«بیچاره شاه؛ هرچه به در و دیوار میزند کسی دوستش ندارد»

سند پیش رو، برگرفته از روزنامه لس آنجلس تایمز به تاریخ ۱۱ ژوئن ۱۹۷۸ (مصادف با ۲۱ خرداد ۱۳۵۷)، تحلیلی از وضعیت ایران در آستانه انقلاب اسلامی ارائه میدهد. این گزارش که «جو الکس موریس جونیور» آن را نوشته، با عنوان تأملبرانگیز «بیچاره شاه؛ هرچه به در و دیوار میزند کسی دوستش ندارد»، روایتی از ناآرامیهای گسترده، واکنشهای حکومت پهلوی و ناکامی پروژه مدرنسازی موسوم به «انقلاب سفید» را به تصویر میکشد. نویسنده با تمرکز بر اعتراضات دانشجویی، شکافهای اجتماعی و مقاومت در برابر اصلاحات، تصویری از یک حکومت در آستانه فروپاشی ترسیم میکند. این سند، به عنوان یک منبع خارجی، درک ارزشمندی از نحوة انعکاس تحولات ایران در رسانههای غربی و همچنین ابعاد بینالمللی انقلاب اسلامی ارائه میدهد. لازم به ذکر است که بخشی از متن به دلیل ناخوانا بودن، ترجمه نشده است.
ترجمه:
تهران، ایران؛ اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی این روزها کلافه است. انگار هیچ چیز رو به روال نیست.
دانشجویانی که میفرستد به دانشگاههای خارج از کشور، آن هم با یارانههای دولتی سخاوتمندانه، انگار بیشتر وقتشان را به راهپیمایی با چهرههای پوشیده و شعار علیه شاه میگذرانند.
دانشجویان در داخل هم روزبهروز دردسرسازتر میشوند. گرچه آنان را نیروی پلیس سختگیر و قدرتمند ایران که آموزشهای تهاجمی سفت و سختی دیده، راحتتر مهار میکنند.
رؤیای شاه برای دولتی تکحزبی که ایرانیان در آن رفتهرفته میتوانند به خودفرمانی عالیتری برسند، با مشتی شعار دارد فرو میریزد.
از طرف دیگر، شاه در نتیجة مقاومت مشترک افراطیون سیاسی چپ کمونیست و راست مذهبی دربرابر اصلاحاتش، تهدیدات جدیدی میبیند. در شش ماه اخیر، شورشهای مذهبی علیه اصلاحات مدرنِ غالباً لیبرال که تقریباً قواعد اجتماعی و مدنی سنتی و اسلامی را درباب ازدواج، طلاق و ارث از بین برده، کل کشور را به لرزه درآورده است.
حکومت مقصر این وضعیت را بهاصطلاح «مارکسیستهای اسلامگرا» میداند و گرچه رهبران مذهبی این مسئله را رد میکنند، اما کمونیستها به این آشوب پیوستهاند.
ولیکن چپ افراطی ایران خودش دست کم به سه جناح تقسیم میشود: هوادار مسکو، هوادار پکن، تروتسکیست. بنابراین، حتی مخالفان نیز نمیتوانند جبههای مشترک بسازند. درواقع، یکی از مشکلات ایران این است که تاروپود جامعة ایران تحت فشار مدرنیزاسیون و سنگینی سنت به شدت وا رفته است.
خب، حالا چه بر سر رؤیای شاه آمد؟
این رؤیا به نام «انقلاب سفید» نامیده میشود. انقلاب سفید قرار بود با تأمین مالی از درآمدهای هنگفت نفتی ایران سنتی را از جمیع جهات بدل به کشوری مدرن کند.در نتیجه، قرار بود آزادی بیشتری به ارمغان بیاورد و در روند تصمیمگیری صدای بیشتری به مردم داده شود. شاه قدمهای مهمی برا تحقق بخشیدن به این امر برداشته است...