۲۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۱۷
کد خبر: ۸۰۶۲۷۲

اسکورت جاسوس موساد در جشنواره فیلم فجر

اسکورت جاسوس موساد در جشنواره فیلم فجر
فیلم سینمایی اسکورت، ساخته یوسف، پسر ابراهیم حاتمی کیا، احتمالاً باید به زعم برخی مخاطبان، بادیگارد2 باشد با حال و هوای جاده‌ای؛ اما این فیلم نسبتاً اکشن در ژانر اتومبیل‌رانی، همان اسکورت است نه بیشتر، آن هم اسکورت شوتی‌هایی که انتقال و توزیع ریزپرنده‌های اسرائیلی را در جنگ 12 روزه بر عهده داشتند.

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، فیلم سینمایی اسکورت، ساخته یوسف، پسر ابراهیم حاتمی کیا، احتمالاً باید به زعم برخی مخاطبان، بادیگارد2 باشد با حال و هوای جاده‌ای؛ اما این فیلم نسبتاً اکشن در ژانر اتومبیل‌رانی، همان اسکورت است نه بیشتر، آن هم اسکورت شوتی‌هایی که انتقال و توزیع ریزپرنده‌های اسرائیلی را در جنگ 12 روزه بر عهده داشتند. پیش از آن نیز قاچاق داروهای تاریخ مصرف گذشته، خون‌های آلوده، مواد مخدر و گاهی هم کالاهای لوکس ممنوعه را منتقل می‌کردند. 

فیلم اسکورت، یک دفاعیه سینمایی برای تطهیر یا سفیدشویی شوتی‌هایی است که اگر جان مسافر عزیزی را در جاده نگرفته باشند، با داروهای تاریخ مصرف گذشته و فاسد که به بازار ناصر خسرو می‌رسانند، یا ریزپرنده‌هایی که در جنگ 12 روزه به داخل کشور منتقل و توزیع کرده بودند، شریک قتل عام تعداد زیادی از هم میهنان عزیز ما هستند.

فیلم یوسف حاتمی کیا، علاوه بر دفاع غیر منطقی از شوتی‌ها، در طول داستان فیلم، مانیفستی علیه کل سیستم حکومت از نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی تا فرماندهی انتظامی و نیروی پلیس است.

در این فیلم، همه مسئولان حتی پلیس را یا دزد خطاب می‌کند یا او را انسانی خودخواه یا خونریز نشان می‌دهد، قاچاق را امری عادی و حق قاچاقچی می‌داند. اما در نهایت کل فیلم یک دعوت‌نامه به شورش علیه سیستم است.

تخلف از قانون را عادی سازی کرده و ایستادن در برابر پلیس را ترویج می‌کند. از همه بدتر، روش‌های دور زدن قانون و در رفتن از دست پلیس و مجریان قانون را آموزش می‌دهد.

البته باید منصف بود و اذعان کرد که چند مرتبه بازیگر نقش اسکورت یعنی امیر جدیدی، درباره جنایات شوتی‌ها جملاتی را می‌گوید اما در نهایت خود اوست که جانش را برای تمام کردن مأموریت یک شوتی به خطر می‌اندازد و این یعنی همه آن حرفها = هیچ.

اسکورت جاسوس موساد در جشنواره فیلم فجر

جالب اینجاست که تنها پلیس خوب این فیلم یعنی جناب سرگرد، همان کسی است که از در نهایت داخل سیستم بر علیه سیستم می‌شورد و جلوی آن را می‌گیرد. اگرچه از نظر داستانی، اقدام او در جایی که اتفاق افتاد کاملاً درست و منطقی است ولی این همان موقعیتی است که حاتمی کیا برای توجیه اقدام علیه سیستم طراحی کرده است نه یک واقعیت تکرار شونده بیرونی!

نمونه این فیلم در سینمای آمریکا و اروپا نیز زیاد دیده شده است. فیلمهایی که مخاطب تا پایان فیلم نگران حال دزدها و جویای موفقیت عملیات سرقت است. هرچند در فیلم اسکورت، همین اندازه پرداخت داستانی برای قبول اقدام غیر عقلانی اصلان وجود ندارد و خودش نیز در دیالوگی میگوید که عقلم چیز دیگری میگوید ولی دلم ... . البته روایت سست این عاشقی نیز به هیچ عنوان باورپذیری لازم را ندارد که یک نفر جانش را برای بار یک شوتی که برای اولین بار دیده است تقدیم کند. آنقدر این روایت شل است که فیلمساز دست به دامن خاطرات کودکی اصلان می‌شود اما همان هم کمکی به باور پذیری آن نمی کند.

اما فیلم اسکورت از نظر فنی و هنری نیز جز تصویربرداری ویژه از کورس خودروهای شوتی در جاده، دستاورد هنری و سینمایی دیگری ندارد. نه بازیهای چشمگیر، نه موسیقی برجسته و نه طراحی صحنه چشم نواز. تقریبا هیچ.

پس برای چه چیزی این همه رپورتاژ آگهی تبلیغاتی درباره این فیلم تولید میشود؟ شاید همان ضد سیستم بودن، شاید هم هنوز یوسف را به جای پدر، ستایش می ‌کنند!

ارسال نظرات