روایت زمینشناس سوئدی از بزرگترین فوران تاریخ نفت در ایران

حسین اصغری؛ پژوهشگر تاریخ معاصر در کانال خود با عنوان کافه مورخ در پیامرسان ایتا روایتی از زمین شناس سوئدی درباره فوران تاریخی یک چاه نفت در ایران نوشت:
متنی که میخوانید گزیدهای از کتاب «سرزمین پارس؛ خاطرات یک زمینشناس» است که «یووان اشتوکلین» (زمینشناس سوئدی که در سال ۱۹۵۰.م/۱۳۲۹.ش به استخدام شرکت نفت ایران در اومده بود) نوشته شده و خاطره مربوط به فوران چاه شماره پنج میدان نفتی البرز در شمال شهر قم رو در سحرگاه ۴ شهریور ۱۳۳۵ روایت کرده؛ فورانی که مهارش حدود ۱۰۰ روز طول کشید و به عنوان بزرگترین فوران چاه نفت در تاریخ شناخته شد:
(شرکت نفت ایران) در برنامه اکتشافی خود از همان ابتدا بیشترین اولویت را به منطقه قم در غرب محدوده کویر بزرگ داده و تاقدیس البرز، ساختاری به طول ۵۰ کیلومتر در شمال شهر قم که از جاده اصلی تهران- قم به راحتی در دسترس است، به عنوان محل مورد نظر برای اولین حفاریهای اکتشافی انتخاب شد.
اولين حفاریها، اجازه پيشبينیهای زمينشناسی خوشبينانهای را داده و آثار كوچكی از نفت و گاز نيز نشان میدادند، ولی توليدی مفيد در پی نداشتند. يك لايه عظيم نمك دشواریهای غيرمنتظرهای را باعث شده و سالهای متوالی حفر اين لايه نمك از دسترسی به طبقاتی كه در زير آن قرار داشته و انتظار میرفت حاوی نفت باشد، جلوگيری میكرد.
ولی در صبح زود ۲۶ ماه دسامبر سال ۱۹۵۶ در حفاری البرز ۵، پس از آنکه مته حفاری برای اولینبار با قدرت و شدت تمام در لایه نمک نفوذ کرده و از آن گذشته بود، یک فوران نفت اتفاق افتاد که فوقالعاده جنجالی بود. با مشاهده اولین آثار گذر از لایه نمک، مسئول حفاری تمامی موتورها، پمپها و جریان برق را از کار انداخته و دریچههای (سوپاپهای) ایمنی لوله را بست. ولی نفتی که با فشاری غیرقابل تصور از اعماق به بالا صعود میکرد، سوپاپها را به راحتی به هوا پرتاب کرده و به صورت فوارهای عظیم به ارتفاع ۱۰۰ متر همراه با صدای کر کنندهای از لوله حفاری به هوا شلیک شد. هنوز هوا تاریک بود که این اتفاق افتاد. کارگرها سراسیمه از اطراف دستگاه حفاری فرار کرده و آژیر خطر را کشیدند.
حتی از فاصله ۲۰ کیلومتری هم فواره عظیم نفت قابل مشاهده بود. جمعیتی هیجانزده، تمامی کارگرها و اهالی قم که برای تماشا آمده بودند، با ترس و احتیاط در فاصله مناسب دور این هیولای از بند رها شده، ایستاده بودند. فوران قهوهای رو به زرد نفت فراتر از برج حفاری به آسمان شلیک میشد. با فشار و سرعت تیر، مایع گرم غلغل کنان از لوله حفاری بالا آمده و از داربست فلزی برج حفاری به صورت ابری غلطان و قهوهای به بالا فوران کرده و بعد همانند بارانی دائمی به زمین میبارید.
صحرای سرخ به جهنمی سیاه مبدل گشته و زمین تا فاصله زیادی با نفت پر شده بود. جویبارهای نفت با مایع سیاه رنگ که موج آبی میزد، به پایین جاری شده و بهصورت رودی از نفت به هم میپیوستند که بهطور مداوم به سمت شرق به صحرا سرازیر میشد.
تخمین زده میشد که فقط نفتی که به صورت این رودخانه جریان داشت، به اندازه تولید ۸۰ هزار بشکه (بالای ۱۲ میلیون لیتر) در روز کفایت میکرد. بیشتر از آن، میزان نفتی بود که به اطراف پاشیده و در زمینها تهنشین شده بود. با عجله زیاد با بولدوزر سدهایی از خاک در مقابل رود نفت ساخته شد و پس از ساعات کمی، سه دریاچه وسیع نفت در قسمت شرق دستگاه حفاری در صحرا تشکیل شد.
به ارتش نیز خبر داده و در تمام منطقه وضعیت خطر اعلام شد. جاده اصلی که فقط ۶۰ متر با دم و دستگاه حفاری فاصله داشت و نیز خط آهن در فاصله ۴ کیلومتری با لوکوموتیوهای بخار آن که جرقه به اطراف میپاشیدند، همه متوقف شدند. ابتدا کسی راه چاره نمیدانست. به دستگاه مهارگسیخته حفاری نمیشد نزدیک شد و تمام اقدامات امنیتی برای این مورد کاری از پیش نبرده بود.
با هواپیما «میرون کینلی»، آتشنشان افسانهای صنعت نفت را از آمریکا آوردند. او میگفت که اینچنین فوران نفتی را در تمامی ۳۵ سال سابقه شغلی خود تا به حال تجربه نکرده است. کینلی نیمی آدمیزاد و نیمی آدم آهنی بود: یک پای مصنوعی، یک صفحه نقرهای در جمجمه، دندانهای عاریه، تعداد بیشماری استخوانهای وصلهپینه شده و آثار زخم بهبود یافته در تمامی بدن داشت.
ولی حتی او هم قادر به مهار فوران نفت نبود. اما سرانجام در عرض سه هفته کار مداوم موفق شد برج حفاری را از هم باز کرده و جریان نفت را از طریق لوله به محل مطمئنی در بیابان هدایت کند. در آنجا میشد نفت و گاز را به آتش کشید. با این عمل لااقل خطر یک انفجار عظیم و آتشسوزی از منطقه حفاری دور میشد. مدتهای طولانی آتش در بیابان شعلهور بود. پس از حدود سه ماه، چهار چاهِ حفر شده در زمین درهم فروریخت، جریان نفت بند آمد و آتش به یکباره خاموش شد. تا این زمان بیش از ۵ میلیون بشکه نفت بیرون ریخته بود.