هنر وحدتآفرینی و معماری ایران قوی در مکتب رهبر شهید انقلاب
حجتالاسلام صفدر الهیراد، استاد برجسته حوزه و دانشگاه، در گفتوگویی تفصیلی و اختصاصی با خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، به تشریح ابعاد حکمرانی رهبر شهید انقلاب، حضرت آیتالله سید علی خامنهای پرداخت. وی در این گفتوگو با اشاره به اینکه یاد و خاطرهی رهبر شهیدانقلاب همواره گرامی و راه ایشان با رهبری نائب بر حقشان، رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای (مد ظلهالعالی) ادامه خواهد یافت، مسئلهی «وحدت» را به عنوان کلیدواژهی اصلی در اندیشهی سیاسی ایشان مورد واکاوی قرار دادند.
متن کامل این گفتوگو به شرح زیر است:
رسا ـ در آستانهی سال جدید و با توجه به شرایط خاص منطقهای و بینالمللی، اگر بخواهید به یکی از کلیدیترین مؤلفههای حکمرانی رهبر شهیدمان اشاره کنید، آن مؤلفه چه خواهد بود؟
با سلام و احترام خدمت شما و مخاطبان گرامی خبرگزاری رسا. ابتدا یاد و خاطرهی رهبر شهیدمان را گرامی میداریم و امیدواریم که در عالم برزخ و ملکوت، دعاگوی همهی ما باشند، چه ملت شریف ایران و چه جبههی مقاومت. انشاءالله در این سال جدید با رهبری نائب بر حق ایشان، رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای عزیز، در رسیدن به اهداف متعالی انقلاب اسلامی موفق و پیروز باشیم.
در پاسخ به سؤال شما باید بگویم که یکی از کلیدیترین و بنیادیترین عناصر در حکمرانی رهبر شهیدمان، ایجاد و مدیریت «وحدت» در جامعهی اسلامی بود. اما نکتهی بسیار ظریف اینجاست که ایشان وحدت را نه به عنوان یک امر مطلق و ثابت، بلکه به عنوان یک پدیدهی «نسبی» میدیدند. ما در عالم خارج، یک واقعیت از پیش تعیین شده و ثابتی به نام وحدت نداریم؛ بلکه وحدت یک مفهوم سیاسی و اجتماعی است که همواره باید متناسب با «هدف» و «شرایط خارجی» تعریف و بازتعریف شود.
هنر یک حاکم و مدیر جامعه دقیقاً در همین نقطه نهفته است. در هر مقولهای، بهویژه در مسائل اجتماعی، وقتی بحث وحدت مطرح میشود، باید آن را متناسب با هدف محور و شرایط بیرونی تعریف کرد. چرا؟ چون اختلافات به صورت کامل قابل حذف نیستند. انسانها ذاتاً با هم تفاوت دارند؛ از نظر ملیت، مسائل مذهبی و دینی، فرهنگی، گرایشهای سیاسی و طبقاتی. با وجود این همه تنوع، هنرمندی یک حاکم در این است که متناسب با آن هدفِ محور، «محور وحدت» را تعیین کند تا جامعه را به سمت پیشرفت سوق دهد.
رهبر شهید ما با یک هنرمندی فوقالعاده، مسئلهی وحدت را در دو سطح کلان طراحی و مدیریت فرمودند: سطح اول، وحدت میان مسلمانان در کل جهان، و سطح دوم، وحدت ملی و انسجام در داخل کشور.
رسا ـ در مورد سطح اول، یعنی وحدت در سطح جهان اسلام، استراتژی رهبر شهید انقلاب چه بود؟ ایشان چگونه توانستند میان فرقههای مختلف اسلامی، وحدت ایجاد کنند؟
رهبر شهید انقلاب ما در سطح جهان اسلام، طرحی بسیار هوشمندانه ارائه دادند. ایشان با درک تنوعهای فرقهای و مذهبی (شیعه، سنی و گروههای مختلف اسلامی)، محوریت را بر دو اصل اساسی «توحید» و «نفی طاغوت» استوار کردند. به تعبیر ایشان، وحدت میان مسلمانان به این معنا نیست که اختلافات مذهبی وجود ندارد، بلکه به این معناست که همه باید ذیل یک پرچم مشترک در برابر دشمن مشترک بایستند.
این محوریت، ریشه در قرآن کریم دارد. خدای متعال در آیهی شریفهی ۶۴ سورهی آل عمران، خطاب به اهل کتاب (مسلمانان، مسیحیان و یهودیان) میفرماید: «قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ کَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَلَا یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ».
رهبر شهید انقلاب این آیه را به عنوان منشور وحدت تبیین فرمودند. خدای متعال به اهل کتاب میگوید بیایید بر اساس یک کلمهی مشترک با هم اتحاد داشته باشیم. آن کلمهی مشترک چیست؟ «أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ» (اینکه ما فقط خدا را بپرستیم و همه ذیل ولایت الله باشیم) و «وَلَا یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ» (اینکه ما زیر علم استکبار نباشیم و طاغوت را نپذیریم).
بنابراین، رهبر شهید ما رضوان الله تعالی علیه، این دو اصل—پذیرش ولایت الله و نفی طاغوت—را به عنوان محور وحدت جهان اسلام طراحی کردند. یعنی همه مسلمانان جهان، چه در منطقه و چه در قارههای دیگر، با محوریت توحید در مقابل استکبار بایستند. رکن اساسی در هر مسلمانی، پذیرش ولایت الله و نفی طاغوتهاست. ایشان تأکید داشتند که با توجه به اینکه اختلافات مذهبی میان جوامع اسلامی وجود دارد، نباید اجازه داد این اختلافات موجب تفرقه در اصل حرکت اسلامی شود.
ایشان در مناسبتهای مختلف فرمودند که ما با کشورهای اسلامی هیچ دشمنی نداریم و حتی مانع میشدند که مسئولان نسبت به کشورهای اسلامی مواضع تندی بگیرند که موجب اختلاف و سوءاستفادهی دشمنان شود. این رویکرد، نشاندهندهی درک عمیق ایشان از سیاستهای «تفرقه بینداز و حکومت کن» استکبار جهانی بود.
رسا ـ در سطح داخلی، رهبر شهید انقلاب چه رویکردی در خصوص وحدت ملی داشتند؟ برخی معتقدند که وحدت به معنای نادیده گرفتن اختلافات است. دیدگاه ایشان در این باره چه بود؟
در سطح داخلی، رهبر شهیدمان دغدغهی اصلیشان «انسجام ملی» و آنچه ایشان به تعبیر خودشان «اتحاد مقدس» مینامیدند، بود. ایشان محوریت این وحدت را مسئلهی «اسلام» و «ایران» قرار دادند. در سخنرانیهای متفاوت، ایشان بر مسئلهی «ایران اسلامی» تأکید داشتند و میفرمودند که همه باید یک «ید واحده» باشند، به رغم اختلافاتی که در مسائل سیاسی، فرهنگی و قومیتی وجود دارد.
اما یک نکتهی بسیار مهم و ظریف در اندیشهی سیاسی ایشان وجود دارد که باید به آن توجه کنیم. ایشان هرگز با مسئلهی وحدت، قصد نداشتند مسئلهی «پلورالیسم» یا کثرتگرایی مذهبی و دینی را مطرح کنند. یک بار در مناسبت بعثت، وقتی شیعه و سنی برای تبریک خدمت ایشان رفته بودند، ایشان تصریح فرمودند که حرف ما در مقولهی وحدت به معنای پذیرش این نیست که همهی فرقهها حق هستند یا همهی ادیان یکساناند. این مسئله در جای خودش باید حل شود و ما معتقدیم حق با کیست.
ایشان فرمودند: «به رغم اینکه این اختلافات در مسائل دینی و مذهبی بین ما وجود دارد، اما در مسائل اساسی حرکت جامعه اسلامی باید با هم وحدت داشته باشید.» یعنی چه؟ یعنی ما باید «همزیستی مسالمتآمیز» داشته باشیم. باید کنار هم زندگی کنیم بر اساس آن اصول مشترکی که عرض کردم: توحید، عدالت، استکبارستیزی. بر اساس این اصول، ما باید اتحاد مقدس داشته باشیم.
بنابراین، وحدت از نظر رهبر شهید به این معنا نبود که کسی که مزدوری آمریکا را میکند یا مد مشترک با دشمن پیدا کرده و علیه جمهوری اسلامی قیام کرده است، باید با او آشتی کرد. ایشان مرزبندیهای بسیار روشنی داشتند. ایشان فرمودند ما با هم وحدت داریم در مقابل دو گروه دشمن: آمریکا و اسرائیل (دشمنان خارجی) و منافقین و مزدوران (دشمنان داخلی).
رسا ـ یعنی رهبر شهید انقلاب با منافقین و آشوبگران داخلی نیز موضع اتحاد داشتند؟
خیر، اصلاً و ابداً. این یک نکتهی بسیار مهم است که باید روشن شود. وحدت در مکتب رهبر شهید، وحدتی «اصولگرا» و «هدفمحور» بود، نه یک وحدت کورکورانه. ایشان هرگز آشتی با منافقین داخلی و مزدوران آمریکایی را نمیپذیرفتند.
به عنوان مثال، در فتنهی ۱۴۰۱، کسانی آمدند و بچههای بسیجی ما را تیکه تیکه و قطعه قطعه کردند و به شهادت رساندند. مردم ما را اذیت کردند. رهبر شهید در این باره فرمودند: «ما با اینها آشتی نداریم و هرگز آشتی نخواهیم کرد.» این تعبیر بسیار مهمی است. وحدت به این معنا نیست که کسی بیاید قرآن آتش بزند، مسجد آتش بزند، بچههای مردم را در اغتشاشات بکشد و ما بگوییم چون بحث وحدت داریم، باید با او مهربان باشیم.
ایشان در دی ماه ۱۴۰۳ فرمودند: «اگر در جمهوری اسلامی کسی یا کسانی مزدوری آمریکا را قبول کنند، مردم ایران این مزدوران را زیر پای خود لگدمال خواهند کرد.» این تعبیر رهبر شهید ما بود. یعنی وحدت هست، اما وحدت بر اساس اصول و معیارهاست. هدف ما نفی طاغوت و استکبارستیزی است. کسی که در مقابل این هدف قرار گیرد و مزدوری دشمن را بپذیرد، از دایرهی وحدت خارج میشود.
رسا ـ با توجه به تحولات اخیر منطقه و جنگهای اخیر، بسیاری از کارشناسان از یک وحدت ملی عجیب در ایران صحبت میکنند. آیا این وحدت را میتوان محصول مکتب رهبر شهید دانست؟
دقیقاً. من در این بخش میخواهم به یک نتیجهگیری بسیار مهم برسم. آنچه امروز در جامعهی ما شاهد آن هستیم—این تجمعات عظیم، این وحدت ملی فوقالعاده در کف خیابان، این همدلی در شبکههای اجتماعی، و این حضور مردم با گرایشهای مختلف سیاسی—حاصل تربیت چند ده سالهی رهبر شهیدمان است.
این وحدت، محصول مکتب امام خامنهای عزیز است؛ مکتبی که مسئلهی وحدت ملی و انسجام ملی را بر اساس اصول و محورهایی مانند توحید، عدالت و استکبارستیزی تئوریزه کرد. ایشان جامعهای را تربیت کردند که در این شرایط ویژه و در این پیچ تاریخی، مردم بر اساس همان اصولی که رهبر شهیدمان طراحی فرمودند، یعنی نفی استکبار و تحقق عدالت، با هم متحد شدند.
ما امروز شاهدیم که مردم با وجود اختلافات سلیقهای، آمدهاند کف خیابان و در مقابل آمریکا و صهیونیسم ایستادهاند. این حضور، محاسبات دشمن را مختل کرده است. تصور دشمن این بود که با این فشارهای نظامی و ترورهای زنجیرهای، مردم با هم اختلاف میکنند و در مقابل نظام میایستند. اما آنها توجه نداشتند که سی و هفت سال (و حالا بیش از آن)، رهبر شهیدمان مردم را بر اساس این رویکرد «وحدتمحورانه» تربیت کردهاند.
آنچه امروز اتفاق افتاده، یک «بعثت الهی» مردم است، به تعبیر رهبر شهیدمان. این محصول حکمرانی ویژهی ایشان بود با محوریت وحدت. معجزهای که اتفاق افتاده این است که مکتب امام خامنهای مردمی را تربیت کرد که در موقعیت لازم، خودشان را از اختلافات جزئی کنار میکشند و در مقابل دشمن خارجی میایستند و دشمن را ناامید میکنند.
رسا ـ یکی دیگر از محورهای اصلی حکمرانی رهبر شهید، جلوگیری از تسلط کفار بود. ایشان در این مسیر چه نقشآفرینیهایی داشتند؟
رهبر شهید انقلاب ما برای جلوگیری از تسلط کفار، در چند سطح و با چند استراتژی وارد عمل شدند. من به چند نکتهی کلیدی در این باره اشاره میکنم.
نکتهی اول: تبیین ماهیت متوحش تمدن غرب.
برای اینکه تسلط کفار پیشدستانه جلوگیری شود، باید مردم ماهیت دشمن را بشناسند. رهبر شهیدمان در سخنرانیهای مکرر و متفاوت، ماهیت متوحش تمدن غرب را برای مردم تبیین کردند. ایشان سالها در جبههی تبیین، ماهیت «لیبرال دموکراسی» را تشریح فرمودند. ایشان نشان دادند که در پشت نقابهای زیبای تمدن غرب، چه وحشیتی نهفته است. به تعبیر ایشان، ما با «انسان متوحش غربی» روبرو هستیم.
ایشان ماهیت آمریکا و صهیونیسم را به صورت خاص تبیین کردند. فکر میکنم اگر محققانی بخواهند «آمریکاشناسی» کنند و فقط بر اساس اندیشهی رهبر شهید کتاب بنویسند، چند ده جلد کتاب میشود نوشت. از بس که آمریکا و صهیونیسم در مشت ایشان بود. ایشان در جلسات مختلف، دانشجویی، غیردانشجویی، دیدارهای مسئولین و در بیانیههای خودشان (مانند بیانیهی گام دوم)، ماهیت آمریکا را تبیین فرمودند: کشوری فریبکار، دروغگو، غیرقابل اعتماد، دنبال استکبار، استثمار، و احیای جاهلیت قدیم. ایشان به مردم فهماندند که آمریکا به نام تمدن، میخواهد تمام کشورهای جهان را تحت امر خودش درآورد. این شناخت، اولین گام برای جلوگیری از تسلط بود.
نکتهی دوم: طراحی معماری «ایران قوی» (بعد عملی).
رهبر شهیدمان در بعد عملی، معماری ایران قوی را طراحی کردند. مدل حکمرانی ایشان برای جلوگیری از تسلط کفار این بود که ما در مقام عمل، از نظر اقتصادی، نظامی، فرهنگی، سیاسی و دیپلماسی آنقدر قوی شویم که دشمن جرأت طمع کردن به ما را نداشته باشد.
در حوزهی نظامی—که خب کارویژهی خود رهبری شهید ما بود چون ایشان فرمانده کل قوا بودن—ما شاهد یک تحول عظیم هستیم. برخلاف عرصههای اقتصادی که در اختیار دولت و مجلس است، عرصهی نظامی به صورت ویژه در اختیار خود رهبری شهید بود. ایشان شعار «ساخت ایران قوی» را در حوزهی دفاعی عملیاتی کردند.
ایشان از چند دهه پیش اعتقاد عمیق داشتند که ما در حوزهی نظامی باید سرآمد باشیم. یعنی در حوزهی تکنولوژی، ما باید در لبهی تکنولوژی باشیم و بهترین تکنولوژی جهان را داشته باشیم. چرا؟ چون میخواهیم جلوی تسلط کفار را بگیریم. بحمدالله با رهبری مستقیم ایشان و مدیریت شخص ایشان—چنان که فرماندهان ما در مصاحبههای مختلف اعتراف فرمودند—ما در حوزهی نظامی الان سرآمد شدیم.
نکتهی مهم اینجاست که در سایر عرصهها ما اگر ضعفی داریم، به خاطر این است که مسئولین وظیفهی خودشان را انجام ندادهاند. مثلاً در عرصهی اقتصادی، ما تورم داریم برای اینکه وقتی رهبری میفرمودند «اقتصاد مقاومتی» و باید به جوانان خودمان اتکا کنیم، برخی مسئولین اینها را جدی نگرفتند. اما در حوزهی نظامی که شخص رهبری مستقیماً مدیریت فرمودند، ایستادگی کردند و فشارها و بدگوییها را به جان خریدند، ما الان قدرت اول منطقه هستیم. جهان امروز دو بخش شده است: بخشی خود آمریکا و صهیونیست که مستقیماً وارد جنگ شدهاند، و بخش دیگر جهان که جرأت ندارند با ایران مبارزه کنند. چرا؟ چون فهمیدند ایران قوی است، هم در عرصهی امنیتی و هم در عرصهی نظامی.
رسا ـ و نکتهی سوم در مورد جلوگیری از تسلط کفار؟
نکتهی سوم و پایانی، برمیگردد به حکمرانی ایشان در مسئلهی منطقه و تقویت «جبههی مقاومت».
رهبر شهیدمان معتقد بودند که ایران یک جغرافیای محدود به آن دامنهی جغرافیای خودش نیست. مرز ایران باید گسترش پیدا کند. ایشان این طراحی را انجام دادند و «محور مقاومت» را شکل دادند. این محور، الان در حوزهی یمن، جریان حزبالله لبنان، عراق (حشد الشعبی) و سایر نقاط فعال است.
این طراحی، یکی از شاهکارهای رهبر شهید ما بود. ایشان آمدند این طراحیها را انجام دادند به گونهای که این محور به عنوان یک «ید واحده» و یک «علم واحد» در مقابل کفار و دشمنان ایستادگی کرد. این مسئله بسیار مهمی بود. تربیت شخصیتهایی مانند شهید نصرالله (رضوان الله تعالی علیه)، حاج قاسم سلیمانی (رحمت الله علیه) و مجاهدان حشد الشعبی و حزبالله، همه تحت نظر و با هدایت مستقیم رهبری بود.
نکتهی جالب این است که در آن زمان، برخی از مسئولان دولتی ما مخالفت میکردند. میگفتند: «آقا چرا شما دارید در منطقه هزینه میکنید؟ چرا برای حزبالله هزینه میکنید؟» برخی از مسئولان رسمی جمهوری اسلامی و دولتمردان، علیه این فعالیتی که جمهوری اسلامی به نفع حزبالله میکرد، برای مردم حرف میزدند و تحریک میکردند. اما رهبری ایستادگی کردند تا این محور مقاومت شکل بگیرد.
امروز همه فهمیدهاند که با توجه به شرایطی که الان در جهان در حال رخ دادن است، تقویت جریان حزبالله و مقاومت برای ساخت «ایران قوی»—ایرانی که قرار است محور مقاومت باشد و برای مقابله با دشمنان بایستد—چقدر حائز اهمیت است. این یکی دیگر از طراحیهای هوشمندانهی رهبر شهید ما و معماری ایشان برای شکلگیری ایران قوی است.
رسا ـ در پایان، اگر صحبتی باقی مانده بفرمایید.
تنها سخن پایانیام این است که آنچه امروز در کشور میگذرد، تصادفی نیست. این وحدت، این قدرت نظامی، و این نفوذ منطقهای، همه و همه محصول تبعیت از مکتب ناب رهبر شهید است. مکتبی که بر سه اصل استوار بود: شناخت دقیق دشمن، وحدت ملی بر اساس اصول مشترک، و ساختن قدرت سخت برای دفاع از حاکمیت. اگر امروز میبینیم که دشمنان در رسیدن به اهداف شوم خود ناکام ماندهاند، مدیون خون پاک شهدای عزیز و رهبریهای حکیمانهی رهبر شهیدمان هستیم. امیدوارم که مسیر ایشان را با تمام قدرت ادامه دهیم.