۱۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۵۲
کد خبر: ۸۱۵۵۷۰
عضو پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی:

الگوی قرآنی اقناع، اطلاعات صحیح و مبتنی بر عقل‌ورزی باهم پیام تولید می‌کند

الگوی قرآنی اقناع، اطلاعات صحیح و مبتنی بر عقل‌ورزی باهم پیام تولید می‌کند
حجت الاسلام مخدوم با اشاره به مفاهیم قرآنی «قول سدید» و «بلاغ مبین» به عنوان الگوهای اقناع اخلاقی، ضرورت بازسازی اقناع را در چارچوب های اخلاقی بیان کرد.

حجت‌الاسلام علی مخدوم، عضو گروه مطالعات اجتماعی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، به تحلیل اخلاقی ارتباطات انسانی و رسانه در زمینه اقناع و تاثیرگذاری پرداخت و بر ضرورت تفکیک میان اقناع اخلاقی و دستکاری روانی در ارتباطات میان فردی و فعالیت های رسانه ای تأکید کرد.

وی در ابتدا به تبیین مفهوم برخی تعابیر اشاره کرد. تعابیری از جمله: انعطاف شناختی، نسبیت زبانی، دستکاری شناختی یا روانی، بلاغت و اقناع که این مفاهیم در ایجاد ساختار اخلاق اقناع دخالت دارند.

حجت الاسلام مخدوم «انعطاف‌پذیری شناختی»، آن را توانایی ذهنی برای تغییر دادن شیوۀ تفکر، سازگاری با شرایط جدید و نگریستن به مسائل از زوایای گوناگون توصیف کرد و گفت: انسان با کمک این مهارت در مواجهه با با اطلاعات متناقض یا موقعیت‌های غیرمنتظره و یا تحولات محیطی به‌سرعت راه‌حل‌های جایگزین تولید کرده و در عین حفظ مبانی شناختی، ساختارهای ذهنی خود را بازبینی کند.سپس از یک الگوی فکری به الگویی دیگر منتقل شود؛ این همان انعطاف‌پذیری شناختی است که پایه‌ای برای یادگیری و حل مسئله به شمار می‌رود.

حجت‌الاسلام مخدوم «بلاغت» را هنر خوب بیان کردن حقیقت دانست و خاطرنشان کرد: هدف بلاغت آن نیست که حقیقت را تغییر دهد، بلکه می‌کوشد حقیقت را در قالبی زیبا و قابل قبول به عقل مخاطب عرضه کند تا پذیرش آن برای اندیشۀ انسانی آسان‌تر گردد. این هنر پیامبران و اولیای الهی بوده است که سخن حق را با بیانی رسا و دل‌نشین بیان می‌کردند.

وی  در ادامه به «نسبیت زبان‌شناختی» اشاره کرد و اظهار داشت: واژگانی که ما در ارتباطات خود انتخاب می‌کنیم، صرفاً ابزار انتقال معنا نیستند، بلکه به مرور  در شناخت واقعیت در ذهن مخاطب می‌سازند. زبان بر تفکر، حافظه و ادراک تأثیر می‌گذارد. یعنی زبان شما باعث می‌شود به برخی چیزها بیشتر توجه کنید و دسته‌بندی‌های ذهنی‌تان را جهت‌دهی می‌کند به عبارت دیگر، زبان ما چارچوب ادراکی مخاطب را می‌سازد. انتخاب یک واژه به جای واژۀ دیگر می‌تواند واقعیت متفاوتی را برای شنونده بسازد.

حجت الاسلام مخدوم افزود: به عنوان مثال  وقتی در ارائه یک خبر در مورد تعدیل نیرو در یک مجموعه از عبارت «چابک سازی ساختار» استفاده شود. چارچوب متناسب با ادبیات سازمانی است و اگر از تعبیری مثل «اخراج گسترده نیرو» استفاده شود ، یک چارچوب ذهنی حاوی تهدید و مشکل می‌سازند. و اگر از عبارت «کاهش هزینه نیروی انسانی به منظور کاهش هزینه مصرف کننده» استفاده کنند، چارچوب همدلی را فعال می‌کنند. کلمات یکسان نیستند؛ دنیاهای متفاوتی می‌سازند.

این عضو پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی سپس به مفهوم «فریب یا دستکاری شناختی (روانی)» پرداخت و آن را تواناییِ به آسانی تغییر مسیر دادن ذهن مخاطب از یک موضوع اصلی به موضوعی دیگر تعریف کرد. 

وی توضیح داد: در دستکاری شناختی، فرد مقابل متوجه نمی‌شود که موضوع گفت‌وگو از مسیر اصلی خود منحرف شده است. این تکنیک اغلب در تبلیغات تجاری، سیاسی و رسانه‌ای به کار می‌رود. در همین فضا تصور کنید رسانه‌ها با ترفندهای پیچیده دستکاری شناختی می‌توانند جای ظالم و مظلوم و قاتل و شهید را عوض کنند.

حجت‌الاسلام مخدوم در بخش دیگری از سخنان خود را به تبیین «اقناع» و تفاوت آن با «دستکاری» اختصاص داد و اقناع را «پوششی آگاهانه برای تغییر ادراک فرد از طریق استدلال، اعتبار گوینده، احساسات و دیگر عناصر مؤثر در پیام» تعریف کرد

وی یادآور شد: کار رسانه، پیوسته اقناع مخاطب است، اما در ساختاری که خود رسانه طراحی کرده است. سؤال کلیدی اینجاست که آیا این اقناع در چارچوب اخلاقی انجام می‌شود یا خیر؟

عضو گروه مطالعات اجتماعی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با تأکید بر اینکه اقناع در چارچوب‌های اخلاقی، به ویژه در ساحت اخلاق اسلامی، کاملاً قابل تنظیم است مشروط به رعایت شرایط و ویژگی‌های ساحت اخلاق اسلامی، اظهار داشت: متأسفانه بسیاری اوقات در هم در ارتباطات میان فردی و هم رسانه‌ای، با ظاهر و حتی قصد اقناع ، در واقع در حال دستکاری روانی مخاطب هستند. در مقابل، قرآن کریم به عنوان منبع اصیل اخلاق و انسانیت دو روش دقیق را برای اقناع اخلاقی معرفی کرده است: یکی «قول سدید» (سخن استوار و درست) و دیگری «بلاغ مبین» (بیانی روشن و رسا). این دو روش، دقیقاً در دامنۀ اقدام اصولی و بر اساس آگاهی‌بخشی طراحی شده‌اند.

وی افزود: در اقناع اخلاقیِ رسانه‌ای و ارتباطات میان‌فردی، با سه ویژگی: آگاهی‌بخشی، اقناع از مسیر عقل و توجه به آزادی ادراک برای مخاطب پیام تنظیم می‌شود؛ اما در دستکاری شناختی، این ویژگی‌ها معکوس است؛ اصل بر آگاهی‌بخشی نیست، بلکه اصل تغییر نگرش و باور مخاطب با هر وسیله‌ای است. در دستکاری روانی و شناختی، اقناع از مسیر هیجانات و شورآفرینی احساسی و معمولا غیرمنطقی صورت می‌گیرد که مخاطب را ناچار به پذیرش بدون تفکر پیام می‌کند.

حجت‌الاسلام مخدوم با توجه به این پرسش که «آیا خود ما و رسانه‌های ما از شورآفرینی و هیجانات استفاده نمی‌کنند؟ و در این صورت اخلاقی است؟» گفت: بله، استفاده می شود و اصولا شناخت و توجه به هیجان و و عواطف و احساسات امری درست و لازمه شناخت درست پدیده‌های اجتماعی است؛ اما تفاوت در این است که در رویکرد اخلاقی، ابتدا استدلال می‌شود و سپس بر اساس آن استدلال، شور و هیجان ایجاد می‌گردد. به عنوان مثال، در تجمعات اخیر مردم در خیابان‌ها، ابتدا این استدلال وجود دارد که حضور در راهپیمایی به نفع امنیت کشور و در راستای تقویت اجتماعی مردم است، و سپس برای این حضور شورآفرینی و اهتمام به جنبه‌های احساسی(مثل سرودهای حماسی و مداحی‌های پرشور ) شکل می‌گیرد. اما در دستکاری شناختی، ایجاد نوعی خلسه روانی و هیجان‌زایی بدون پشتوانۀ عقلانی و برای پوشاندن نقایص استدلالی انجام می‌شود.

وی سپس به مهم‌ترین تمایزهای میان اقناع و دستکاری اشاره کرد و آنها را به تفکیک برشمرد: نخست: در اقناع اخلاقی، مخاطب محترم و عاقل فرض می‌شود؛ اما در دستکاری، مخاطب صرفاً ابزاری است برای رسیدن به هدف و رسانه می‌خواهد هر جوری که شده تأثیر بگذارد. دوم: در اقناع اخلاقی، نیت گوینده و رسانه شفاف و آشکار است، ولی در دستکاری شناختی، نیت باید پنهان بماند وگرنه تأثیر خود را از دست می‌دهد. سوم: در اقناع اخلاقی، هرگز نباید استدلال مخالف حذف شود. متأسفانه گاهی در رسانه‌های خود ما نیز ناخواسته این اصل نادیده گرفته می‌شود. چهارم: اقناع اخلاقی با آزادی روانی همراه است، در حالی که دستکاری روانی با فشار روانی ملازمه دارد. پنجم: اقناع اخلاقی مبتنی بر اطلاعات کامل و جامع است، اما دستکاری شناختی با غلبۀ هیجانات و نفسانیات سعی در محدود کردن افق دید مخاطب دارد.

عضو پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برای روشن شدن تمایز فوق، به یک مثال عینی از رسانه‌های معاند اشاره کرد و گفت: رسانه‌ای مانند ایران اینترنشنال را در نظر بگیرید. وقتی این شبکه گزارشی از مردم ایران نشان می‌دهد، تلاش می کند از زاویه‌ای آن را چارچوب(فریم) بندی کرده و به تصویر بکشد که ترس، تفرقه، شکست و ضعف جامعه ایرانی را القا کند. این یک دستکاری شناختی آشکار است زیرا از یک سو اطلاعات ناقص، و توام با فریب ارائه شده، از سوی دیگر تحریک کننده فشار روانی و هیجانات منفی بر مخاطب مهندسی می شود.

وی در ادامه با نگاهی نقادانه به عملکرد برخی رسانه‌های داخلی، خاطرنشان ساخت: ما نیز باید مراقب باشیم که در فرآیند اقناع مخاطب، ناخواسته دچار آفت حذف استدلال مخالف نشویم. در اقناع اخلاقی، رسانه باید جرأت و جسارت شنیدن صدای مخالف را داشته باشد و سپس با استدلال قوی، آن را پاسخ گوید. پنهان کردن یا حذف کردن استدلال مخالف، هرچند به نیت خیر باشد، ما را به سمت دستکاری روانی نزدیک می‌کند. 

ارسال نظرات