۱۲ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۷
کد خبر: ۸۱۰۷۸۱

آسمانِ بازدارندگیِ نوین؛ از هندسه‌ موشکی تا هندسه‌ اراده

آسمانِ بازدارندگیِ نوین؛ از هندسه‌ موشکی تا هندسه‌ اراده
در هنگامه‌ای که غرب آسیا، اقلیمِ خون‌خورده و آزموده، بار دیگر در گرداب دگرگونی‌های شتابان فرو رفته، پرسشی بنیادین ذهن هر ناظرِ ژرف‌نگر را می‌خراشد: چگونه جمهوری اسلامی ایران در وعده صادق 4 و جنگ رمضان به این سو، رنگ و بوی یک چرخش راهبردی به خود گرفته است؟

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، در هنگامه‌ای که غرب آسیا، اقلیمِ خون‌خورده و آزموده، بار دیگر در گرداب دگرگونی‌های شتابان فرو رفته، پرسشی بنیادین ذهن هر ناظرِ ژرف‌نگر را می‌خراشد:  چگونه جمهوری اسلامی ایران در وعده صادق 4 و جنگ رمضان به این سو، رنگ و بوی یک چرخش راهبردی به خود گرفته است؟

این پرسش، اگرچه در ظاهر به یک فرمان رهبری جدید گره خورده، اما در باطن، رشته‌اش به بافتی پیچیده از رقابت ژئوپلیتیکی، فرسایش هژمونی غرب و برآمدن گفتمان مقاومت در مقام یک نظم‌ساز نوین می‌رسد. متن مبنا، با اشاراتی هوشمندانه، ما را به درون این لایه‌های پنهان می‌برد؛ لیک رسالت این یادداشت، فراتر رفتن از این سطح و کشف «نقشه‌ پنهانِ نقشه‌ها»ست.

چارچوب نظری این تحلیل، آمیزه‌ای است از واقع‌گرایی تهاجمی (Offensive Realism)  در فهم رقابت قدرت‌ها و تحلیل گفتمان مقاومت در تبیین منطق درونی جمهوری اسلامی؛ آنجا که قدرت، وسیله‌ تحقق یک افق تمدنی شمرده می‌شود.

تبارشناسی بازدارندگی: از انحصار غربی تا درون‌زایی شرقی

بازدارندگی، در ادبیات کلاسیک غرب، همواره بر سه پایه استوار بوده: توان، اراده، و اعتبار. این سه‌گانه، در دوران جنگ سرد، در انحصار قدرت‌های اتمی غرب و شرق قرار داشت؛ اما فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، این معادله را به سود غرب یک‌سویه کرد.

در چنین فضایی، ایالات متحده کوشید با توسعه‌ سامانه‌های دفاع موشکی، از جمله پروژه‌ Missile Defense Agency، نوعی «بازدارندگی مصون از پاسخ» پدید آورد؛ طرحی که هدفش، بی‌اثر ساختن توان تلافی‌جویانه‌ همتایان بود (https://www.mda.mil/system/ground-based-midcourse-defense.html).

اما انقلاب اسلامی ایران با افق تمدن سازی نوین اسلامی، با تکیه بر منطق «نفی سبیل» و اصل خوداتکایی، راهی دیگر برای زمینه سازی ظهور منجی بشریت گشود. مسیر از دل تحریم و تهدید گذشت، اما به جای وابستگی، به «درون‌زایی فناورانه» رسید. گزارش‌های رسمی نهادهای غربی نیز به این تحول اذعان دارند؛ چنان‌که در گزارش سالانه‌ International Institute for Strategic Studies  آمده است که ایران یکی از بازیگران اصلی در حوزهی موشک‌های بالستیک منطقه شده است (https://www.iiss.org/publications/the-military-balance).

از «تقارن‌سازی» تا «برهم‌زنندگی»: دگردیسی در منطق نبرد

در دهه‌های پیشین، راهبرد ایران بر «تقارن‌سازی نسبی» استوار بود؛ یعنی کاستن از شکاف قدرت با دشمن از طریق توسعه‌ ابزارهای بازدارنده. اما آنچه از متن برمی‌آید، نشانه‌ عبور از این مرحله است.

اکنون سخن از «نوآوری در تاکتیک» و «غافلگیری فناورانه» است؛ مفاهیمی که در ادبیات نظامی، نشانه‌ ورود به مرحله‌ برهم‌زنندگی راهبردی  (Strategic Disruption) است.

برای درک این تحول، باید به آسیب‌پذیری‌های سامانه‌های دفاعی رژیم صهیونی نگریست. سامانه‌ Iron Dome  که سال‌ها به عنوان سپر نفوذناپذیر معرفی می‌شد، در نبردهای اخیر، به‌ویژه در عملیات‌های مقاومت، با چالش‌های جدی روبه‌رو شد. گزارش رسمی  Congressional Research Service نیز به محدودیت‌های این سامانه در برابر حملات اشباعی اشاره دارد (https://crsreports.congress.gov/product/pdf/IF/IF11667).

در چنین بستری، وعده «سامانه‌های جدید» از سوی فرمانده هوافضای سپاه پاسداران به مثابه اعلام ورود به مرحله‌ای است که در آن، قواعد بازی از نو نوشته می‌شود.

جنگ شناختی: تسخیر ذهن، پیش از تسخیر زمین

یکی از درخشان‌ترین لایه‌های متن، اشاره به گزاره‌ «آسمان روشن» است؛ عبارتی که در نگاه نخست، تهدیدی نظامی می‌نماید، اما در ژرفای خود، حامل یک عملیات شناختی پیچیده است.

در نظریه‌های نوین امنیتی قدرت نرم و جنگ شناختی، نقشی تعیین‌کننده در معادلات دارند. تخریب «احساس امنیت»، گاه از تخریب زیرساخت‌ها مؤثرتر است.

وقتی جامعه‌ صهیونی که حیاتش بر «تصور مصونیت» بنا شده، با تصویر آسمانی ناامن روبه‌رو شود، شکاف درونی آن تعمیق می‌گردد. این همان چیزی است که در گزارش‌های رسانه‌ای غربی نیز بازتاب یافته؛ چنان‌که  BBC در پوشش حملات موشکی مقاومت، به تأثیر روانی آن بر شهروندان اسرائیلی اشاره کرده است (https://www.bbc.com/news/world-middle-east).

بدین‌سان، جنگ از میدان فیزیکی فراتر می‌رود و به ساحت ادراک و معنا قدم می‌نهد.

ارسال نظرات