اعتماد راهبردی به نظام سلطه خطای محاسباتی است
به گزارش خبرگزاری رسا از تبریز، حجت الاسلام ذاکر قاسم زاده معاون تبلیغ و امور فرهنگی حوزه علمیه آذربایجان شرقی در گفتگو با خبرنگاران در تحلیلی از آرایش سیاسی کنونی، هرگونه اعتماد راهبردی به قدرتهای استکباری را یک ریسک جبرانناپذیر برای منافع ملی توصیف کرد.
ماهیت دشمنی استکبار با نظام اسلامی چیست و چرا اعتماد به آن یک خطای راهبردی محسوب میشود؟
درک صحیح ماهیت دشمن در شرایط پیچیده کنونی، اولین شرط حفاظت از منافع کشور است. باید این واقعیت را پذیرفت که خصومت استکبار با جمهوری اسلامی، یک دشمنی ماهوی و ریشهدار است و به تغییر دولتها در غرب وابسته نیست؛ چراکه تقابل اصلی بر سر موجودیت یک نظام مبتنی بر ارزشهای الهی است. تجربیات تاریخی، از جمله عهدشکنیها در توافقات بینالمللی، به وضوح نشان داده است که اتکای راهبردی به دشمن و وعدههای آن، هزینههای ملی سنگینی به همراه داشته و یک اشتباه محاسباتی جبرانناپذیر است.
استراتژی کنونی دشمن برای ضربه زدن به کشور چگونه تغییر کرده است؟
دشمن پس از ناکامی در میدانهای نظامی، راهبرد خود را از جنگ سخت به نفوذ نرم و نبرد شناختی تغییر داده است. این جنگ دیگر در سنگرهای فیزیکی رخ نمیدهد، بلکه میدان آن باورها، ادراکات و افکار عمومی است. در این رویکرد جدید، ابزارهای فرهنگی و رسانهای به سلاحهای اصلی تبدیل شدهاند. شبکههای اجتماعی به یک میدان مین نامرئی بدل گشتهاند که با بمباران اطلاعاتی و الگوریتمهای هدفمند، هویت دینی و ملی جوانان را آماج قرار میدهند. همچنین، محصولات فرهنگی نظیر فیلم و موسیقی به حاملهای خاموش ارزشهای بیگانه برای تضعیف سبک زندگی ایرانی-اسلامی مبدل شدهاند.
دشمن در این جنگ نرم از چه تاکتیکهای مشخصی برای نفوذ بهره میگیرد؟
تاکتیکهای دشمن در این عرصه چندلایه است. خط مقدم این تهاجم، تولید ناامیدی و القای یأس در نسل جوان از طریق رسانههاست تا آینده را تیره و تار نشان داده و گسست از ارزشهای ملی را تنها راه نجات معرفی کند. همزمان، جریانهای نفوذی با دامن زدن به اختلافات قومی، مذهبی و فرهنگی، از کوچکترین شکافهای اجتماعی برای ایجاد بحران و بیاعتمادی بهرهبرداری میکنند. خطرناکتر آنکه، مطالبات مشروع و برحق مردم در حوزههایی مانند معیشت و اشتغال به طعمهای برای سوءاستفاده تبدیل میشود تا این خواستهها را به ابزاری برای ساختارشکنی و رویارویی با حاکمیت بدل کنند. فشار اقتصادی و تحریمها نیز با هدف افزایش نارضایتی عمومی و پیوند زدن آن به آشوبهای اجتماعی طراحی شده است.
با توجه به این شرایط، رویکرد صحیح در تعامل با دشمن چیست؟
باید میان تعاملات تاکتیکی و اعتماد راهبردی تفکیک قائل شد. مذاکره یا تعامل مقطعی برای مدیریت یک بحران یا تأمین یک منفعت مشخص، امری در حوزه دیپلماسی است؛ اما این تعاملات هرگز نباید به مثابه پلی برای نفوذ دشمن به حریم امنیتی، فرهنگی و ساختارهای تصمیمگیری کشور تلقی شود. هرگونه ارتباط با دشمن باید صرفاً ابزاری برای مدیریت میدان باشد، نه مسیری برای باز کردن دروازههای کشور.
مؤثرترین راهکارهای دفاعی برای مقابله با این پروژه نفوذ فراگیر چیست؟
اصلیترین راهبرد دفاعی، استحکام ساخت درونی قدرت است. تکیه بر توانمندسازی داخلی در ابعاد اقتصادی، علمی و فرهنگی، کشور را در برابر تهدیدات خارجی مصون میسازد. در این میان، انسجام ملی و وحدت کلمه، سد مستحکمی در برابر توطئههاست، زیرا دشمن از تفرقه و دوقطبیسازی تغذیه میکند. در سطح جامعه، جهاد تبیین و روشنگری به عنوان یک تکلیف همگانی برای مقابله با روایتسازی دروغین دشمن، سلاحی کارآمد است. تقویت نهاد خانواده به عنوان دژ اصلی تربیت نسل مقاوم، و ارتقای سواد رسانهای و تفکر انتقادی در میان آحاد مردم برای واکسیناسیون در برابر ویروسهای رسانهای، از دیگر ارکان این دفاع همهجانبه است. در جنگ نفوذ، هر شهروند باید خود را یک مرزبان هوشیار بداند، زیرا کوچکترین غفلت میتواند به معنای گشودن راه برای متجاوزان باشد.