«تجمعات خیابانی» را «جنبش» نخوانید، «بعثت مردمی» بخوانید
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، حجتالاسلام محمد وحید سهیلی، مدیر گروه غربشناسی پژوهشگاه در نشست هماندیشی «مواجهه با غرب؛ رستاخیز ایرانی در تقابل با راهبرد غربیِ مهار عاملیت جمعی» که روز گذشته در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه برگزار شد، با اشاره به استمرار سلسله نشستهای گروه غربشناسی، این نشست را ادامه مباحث نظری و تحلیلی پیشین درباره نسبت جمهوری اسلامی ایران با غرب دانست و تأکید کرد که هدف از این نشست، بررسی ابعاد درونیتر مواجهه با غرب در شرایط پس از جنگ و تحلیل نحوه مواجهه با عاملیت جمعی جامعه ایرانی است.
وی با بیان اینکه گروه غربشناسی در سال ۱۴۰۴ دو نشست مهم در این زمینه برگزار کرده است، اظهار داشت: نخستین نشست با رویکردی نظری به مسئله «مواجهه با غرب» اختصاص داشت و نشست دوم نیز همزمان با روزهای ابتدایی جنگ و با عنوان «جنگ؛ مواجهه ما با غرب» برگزار شد که حاصل آن، مجموعهای از مباحث تحلیلی و مفصل درباره ابعاد مختلف این تقابل بود.
حجتالاسلام سهیلی با تأکید بر اینکه مسئله اصلی گروه غربشناسی، تبیین نسبت جمهوری اسلامی ایران با غرب در دو سطح نظری و اقتضایی است، افزود: در این نشست تلاش میشود یکی از ابعاد کمتر مورد توجه این مواجهه، یعنی نحوه مواجهه با عاملیت جمعی جامعه ایرانی در شرایط جدید، مورد بحث قرار گیرد؛ زیرا وضعیت جنگ نسبت به هفتههای نخست تغییر یافته و اکنون علاوه بر ابعاد نظامی، وارد عرصههای سیاسی و دیپلماتیک نیز شده است.
وی با اشاره به تحولات داخلی پس از جنگ تصریح کرد: این شرایط موجب شده برخی جریانهایی که نسبت هویتی متزلزلتری با غرب دارند، فعالتر شوند که یکی از مصادیق آن، گزارش سیاستی معاونت راهبردی ریاست جمهوری درباره تجمعات خیابانی است؛ گزارشی که از منظرهای مختلف نیازمند نقد و بررسی علمی است.
مدیر گروه غربشناسی پژوهشگاه با اشاره به نخستین محور این گزارش گفت: یکی از نکات مهم، تعریف تجمعات مردمی ذیل مفهوم «جنبش» و با همان تلقی رایج در علوم اجتماعی است، در حالی که این پرسش اساسی وجود دارد که آیا آنچه در جامعه ایران رخ داده، صرفاً یک جنبش اجتماعی است یا باید آن را با مفهومی متفاوت همچون «بعثت مردمی» فهم و تحلیل کرد؛ مفهومی که دلالتهای معرفتی و هویتی متفاوتی نسبت به مفهوم جنبش دارد.
وی ادامه داد: از دیگر نکات قابل تأمل گزارش، تلقی آن از ناسازگاری این تجمعات با «ضربآهنگ توسعه» کشور است؛ به گونهای که استمرار این حضورهای مردمی، مانعی برای روند توسعه معرفی شده است. از این رو باید روشن شود اساساً چه تلقیای از توسعه در این گزارش وجود دارد که چنین تعارضی میان توسعه و حضور اجتماعی مردم ترسیم میشود.
حجتالاسلام سهیلی با اشاره به بخش دیگری از این گزارش اظهار داشت: در این متن، استمرار تجمعات مردمی میتواند موجب انسداد دیپلماسی و کاهش پیشبینیپذیری جامعه ایران تلقی شده است.
به گفته وی، مفهوم «پیشبینیپذیری» در اینجا معادل نوعی نرمالسازی جامعه است؛ مفهومی که در ادبیات اقتصاد سیاسی و علوم اجتماعی دارای بار معنایی خاصی است و باید نسبت آن با تجربه اخیر جامعه ایران مورد بازاندیشی قرار گیرد.
وی با طرح این پرسش که آیا اگر جامعه ایران کاملاً پیشبینیپذیر بود، امکان شکلگیری آن سطح از عاملیت جمعی و عبور موفق از بحران جنگ وجود داشت یا خیر، تصریح کرد: لازم است درباره نحوه مواجهه با این ظرفیت اجتماعی، بازاندیشی جدی صورت گیرد.
مدیر گروه غربشناسی پژوهشگاه همچنین یکی دیگر از نقدهای وارد بر گزارش را نوع نگاه آن به عاملیت مردمی دانست و گفت: به نظر میرسد گزارش از منظر یک سوژه دارای قدرت و با رویکردی از بالا به پایین به مسئله مینگرد و در نتیجه، برای کنترل و پایان دادن به تجمعات مردمی نسخهای دستوری ارائه میدهد؛ در حالی که مسئله اصلی این نیست که این تجمعات تا چه زمانی ادامه پیدا کنند، بلکه پرسش این است که چه سازوکاری باید مسیر تبدیل این عاملیت جمعی به الگوهای پایدار مشارکت اجتماعی را رقم بزند.
وی تأکید کرد: همه بر این نکته اتفاق نظر دارند که حضور خیابانی نمیتواند تا ابد استمرار داشته باشد، اما تعیین نقطه پایان آن و تبدیل این ظرفیت اجتماعی به اشکال جدید کنشگری، نباید صرفاً با دستور دولت و از موضع بالا به پایین انجام شود، بلکه نیازمند فهم میدانی، اجتماعی و سیاسی از ظرفیتهای جامعه ایرانی است.
حجتالاسلام سهیلی در پایان با ابراز امیدواری نسبت به ثمربخش بودن مباحث این نشست خاطرنشان کرد: انتظار میرود حاصل این گفتوگوهای علمی در اختیار مسئولان و سیاستگذاران قرار گیرد و بتواند در تصمیمسازیها و سیاستگذاریهای کشور اثرگذار باشد.