۰۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۲:۱۶
کد خبر: ۸۰۷۸۷۴
یادداشت واصله؛

رفتار متناقض واشنگتن و محاسبات تل‌آویو در آیینه اندیشکده‌های خارجی؛ چرا راهبرد منطقه‌ای ایران دست بالا را دارد؟

رفتار متناقض واشنگتن و محاسبات تل‌آویو در آیینه اندیشکده‌های خارجی؛ چرا راهبرد منطقه‌ای ایران دست بالا را دارد؟
برآیند تحلیل‌های امنیتی حاکی از آن است که هرگونه مداخله نظامی علیه ایران زنجیره‌ای از واکنش‌های امنیتی را در سراسر منطقه فعال می کند؛ از این رو راهبرد آمریکا در قبال ایران بر مدیریت ریسک و مهار رفتار استوار است، نه بر تغییر نظام سیاسی.

به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، بررسی محتوای گزارش منتشرشده از سوی یک اندیشکده عربی با عنوان «مرکز عربی مطالعات و پژوهش های راهبردی» (The Arab Center for Research and Policy Studies) نشان می‌دهد اغتشاشات تروریستی اخیر در کشور بستری برای بازتعریف رفتار آمریکا و رژیم صهیونی در برابر جمهوری اسلامی ایران شده است. این گزارش با مرور مواضع رسمی واشنگتن، تحرکات نظامی آمریکا در منطقه، محاسبات امنیتی تل‌آویو و نگرانی دولت‌های خلیج فارس، تصویری چندلایه از وضعیت می‌دهد که در آن تهدید نظامی بیش از آنکه گزینه‌ای اجرایی باشد، ابزار فشار سیاسی ارزیابی شده است. نویسندگان گزارش تصریح می‌کنند که ایالات متحده میان دو هدف «تغییر رفتار» و «تغییر نظام» در نوسان قرار دارد، حال آنکه اسرائیل غاصب تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران را راهبرد مطلوب خود می‌داند.

محاسبه‌گری آمریکا؛ مهار بدون جنگ

راهبرد آمریکا در این گزارش بر پایه مدیریت ریسک امنیتی توصیف شده است. تهدید به حمله نظامی، جابه‌جایی ناوهای جنگی و تشدید تحریم‌ها به‌عنوان ابزارهای فشار مطرح شده‌اند، اما در کنار آن نگرانی از واکنش متقابل جمهوری اسلامی ایران نیز برجسته است. گزارش تصریح می‌کند که جمهوری اسلامی ایران همچنان از ظرفیت موشکی و شبکه هم‌پیمانان منطقه‌ای برخوردار است و هرگونه اقدام نظامی دامنه درگیری را فراتر از کنترل اولیه گسترش می دهد. این ارزیابی با ملاحظات داخلی آمریکا پیوند خورده است؛ تجربه جنگ‌های طولانی در غرب آسیا و حساسیت افکار عمومی نسبت به مداخلات پرهزینه، تصمیم‌گیری کاخ سفید را محدود و کرانمند کرده است.

تل‌آویو و آرزوی تغییر موازنه

تحلیل ارائه‌شده درباره رژیم دژخیم اسرائیل نشان می‌دهد این رژیم اغتشاشات تروریستی در ایران را فرصتی برای تضعیف ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران تلقی کرده است. تل‌آویو از ورود مستقیم به درگیری هراس دارد و ترجیح می‌دهد واشنگتن نقش پیش‌ران را بر عهده گیرد. ارزیابی نهادهای امنیتی رژیم غاصب صهیونی حکایت از آن دارد که تغییر سریع نظام در ایران محتمل نیست و هرگونه خطای محاسباتی پاسخ سختی از سوی قوای مسلح خصوصا سپاه پاسداران در پی دارد. همین ملاحظه سبب شده است موضع رسمی اسرائیل غاصب میان حمایت لفظی از تروریست های شورشگر و پرهیز از اقدام آشکار نظامی در نوسان باشد.

نگرانی همسایگان و معادله تنگه هرمز

گزارش اندیشکده عربی «مطالعات و پژوهش های راهبردی» به موضع محتاطانه دولت‌های خلیج فارس نیز اشاره می‌کند. این کشورها از گسترش درگیری بیم دارند و ثبات بازار انرژی را اولویت امنیتی خود می‌دانند. هرگونه تنش گسترده در خلیج فارس عبور نفت از تنگه هرمز را مختل کرده و پیامدهای اقتصادی جهانی در پی دارد. این متغیر ژئوپلیتیک، هزینه تصمیم نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران را برای آمریکا افزایش می‌دهد.

پدیده تهدید نظامی علیه ایران را باید در چارچوب منازعه مستمر میان نظم هژمونیک غرب و الگوی مقاومت جمهوری اسلامی تحلیل کرد. از منظر نظریه‌های روابط بین‌الملل، رفتار آمریکا را می‌توان در قالب «مهار هوشمند» فهم کرد؛ الگویی که به‌جای جنگ مستقیم، بر ترکیب فشار اقتصادی، عملیات روانی و بازدارندگی نظامی تکیه دارد. در اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) سلطه‌پذیری نفی شده و استقلال سیاسی رکن هویت جمهوری اسلامی ایران معرفی شده است. رهبر معظم انقلاب نیز در تبیین سیاست منطقه‌ای، بر بازدارندگی فعال و عمق راهبردی تأکید کرده‌اند. این چارچوب فکری سبب شده تهدید نظامی ابزاری برای امتیازگیری شود، نه راه‌حلی قطعی.

روند تاریخی تقابل و شکل‌گیری فرهنگ امنیتی خوداتکایی

روند تاریخی تقابل ایران و آمریکا نشان می‌دهد هر مرحله از فشار خارجی با بازتولید انسجام داخلی و تقویت ظرفیت دفاعی پاسخ گرفته است. تجربه جنگ تحمیلی، تحریم‌های گسترده و ترور دانشمندان هسته‌ای، فرهنگ امنیتی خاصی در جمهوری اسلامی شکل داده که بر خوداتکایی و شبکه هم‌پیمانان منطقه‌ای استوار است. از منظر علوم انسانی اسلامی، دفاع از کیان امت اسلامی و حفظ تمامیت ارضی واجب شرعی است و همین مبنا به مشروعیت مقاومت در برابر تهدید می‌افزاید.

تحلیل انتقادی رفتار آمریکا و رژیم غاصب از سوی «مرکز عربی مطالعات و پژوهش های راهبردی» نشان می‌دهد پروژه بی‌ثبات‌سازی بر فرض گسست درونی و ناتوانی ساختاری جمهوری اسلامی ایران استوار است؛ فرضی که با واقعیت پیچیده جامعه ایرانی همخوانی ندارد. سیاست‌گذاری عمومی در ایران طی سال‌های اخیر بر تقویت تاب‌آوری اقتصادی و توسعه پیوندهای منطقه‌ای متمرکز بوده است. راهبردهایی مانند گسترش همکاری با قدرت‌های آسیایی، تقویت محور مقاومت و سرمایه‌گذاری در صنایع دفاعی، موازنه هزینهفایده اقدام نظامی علیه ایران را به سود تهران تغییر داده است. پیشنهاد تقنینی و نهادی در این زمینه، تعمیق دیپلماسی منطقه‌ای و ارتقای شفافیت اقتصادی برای کاهش اثر تحریم‌ها است؛ رویکردی که انسجام ملی را تقویت می‌کند و امکان بهره‌برداری دشمن از نارضایتی‌ها را محدود می‌کند.

قدرت بازدارندگی فعال ایران در صفحه شطرنج غرب آسیا

برآیند تحلیل گزارش اندیشکده‌های خارجی خصوصا «مرکز عربی مطالعات و پژوهش های راهبردی» نشان می‌دهد تهدید نظامی علیه ایران بیش از آنکه گزینه‌ای عملیاتی باشد، ابزاری برای تنظیم رفتار تلقی شده است. آمریکا میان فشار و مذاکره در رفت‌وآمد است و اسرائیل غاصب در پی بهره‌برداری حداکثری از این وضعیت قرار دارد. در سوی مقابل، جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر بازدارندگی فعال و عمق راهبردی، معادله هزینه‌ها را تغییر داده است. منطقه غرب آسیا اکنون شبیه صفحه شطرنجی است که هر حرکت نسنجیده پیامدهای پیش‌بینی‌ناپذیر به دنبال دارد؛ در چنین میدانی، آنکه صبورتر و محاسبه‌گرتر بازی کند، دست برتر را خواهد داشت.

شکست هیمنه آمریکا در راه است.

پاینده باد جمهوری اسلامی ایران

الداعی الی سواء السبیل و الآخذ بید الأمة إلی مدارج الکمال

ارسال نظرات