست و انس جانش را از قدح قرب سیراب می‌ساخت.
 
همه فرایض و نوافل را در مسجد اقامه می‌کرد و بعد آن نیز ساعتی برای عبادت می‌نشست (۴). میزبان چون کریم باشد و به کرامت به میهمانان اذن دهد تا در این ضیافت، هر آن‌چه دوست دارند، تمنا کنند، میهمان زیرک و دانا بهترین‌ها را طلب کند.
 
حضرت کریم بساط خاص در این ماه در عالم گستراند و پیامبرش به اذن او همه را فراخوانده است، فرمود: «أیُّهَا النّاسُ، إنَّهُ قَد أقبَلَ إلَیکُم شَهرُ اللّه  بِالبَرَکَةِ وَالرَّحمَةِ وَالمَغفِرَةِ» (۵). فقط مومنان دعوت نشده‌اند، همه دعوت‌اند، چنان‌که گفتند، خطابات شرعی متوجه همگان است (۶) اما جمعی به کفر و شرک خود را از این ضیافت محروم ساخته‌اند. 
 
کریمی‌که فرمود، مرا بخوانید که هم غنی‌ام و هم در بخشش وسعت نظر و بسط ید دارم و هم آگاه به مصالح‌ام. نبی‌اعظم الهی که در دعا همت بلند داشت، و تشرف به ضیافتی دیگر طلب می‌کرد، چنان‌که در سنت اهل‌بیت او آمده است، که در همه ایام این ضیافت، از او ضیافتی دیگر تمنا داشتند و توصیه نمودند در این ماه بعد هر فریضه‌ای که اوج قرب به صاحب خانه است، چنین طلب کنید: «اللّٰهُمَّ ارْزُقْنِى حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرامِ فِى‌عامِى هٰذَا وَفِى‌كُلِّ عامٍ». چون دعا به بیان عارف و حکیم بزرگ امام خمینی رضوان‌الله‌تعالی‌علیه، قرآن صاعد است (۷) و تکلم با معشوق. آمده است که در این ماه خلوت‌های شبانه‌اش را به مناجات با خداوند می‌نشست (۸).
 
همه منش و سلوک و اراده‌اش را به اراده و خواست میزبان گره زده و چنان‌که اذن گشودن دهان به طعام داده، در افطار شتاب می‌کرد و دیگران را نیز بدان توصیه می‌کرد و می‌فرمود: «لا يَزَالُ النَّاسُ بِخَيْرٍ مَا عَجَّلُوا الْفِطْرَ» (۹) «تا زمانی که مردم در افطار کردن عجله کنند، همواره در خير و نيکی به سر می‌برند.» و در هنگام افطار و قبل تناول غذا این دعا را می‌خواند و بر عهد و خلوص در روزه‌اش تأکید می‌ورزید: «اللَّهُمَّ لَکَ صُمْتُ وَ عَلَی رِزْقِکَ أَفْطَرْتُ وَ عَلَیْکَ تَوَکَّلْتُ» (۱۰).
 
با کمترین طعام و نوشیدنی، روزه‌ای به پایان می‌رساند و آماده ورود به باب دیگری از میهمانی می‌شد. حکایت کرده‌اند که افطارش غذای سبک و شیرین مثل رطب یا خرما که رطب را بر خرما ترجیح می‌داد، یا حلوا و یا شیر، یا شکر زرد نی‌شکر و با کمی آب ولرم بود و گاه چیزی نمی‌یافت، مقداری آبی می‌نوشید و به آن افطار می‌کرد (۱۱) و روانه مسجد می‌شد تا نماز را در اول وقت اقامه نماید.
 
در آغاز ضیافت دیگر که مطلع‌اش از سحر باشد، توصیه می‌نمود که حتماً در سحر طعامی میل شود و فرمود سحری خوردن مایه برکت است: «تَسَحَّرُوا؛ فإن في‌السَّحُورِ بَركة» (۱۲) «سحری بخورید که در سحری خوردن برکت است». چون در این میهمانی تن آدمی مرکب اوست که با تغذیه صحیح راهواری در اختیار خواهد بود که با آن شرکت و ادامه حضور در میهمانی فراهم می‌گردد.
 
۱. الکافی، ج۴، ص۱۵۵.
۲. همان.
۳. من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۱۸۹.
۴. ر.ک: علامه محمدحسین طباطبایی، سنن النبی.
۵. خطبه شعبانیه پیامبر خدا.
۶. العناوین، ج۲، ص۷۴.
۷. ر.ک: صحیفه امام، ج۲۱، وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی.
۸. الکافی، ج۴، ص۱۵۵.
۹. صحیح مسلم، ح۱۰۹۸.
۱۰. الدر المنثور، ج۱، ص۱۳۸.
۱۱. بحارالأنوار، ج۹۶، ص۳۱۴ـ۳۱۵؛ الکافی، ج۴، ص۱۵۲؛ وسائل الشیعه، ج۱، ص۱۵۸.
۱۲. صحیح بخاری، ح۱۹۲۲.
 
حجت الاسلام حمید احمدی
ارسال نظرات