۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۳:۲۴
کد خبر: ۸۱۳۷۷۰

بازسازی انقلابی ساختار فرهنگی؛ رویکرد نوین در حکمرانی فرهنگی ایران

بازسازی انقلابی ساختار فرهنگی؛ رویکرد نوین در حکمرانی فرهنگی ایران
دبیر ستاد فرهنگی و اجتماعی شورای عالی انقلاب فرهنگی، با تشریح مفهوم «بازسازی انقلابی ساختار فرهنگی» بر اساس بیانات رهبر معظم انقلاب، تأکید کرد که این فرآیند نیازمند بازنگری عمیق در تعاریف فرهنگی، احیای روحیه جهادی و اتکا به مبانی اسلامی و دینی است.

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، دکتر ابراهیم شکرانی، دبیر ستاد فرهنگی و اجتماعی شورای عالی انقلاب فرهنگی، در هشتمین نشست از سلسله نشست‌های «تبیین شاخص‌های قدرت نرم تمدنی جمهوری اسلامی ایران در دوران رهبری سوم» با محوریت «بازطراحی سیاستگذاری فرهنگی در افق قدرت نرم تمدنی»، حکمرانی فرهنگی را حاصل ارتباط میان دولت و مرمدم دانست و ابراز داشت: تمرکز اصلی بحث در حوزه‌ی حکمرانی فرهنگی است؛ حوزه‌ای که بخش مهمی از آن به سیاست‌گذاری و نحوه‌ی ارتباط میان دولت و مردم ـ یا به تعبیر ما، میان امام و امت ـ بازمی‌گردد. نقطه‌ی آغاز این گفت‌وگو، بیانات امام حکیم و شهید، آیت‌الله‌العظمی سید علی خامنه‌ای است؛ ایشان در جلسه‌ای با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی در آذرماه ۱۴۰۱ و پیش‌تر نیز در دیدارهایی با هیئت دولت، بر مفهومی کلیدی تأکید کردند: «بازسازی انقلابی ساختار فرهنگی».

شکرانی ادامه داد: از نگاه بنده که حدود دو دهه در حوزه‌ی فرهنگ و حکمرانی فرهنگی فعالیت داشته‌ام، تمام آنچه باید در مسیر اصلاح و تحول فرهنگی کشور رقم بخورد، در همین عبارت نهفته است. واژه‌ی «بازسازی» در این تعبیر، معنا و بار خاصی دارد و تفاوت آن با مفاهیمی مانند «نوسازی» یا «بازطراحی» تصادفی نیست. مهندسان و معماران با این واژه آشنا هستند؛ بازسازی زمانی انجام می‌شود که سازه‌ای وجود دارد که بخش عمده‌اش سالم و قابل اتکاست، اما برخی بخش‌ها آسیب دیده و نیاز به ترمیم دارد. هدف در بازسازی، تخریب کامل نیست بلکه حفظ ساختار اصلی و احیای بخش‌های آسیب‌دیده است.

وی افزود: به همین معنا، وقتی امام شهید از «بازسازی انقلابی ساختار فرهنگی» سخن می‌گویند، مقصودشان تخریب کامل نظام فرهنگی نیست، بلکه نوسازی و ترمیم و زنده‌سازی بخشی از این سازه‌ی بزرگ است؛ سازه‌ای که هنوز پایه‌های مستحکمی دارد، اما در برخی بخش‌ها فرسوده و ناکارآمد شده و نیاز به بازسازی دارد. در این نگاه، «انقلابی بودن» به معنای برخورد هیجانی یا شتاب‌زده نیست؛ بلکه ناظر به روحیه‌ای است شجاع، پویا، مستمر و تهاجمی.

دبیر ستاد فرهنگی و اجتماعی شورای عالی انقلاب فرهنگی، خاطر نشان کرد: تبیین امام از مفهوم «انقلاب» با تلقی غربی از آن تفاوت بنیادین دارد. در نگاه غرب، انقلاب حرکتی است که از اعتراض آغاز می‌شود، به اوج می‌رسد و پس از مدتی دچار فرسایش و افول می‌شود. اما در تعریف امام، انقلاب حرکتی مستمر است؛ دارای اصول، مبانی و هدفی تمدنی. انقلاب اسلامی ایران حرکتی است تمدن‌ساز، نه صرفاً قدرت‌طلب. بنابراین، بازسازی انقلابی نیز باید بر پایه‌ی همان مبانی، اصول و ارزش‌هایی صورت گیرد که انقلاب را پدید آورد و آن را پیش برد.

وی بر روحیه جهادی در نهاد های فرهنگی تاکید کرده و اظهار داشت: در این فرآیند، بازگشت به همان روحیه‌ی جهادی و ایمان جوانان مؤمن و انقلابی ضرورت دارد. همانگونه که در دوران پیروزی انقلاب، پیشرفت و مقاومت بر دوش جوانان مؤمن بود، امروز بازسازی ساختار فرهنگی نیز باید با همان انگیزه و روحیه انجام شود. این بازسازی صرفاً وظیفه‌ی مدیران و کارشناسان نیست، بلکه حرکتی اجتماعی، فرهنگی و ایمانی است که نیازمند مشارکت نیروهای مؤمن، صاحب‌فکر و دغدغه‌مند است.

دبیر ستاد فرهنگی و اجتماعی شورای عالی انقلاب فرهنگی، ادامه داد: اما در مسیر بازسازی، نخست باید به مبانی و تعریف خود فرهنگ بازگشت. واژه‌ی «فرهنگ» مفهومی پیچیده و چندوجهی است که در طول زمان و در جغرافیای‌های گوناگون تعاریف متفاوتی از آن ارائه شده است. فرهنگ در غرب، بسته به دوره‌های تاریخی، معنای متغیری یافته است؛ از معنای نخبه‌گرایانه‌ی اولیه تا معنای عامِ سبک زندگی و نظام نمادها. پرسش اساسی این است که آیا چنین تعریف‌هایی از فرهنگ می‌تواند بار معنوی و تمدنی اسلام را بر دوش بکشد؟ یا لازم است فرهنگ را بر اساس مبانی انسان‌شناختی و اجتماعی خودمان از نو تعریف کنیم؟

شکرانی خاطر نشان کرد: اگر فرهنگ را صرفاً همان چیزی بدانیم که در نظام‌های سرمایه‌داری ـ مثلاً در سینمای هالیوود، یا سبک زندگی غربی ـ دنبال می‌شود، طبعاً آن فرهنگ تداوم‌بخش ارزش‌ها و غایات همان تمدن است، نه تمدن اسلامی. اما اگر بخواهیم فرهنگی تربیت کنیم که بسترساز تمدن نوین اسلامی باشد، ناگزیر باید در تعریف فرهنگ بازنگری کنیم. فرهنگ در نگاه اسلامی نه تنها ابزار سرگرمی یا وسیله‌ی انتقال ارزش‌ها نیست، بلکه خود «بستر شکل‌گیری روح تمدن» است؛ یعنی زمینه‌ای که در آن ارزش‌ها، هنجارها و الگوهای زیست اسلامی عینیت پیدا می‌کنند.

وی افزود: از این منظر، بازسازی انقلابی در ساختار فرهنگی یعنی بازنگری عمیق در تعریف فرهنگ، بازتعریف نقش کنشگران فرهنگی، و احیای روح ایمان و جهاد در سازمان‌ها و نهادهایی که به نام فرهنگ فعالیت می‌کنند. این بازسازی تنها با تغییر چارت سازمانی یا کاهش یا افزایش نهادها محقق نمی‌شود، بلکه با بازگشت به مبانی انقلاب، بازتعریف فرهنگ بر اساس جهان‌بینی توحیدی و تقویت پیوند میان ایمان، عقلانیت و عمل اجتماعی معنا می‌یابد.

دبیر ستاد فرهنگی و اجتماعی شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: بازسازی انقلابی ساختار فرهنگی، دعوتی است برای احیای زیربناهای فکری و انسانی حکمرانی فرهنگی. این حرکت باید بر پایه‌ی خودباوری، اتکا به ظرفیت‌های داخلی، حضور جوانان مؤمن و استفاده از تجربه‌ی انباشته‌ی فرهنگی کشور شکل گیرد تا بتواند مسیر رسیدن به تمدن نوین اسلامی را روشن‌تر کند. در واقع، چالش اصلی اینجاست که چگونه می‌توانیم واژگان و مفاهیمی را به کار گیریم که با مبانی اسلامی و دینی ما سازگار باشند و در عین حال، قابلیت پیشبرد اهداف فرهنگی را داشته باشند. اگر بخواهیم به درستی «سبک زندگی اسلامی-ایرانی» را تعریف و ترویج کنیم، باید با ادبیات و مفاهیم آن نیز انس بگیریم.

وی بیان داشت: اشاره به سخنان رهبر انقلاب در سال ۱۳۹۱ در خراسان شمالی، نکته‌ی مهمی را برجسته می‌کند. ایشان در آنجا به «سبک زندگی» اشاره کردند و مصداق‌هایی را بیان نمودند. با این حال، برخی بر این باور بودند که واژه‌ی «سبک زندگی» (لایف استایل) به خودی خود، ادبیات و مولفه‌هایی را با خود به همراه دارد که لزوماً با ارزش‌های اسلامی-ایرانی هم‌خوانی ندارد. این نگرانی وجود داشت که با پذیرش بدون چون و چرای این واژه، مفاهیم غربی به تدریج جایگزین ارزش‌های بومی شوند. این امر، کمیسیون‌ها و کارگروه‌هایی را به خود مشغول داشت تا بتوانند تعریفی دقیق و سازگار با مبانی اسلامی ارائه دهند.

شکرانی حکمرانی را در سایه ولایت دانست و افزود: نگاه بنده به «حکمرانی» نیز با تعاریف رایج جهانی، به ویژه آن‌گونه که در دهه‌ی نود میلادی توسط بانک جهانی برای اهداف خاصی ابداع شد، تفاوت دارد. مفهوم «حکمرانی ولایی» که در آن سازوکار و ساختار «امام امت» نقش محوری دارد، رویکردی متفاوت را می‌طلبد. در این نوع حکمرانی، رابطه‌ی مستقیمی میان رهبری (امام) و مردم (امت) وجود دارد؛ رابطه‌ای که در آن، امام از حال امت آگاه است و امت نیز با رهبری همراهی می‌کند.

وی ادامه داد: اگر به وقایع اخیر، به‌ویژه در دوران جنگ و چالش‌های فرهنگی، نگاه کنیم، این رابطه آشکارتر می‌شود. زمانی که مسئولان با رهبر انقلاب درباره مسائلی مانند حجاب یا باورهای جوانان صحبت می‌کردند، ایشان همواره بر این نکته تأکید داشتند که جامعه‌ی ما جامعه‌ای باورمند و ایمانی است و ایمان‌ها در حال رشد بوده‌اند، به‌خصوص با تأکید بر جوانان. این نشان‌دهنده‌ی درک عمیق رهبری از حال جامعه و وجود همراهی میان امت و امام است.

دبیر ستاد فرهنگی و اجتماعی شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: اما متأسفانه، بسیاری از نهادها و دستگاه‌های حکمرانی، از این قافله عقب مانده‌اند. به جز گروه‌های اندکی که در خط مقدم حضور داشتند، بسیاری از ساختارها و سازمان‌ها، نتوانسته‌اند همگام با مردم و رهبری حرکت کنند. این عقب‌ماندگی، نشان‌دهنده‌ی نیاز جدی به تحول در ساختارها و نهادهای حکمرانی است. حکمرانی ما باید «حکمرانی ولایی» باشد؛ حکمرانی‌ای که در آن، این پیوند عمیق میان امام و مردم، نه تنها حفظ شود، بلکه تقویت گردد و در تار و پود ساختارهای اداری و فرهنگی تنیده شود. این تحول، نیازمند بازنگری در تعریف مفاهیم، بازتعریف جایگاه نهادها، و مهم‌تر از همه، احیای روحیه جهادی و انقلابی در پیشبرد اهداف فرهنگی است.

ارسال نظرات