از خیابان تا حافظه تاریخ؛ پنج روایت از تجلی حضور مردم در تشییع رهبر انقلاب
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا،در چارچوب پویش ملی «۱۰۰۱ روایت» خبرگزاری رسا و شبکه نویسندگان انقلاب اسلامی، مجموعهای از روایتهای مردمی و تحلیلی از صحنههای حضور و واکنش به تشییع رهبر انقلاب گردآوری شده است. این روایتها که از سوی نویسندگان، راویان و فعالان فرهنگی ارسال شدهاند، تلاش دارند تصویری چندلایه از فضای اجتماعی، سیاسی و عاطفی پیرامون این رخداد ارائه دهند؛ تصویری که از خیابانها و مصلیها تا بازتابهای فراملی و حتی حافظه محلی مناطق مختلف امتداد یافته است.
آنچه در ادامه میآید، پنج روایت منتخب از میان آثار ارسالی به این پویش است که هر یک از زاویهای متفاوت، بخشی از این تجربه جمعی را به تصویر میکشند؛ از صحنههای حضور مردمی و آیینهای سوگواری تا تحلیلهای رسانهای و روایتهای محلی از پیوندهای تاریخی و اجتماعی.
شکوه قیام و تجدید بیعت در خروش میلیونی مردم
هران دیروز نه در ماتم، که در شکوه قیام حسینی دیگری تپید؛ پیر و جوانی که با تصاویری از رهبر شهید، حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای، و پرچمهای برافراشته به میدان آمدند تا با آقای شهید تجدید پیمانی خونین کنند.
این خروش بینظیر که رسانههای بینالمللی همچون رویترز و ایندیپندنت را شگفتزده ساخت و آنان را به اعتراف درباره حضور میلیونها عاشق سیاهپوش و طنین سینهزنیهای شیعی واداشت، فراتر از یک سوگواری، مانوری قدرتمند و تحولی سیاسی در هندسه اقتدار حاکمیت است.
با استقرار پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب در آغوش مصلی و طنینانداز شدن فریاد صلوات و مرثیه، عطر قیام الهی فضا را سرشار از حماسه کرد؛ چراکه بر فراز جایگاه، آیه شریف قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنى و فرادى میدرخشید تا به جهانیان ثابت کند این امت هرگز در برابر دشمنان سر تسلیم فرود نخواهد آورد و ایستاده است.
تجدید پیمان با قائد شهید
سیل خروشان اقشار مختلف مردم از سراسر ایران اسلامی با طنین فریاد «عزا عزاست امروز»، مصلای بزرگ امامخمینی(ره) را به کانون بیعتی تاریخی و حماسی مبدل ساختند. این جمعیت سلحشور ملبس به جامه عزای حسینی، با برافراشتن پرچم ایران، نماد «مشت گرهکرده» و تصاویر امام شهید، صلابت انقلابی خود را به رخ جهانیان کشیدند. سوگواران با در دست داشتن، تصاویر حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینیخامنهای، فصلی نو از وفاداری را رقم زده و عهدی پولادین با امام حاضر امت اسلامی بستند. فریادهای کوبنده «لبیک یا خامنهای» و طنین حماسی «این همه لشکر آمده به عشق رهبر آمده»، لرزه بر اندام مستکبران انداخت و ارادت بیپایان آنان را متجلی کرد.
همزمان با این خروش بینظیر، پرچم سرخ و حماسی «یا لثارات الحسین(ع)» بر فراز گنبد مصلی به اهتزاز درآمد تا پیام انتقام سخت یار غایب را مخابره کند. نوای سوزناک سنج و دمام و آیین سینهزنی حماسی دلاورمردان کرمان، صحن مصلی را به کربلایی بدل ساخت که هر گوشهاش بوی جهاد و پایمردی میداد. کاروانهای عزادار که بیش از چهار ماه است شبانهروز اقامه عزا میکنند، با شعار «ای اهل حرم میر و علمدار نیامد» شالودهای از حزن انقلابی را متجلی کردند. طنین پخش صدای آسمانی رهبر شهید انقلاب، قلوب میلیونها عاشق منقلب را دگرگون ساخت و اشک شورانگیز آنان را به سلاحی برنده علیه ظالمان مبدل نمود.
این تجلی باشکوه و حضور میلیونی ملت، لرزه بر اندام رژیم صهیونیستی انداخت؛ چنانکه روزنامه یدیعوت آحارونوت آن را نمایشی از قدرت و «خاری در چشم آمریکا» خواند. رسانه صهیونیستی واینت نیز با هراس از ابهت این قیام گزارش داد که جمعیت عزاداران در پایتخت ایران، پرچم سرخ انتقام را با اقتدار تام حمل میکنند. طنین فریادهای توفنده و یکپارچه «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» در فضای مصلی، عزم راسخ این امت را در تداوم راه شهیدان به اثبات رساند. این حماسه ماندگار نشان داد که خون پاک رهبر شهید، روحی تازه در کالبد جبهه مقاومت دمیده و زوال قطعی مستکبران جهان را بیش از پیش نزدیک کرده است.
مصلی امام خمینی(ره) در مدار حماسه و بیعت تاریخی
امواج پرشور دلدادگی به رهبر شهید مقاومت، مرزها را درنوردید و شیعیان سلحشور پاکستان مصرانه و با فریاد استغاثه، درخواست میزبانی و تشییع پیکر مطهر ایشان را داشتند. سخنگوی ستاد بدرقه با تجلیل از این غلیان جهانی اعلام کرد که این موج خروشان، نشاندهنده ابهت ایستادگی ولی امر مسلمین در برابر ستمگران است. رهبر آزادگان جهان با شجاعتی بیبدیل، هیمنه پوشالی غرب مستکبر را به چالش کشید و جایگاهی عمیق و ابدی در قلوب ملتهای بیدار برجای نهاد. این ارادت فرامرزی اثبات کرد که راه سرخ جهاد و شهادت، جانهای شیفته را در سراسر گیتی به یکدیگر پیوند داده است.
عبدالباری عطوان، روزنامهنگار برجسته جهان عرب با لحنی توفنده، این تشییع تاریخی را نه آیین وداع یک کشور مغلوب، بلکه تجلیبخش اقتدار بیرقیب یک ملت پیروز و ابرقدرت بزرگ منطقهای نامید. سردبیر رأیالیوم این مراسم را بزرگترین تشییع خاورمیانه و جهان دانست که پایداری پیروزمندانه ایران و شکنجه صهیونیستها را در نبردی سرنوشتساز به اثبات رساند. او با قاطعیت ابراز داشت که اشغالگران هرگز جرأت ترور یا تعرض در این محفل باشکوه را ندارند، چراکه میدانند کمترین خطا، آنان را از روی زمین محو میکند. این خروش میلیونی تجسم عینی پیروزی بزرگی است که خون پاک آقای شهید ایران، دوام و بقای ابدی آن را بیمه کرد.
ویرانی محاسبات مادی دشمن
وداع حماسی با رهبر انقلاب، بار دیگر حقانیت این حقیقت راهبردی را به اثبات رساند که دکترین «شهیدِ مقاومت، مقتدرتر از خودِ مقاومت است»، کابوس ابدی مستکبران خواهد بود. صهیونیسم بینالملل با تکیه بر ابزار فرسوده و ناکارآمد ترور، به خیال خام خود درصدد ایجاد گسست در اراده جبهه حق بود؛ اما خون پاک این رهبر فرزانه، این ابزار سخیف را به ضد خود بدل ساخت. امروز جهان شاهد است که چگونه شهادت، بهجای ایجاد خلأ، به یک سوخت محرک ژئوپلیتیک برای پیشروی نیروهای مؤمن مبدل گشته و محاسبات مادی دشمن را بهکلی ویران کرده است. این فوران آگاهی نشان میدهد که ترور نهتنها ضامن بقای ظالمان نیست، بلکه شتابدهنده زوال حتمی و گریزناپذیر آنان در پهنه تاریخ به شمار میرود.
خون سرخ و پاک آقای شهید، لایههای ساختاری جبهه مقاومت را در سراسر منطقه به یک کالبد واحد، منسجم و بیباک در برابر نظام سلطه تبدیل نموده است. این شهادت جانسوز نهتنها در انسجام داخلی شبکه مقاومت تزلزلی ایجاد نکرد، بلکه بهعنوان یک حلقه وصل تزلزلناپذیر، ارادههای مجاهدان را در جغرافیای مقاومت همگرا ساخت. از قلب تهران تا اقصینقاط بلاد اسلامی، این دکترین نوین پدیدار گشته که فرماندهان شهید، ناظران عینی و هادیان غیبی نبردهای سرنوشتساز آینده علیه مستکبران هستند. انسجام بیسابقه میان ارکان مقاومت در این مقطع تاریخی، گواه روشنی است بر اینکه خون شهید، دکترین دفاعی جدیدی را پایهریزی کرده که نابودی رژیمهای غاصب را تسریع میکند.تجلی این حقیقت عینی در بزرگترین تشییع دوران معاصر، پیام صریحی از قدرت بازدارندگی ملتی پیروز را به زرادخانههای مادی غرب مستکبر و پیادهنظام صهیونیست آن مخابره کرد. نهادینهشدن گفتمان مقاومت در بطن ملت و تبلور آن در قالب یک دکترین پساشهادت، اثبات میکند که ترور رهبران مقاومت، هرگز جریان زنده و پویای حق را متوقف نخواهد ساخت. خون شهید، مکتبی زنده برجای نهاده است که پرچم جهاد فردی و جمعی را بر اساس آیه شریف قیامِ لله، تا افق فتح نهایی برافراشته نگه میدارد. دشمن زبون اکنون بهخوبی دریافته است که در این نبرد فرسایشی، با تفکری روبهروست که شهادت را والاترین پیروزی دانسته و از آن حماسهای جاودان میسازد.
باید بر خاست ای ملتِ فداکار، ای میراثدارانِ خونِ پاک!
امروز، روزِ کلمات نیست؛ امروز، روزِ حضور است. روزِ اثباتِ آن عشقِ پنهانی به علی و آل علی است که در رگهای ما جاری است. یادمان باشد، روزگاری تشییعِ مظلومانهی حضرت زهرا (س)، امیرالمؤمنین (ع) و امام حسن مجتبی (ع) در دلِ تاریکِ شب و در خلوتِ ملامت گذشت؛ زمانی که فرصتِ ابرازِ ارادت به خاندانِ پیامبر، در میانِ آن عصر تیرگیها، برای نسل ما میسر نبود. و این اندوه همیشگی ما در روضهها است که با آه و اشک میگفتیم: یا لیتنی کنا معکم ای کاش آن روز بودیم و لااقل زیر تابوت شما را میگرفتیم تا آنقدر مظلومانه دفن نشوید اما امروز، در این روزِ پرشکوه، میدان میدانِ وفاداری است! امروز، زمانِ آن است که پیمانِ خونینِ خود با خاندانِ نبی مکرم اسلام را نه با زبان، که با تمامِ هستی و جانمان، به فریاد بنشانیم.
باید برخاست و مبادا گمان کنیم غیبتِ ما، بیاثر است!
اگر امروز در تشییعِ رهبرِ شهید، با قلبهای داغدار و چشمانِ گریان حاضر نباشیم، فردا در پیشگاهِ مادرِ سادات (س) و در برابرِ نگاهِ پردردِ امیرالمؤمنین (ع)، چگونه پاسخگو خواهیم بود؟ و این ننگ را با خود کجا ببریم،که ما بودیم و فرزند حسین ع غریبانه دفن شد؟!
باید برخاست، با بیرقهای سرخِ انتقام و پرچمِ سربلندِ ایران، تلاقیِ خون و میهن را به تصویر بکشیم. فریبِ هیاهویِ شلوغی و هراس از خطرات را نخوریم؛ این میدان، قلمروِ حق است. دشمن میخواهد ما را از صحنه خارج کند، اما ما با حضورِ خود، مشتی کوبنده بر دهانِ شیاطین عالم خواهیم زد. هر طور شده، باید در این سیلِ عظیمِ جمعیت باشیم؛ حتی اگر ناچار شویم در گوشهای از این دریایِ مواج، با رعایتِ کاملِ نکاتِ سلامتی و امنیتی، ایستادگی کنیم، باز هم خواهیم آمد.
حضورِ ما، تنها یک جمع شدن ساده نیست؛ حضورِ ما سلاح است، سپر است، و فریادِ خاموشنشدنیِ حق و حقیقت است.
باید برخاست، ای اهلِ ایثار و عشق!
هر که توانِ خدمت دارد، از اسکانِ عاشقانِ وطن گرفته تا تأمینِ آب و غذا؛ حتی اگر تنها با یک لقمه نان یا یک دانه خرما، در این مسیرِ نورانی گامی بردارید، بدانید که این خدمت، عینِ عبادت است و نزد خداوند، ماجور است انشاءالله.
باید برخاست حتی اگر از دایرهی اعتقاد به ولی فقیه و جمهوری اسلامی بیرون هستید، تنها برای حفظِ اقتدار و عزتِ این خاکِ اهورایی قدم بردارید. بدانید که طوفانِ حضورِ میلیونیِ شما، از هزاران موشک و صدها مذاکره، برای بازدارندگی از جنگ و حفظِ حاکمیتِ ایران، بسیار قدرتمندتر و نافذتر است. این حضور، اوجِ شکوه و اقتدارِ ملتِ ایران است.
باید برخاست و قیامتی از حضور خشمگین منتقمین خون رهبر مظلوم و مقتدر در تهران، قم و مشهد، شکل داد. اما نباید به این قانع بود بلکه باید این هفته را در تمامِ شهرها، به هفته فریادهای خونخواهی بدل کنیم.
باید برخاست، ای مسلمانان و ای آزادیخواهانِ جهان!
با پرچمهای سرخِ انتقام، در سراسرِ جهان، تشییعهای نمادین برپا کنید؛ تا جهان بداند که خونِ قائد شهید، در تمامِ پهنهی گیتی، عدالت و مبارزه با مستکبران را میطلبد و ندایِ حقخواهیِ او، تا ظهور سبز حضرت مهدی عجلاللهتعالیفرجه طنینانداز خواهد بود.
باید برخاست چرا که خونِ رهبر شهید امت، منتظرِ پاسخِ ماست و طنین صدای هل من ناصر ینصرنی حسین هنوز به گوش میرسد
محمدصادق ناطقی
طولاب؛ روایت یک روستا از پیوند با رهبر شهید
این روزها، در دلِ بخشِ مرکزیِ شهرستانِ ایلام، فضایی آمیخته به عطرِ خاطرات و اشکِ وداع، نفسها را به شمارش انداخته است. هوایِ این دیار، بویِ دی ماهِ ۱۳۶۹ را با غبارِ سوگِ امروز در هم میآمیزد؛ روزگاری که رهبرِ شهیدِ ما، حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای، در نخستین سفرِ استانیِ خود پس از تصدیِ مقامِ رهبری، پایِ به این خطه گذاشت و روستای «طولاب» را به آغوشِ نگاهِ نافذِ خویش گرفت.
آن سفر، نه یک بازدیدِ معمولی، که پیوندی ابدی میانِ یک رهبر و مردمی بود که تا همیشه، نامِ او را بر تارکِ دیار خود حک کردند.
اینک و در ایامِ سوگواریِ شهادتِ آن پیرِ جاویدان، طولاب با چشمانی اشکبار، به یادِ آن روزهایِ دیدار نشسته است. اهالی با نگاه به کوچه پس کوچههایی که روزی پایِ او را به خود دیده، زمزمه میکنند.
از نسیمی که با حضورِ او وزیدن گرفت و از برکتی که تا امروز در هر شاخه، هر سنگفرش و هر کلاسِ درسِ این روستا جاری مانده است. آن حضورِ تاریخی، همچون نگینی است که بر تارکِ طولاب درخشیده و هیچ غبارِ روزگاری، فروغِ آن را نخواهد کاست.
راهی که آسفالت شد تا روستا را به جهان وصل کند؛ مدرسه ای که از ابتدایی به راهنمایی ارتقا یافت تا کودکانِ طولاب را به قله های علم برساند، و خانهٔ بهداشتی که از آنِ جانِ مردم شد، همگی بناهایی است که با دستورِ دلِ او استوار گشته اند.
کانال های آبی که به امرِ ایشان جاری شد، کشاورزی را متحول کرد و باغاتِ گردو، زردآلو و انگور، هر کدام داستانی از آن برکت را روایت می کنند. این ها همه، یادگارهای ماندگارِ نگاهِ پدرانهٔ رهبری است که امروز، در سوگِ او، بیش از پیش قدرشان دانسته میشود.
روایتِ پیشرفتِ روستا طولاب، حکایتِ تحولی شگرف است که مرهونِ همان یک روزِ حضور است. پیش از آن دیدارِ تاریخی، این روستا در هاله ای از محرومیت به سر می برد؛ نه طرحِ هادی داشت، نه بهداشت، نه راهی هموار و نه مدرسه ای فراتر از ابتدایی.
اما امروز، در آستانهٔ تشییعِ پیکرِ آن عزیزِ سفر کرده، بیش از هشتاد درصدِ طرحِ هادیِ روستا با سنگ فرش هایی در شأنِ گردشگری به پایان رسیده است. روستا امروز از نعمتِ خانهٔ بهداشت، مدارسِ خوب و چشم اندازهای کشاورزیِ متحول شده برخوردار است؛ گواهی زنده بر اثربخشیِ نگاهِ بلندِ یک رهبر.
وسعتِ سیصد تا چهارصد هکتاریِ طولاب، با سطحِ زیرِ کشتِ باغات در نقاطِ مختلف، ظرفیتی بی نظیر برای تبدیل شدن به نگینِ گردشگریِ استانِ سرسبز و کوهستانیِ ایلام دارد.
این روستا با شصت و چهار خانوارِ ثابت و جمعیتی دویست و شصت و چهار نفره، در فصلِ تابستان تا سه برابر میزبانِ جمعیتِ شناور است؛ مردمی که با عشق به آب و خاک، حاصلِ دسترنجِ خود را در قالبِ محصولاتی همچون گردو، زردآلو، انگور و عسلِ ناب، به سفره های این سرزمین هدیه می کنند و همه، مرهونِ برکتی هستند که از آن روزِ دیدار، در این خطه جاری شده است.
و اینک، در روزهایِ سوگواری و تشییعِ پیکرِ مطهرِ رهبرِ شهیدِ انقلاب، طولاب با قلبی لبریز از عشق، بار دیگر نامِ او را بر زبان جاری می کند؛ نه در سوگِ یک مقام، که در فراقِ پدری مهربان.
روزگاری که اگر از «صد»، دو درصدش آباد بود، امروز قریب به تمامیِ آن، مرهونِ نگاهِ نافذِ مردی است که رفت، اما یادگارش در کوچه پس کوچه های طولاب، چون چشم اندازِ کوهستان، سرسبز و ماندگار شد.
طولاب امروز، در سوگِ آن سروِ بلند ایستاده است و با هر سنگفرشِ خود، وفاداریِ یک ملت را به رهبرِ شهیدش، تا همیشه تاریخ، زنده نگاه خواهد داشت.
ایلامی