۱۲ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۹
کد خبر: ۸۱۰۹۸۵
یادداشت روز؛

سیره‌ی رسول اکرم در مدیریت نبرد با کفار (جنگ موته)

سیره‌ی رسول اکرم در مدیریت نبرد با کفار (جنگ موته)
جنگ موته بزرگترین سریه‌ تاریخ صدر اسلام است که در سال هشتم هجری بین سپاه اسلام و سپاه روم صورت گرفت.

به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، پیامبر(ص) بعد از پیروزی در نبرد با یهودیان خیبر فرصت مناسبی برای دعوت قبایل عرب شام به اسلام یافتند لذا سفیر خویش را بنام حارث بن عمیر ازدی را به سوی پادشاه بصری فرستادند اما در منطقه موته شرحبیل بن عمرو غسانی حاکم موته راه را بر وی بست و او را دستگیر و گردن زد.

پیامبر(ص) با شنیدن خبر شهادت مظلومانه سفیر مسلمین و هدف جلوگیری از هجوم و تحریک کفار رومی بر علیه مسلمین توسط یهودیان زخم خورده در خیبر، فرمان آماده شدن سپاه اسلام جهت حرکت به سمت موته که در کشور اردن فعلی است را صادر نمودند.

 پیامبر(ص) قبل از حرکت دادن سپاه مسلمین و بعد از بجا آوردن نماز ظهر، آخرین سفارش‌ها و فرمان‌ها را صادر نمودند.ایشان ضمن سفارش مجاهدین به تقوای الهی، توکل به خداوند متعال و حفظ وحدت و اطاعت از دستورات فرماندهان. امیران سپاه اسلام را یکی پس از دیگری در صورت شهادت هر کدام تعیین نمودند.

ایشان ابتدا جعفر بن ابی طالب را به فرماندهی آنها انتخاب کردند و فرمودند درصورت شهادت وی، زید بن حارثه کلبی فرمانده است و در صورت شهادت وی، نیز فرمانده لشکر را عبدالله بن رواحه تعیین نمودند. و فرمودند که اگر عبدالله بن رواحه هم آسیبی دید، مسلمانان خودشان فرماندهی برای خود تعیین کنند. آنگاه رسول خدا (ص) پرچم سفیدی برای آنها که بالغ بر سه هزار نفر بودند، بست.

تعیین چند فرمانده نشان از تدبیر و مدیریت جنگی ایشان و جلوگیری از هرگونه هرج و مرج در سپاه اسلام در صورت وقوع هرگونه اتفاق غیر منتظره بود. چرا که قرار است سپاه مسلمین با یکی از دو ابرقدرت آن زمان بجنگند.

هرقل فرمانده کفار با سپاهی متشکل از صد هزار نفر از رومیان و اعراب به سوی اردوگاه مسلمانان حرکت کرد. باتوجه به تعداد و امکانات دشمن مشخص بود که قرار است جنگ سختی میان دو سپاه در گیرد.

فرماندهان رشید اسلام بعد از رشادت های فراوان در همان روز جنگ یکی پس از دیگری شهید شدند.

عبدالله بن رواحه آخرین فرمانده ی تعیین شده از جانب پیامبر(ص) که فردی بلیغ و سخنور بود با دیدن اضطراب میان مسلمین به دلیل تجهیزات و نفرات فراوان کفار، رو به مجاهدین کرد و برای انگیزه دادن به آنها گفت: ما با تکیه بر کثرت افراد و سلاح نمی‌جنگیم، بلکه با این دینی که خدا ما را بدان مفتخر کرده است می‌جنگیم. به سوی دشمن بروید که به یکی از دو خوبی دست می‌یابید: یا به پیروزی و یا به شهادت می‌رسید!» آنها افرادی کافر و بی‌اصل و نسب هستند و بر من واجب است تا شمشیرم را بر فرق این اشرار بکوبم. کلام وی چون بارقه ای از نور در دل مومنان نشست. وی آن قدر با رشادت جنگید تا در آخر به شهادت رسید.

بعد از شهادت عبدالله سپاه مسلمین پراکنده شد.در این حال یکی از انصار به نام ثابت بن أقرم به سوی پرچم رفت و آن را برداشت و فریاد زد:‌ای مردم به دور من جمع شوید! به تدریج تعداد اندکی به دور او جمع شدند. در این فاصله مجاهدین خالد بن ولید را به عنوان فرمانده انتخاب کردند و با اتخاذ یک تاکتیک نظامی و با فرستادن چند دسته از سپاه مسلین به اطراف اردوگاه و میدان جنگ، شروع کردن به گفتن ذکر لا اله الا الله با صدای بلند.

لشکر کفار که در ابتدا قصد تعقیب مسلمین را داشتند با شنیدن این فریادها و به فرمان هرقل عقب نشینی کردند زیرا او گمان کرد که نیروی کمکی برای سپاه اسلام آمده، این حرکت مجاهدین ترس و وحشت در میان لشکر دشمن انداخت.

بعد از عقب‌نشینی لشکر روم و اعراب مشرک، سپاه مسلمین نیز از فرصت استفاده نموده و به سوی مدینه بازگشتند.

با اینکه سپاه اسلام تعدادی از فرماندهان شجاع و رشید خود را از دست دادند اما این جنگ زمینه را برای فتح الفتوح یعنی فتح مکه فراهم ساخت‌.

المغازی،ج۲،ص۷۵۷؛السیره النبویه،ج۴,ص۳۷۵

مهدی موری

ارسال نظرات