حکمرانی فرهنگی بدون شاخص و اعتبارسنجی به سیاستگذاری انشایی تبدیل میشود
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، سیزدهمین نشست از سلسله نشستهای «تبیین شاخصهای قدرت نرم تمدنی جمهوری اسلامی ایران در دوران رهبری سوم» با موضوع «ارزیابی و پایان سیاستها» روز پنجشنبه در خبرگزاری رسا برگزار شد.
در این نشست، دکتر محمد عربزاده با ارائه سخنانی تحت عنوان «سنجشپذیری فرهنگ؛ گذار از سیاستگذاری انشایی به حکمرانی مبتنی بر اعتبار و امتیاز» به تبیین ضرورت تغییر رویکردهای رایج در عرصه سیاستگذاری فرهنگی و اجتماعی پرداخت.
وی با طرح این پرسش که اگر بخش عمده برنامههای توسعه کشور محقق نمیشود، چرا همچنان همان شیوههای برنامهریزی ادامه پیدا میکند، اظهار داشت: یکی از دلایل اصلی این مسئله آن است که سیاستگذاری در کشور عمدتاً بر پایه «بایدها و نبایدها» و توصیههای اخلاقی شکل گرفته و کمتر به سمت شاخصهای دقیق و قابل سنجش حرکت کرده است.
عربزاده با بیان اینکه در بسیاری از موارد حتی شاخصهای موجود نیز کارآمدی لازم را نداشتهاند، افزود: تجربه برنامههای توسعه نشان میدهد که صرف تدوین اسناد و تعیین اهداف، تضمینی برای تحقق آنها نیست و سیاستها زمانی اثربخش خواهند بود که ابزارهای ارزیابی و سنجش مستمر برای آنها طراحی شود.

وی با اشاره به تحولات جدید در عرصه حکمرانی اجتماعی در جهان تصریح کرد: امروز بسیاری از کشورها از الگوی حکمرانی مبتنی بر دستور، الزام و توصیه فاصله گرفته و به سمت حکمرانی مبتنی بر شاخص، رتبهبندی و اعتبارسنجی حرکت کردهاند. نمونههای این رویکرد را میتوان در نظامهای رتبهبندی هتلها، بیمارستانها، دانشگاهها و مجلات علمی مشاهده کرد.
این پژوهشگر حوزه سیاستگذاری فرهنگی ادامه داد: دولتداری در جهان امروز بیش از آنکه بر توصیههای اخلاقی و متنهای انشایی متکی باشد، بر دادهها، شاخصها و نظامهای ارزیابی استوار است. در چنین فضایی، اعتبار و امتیاز به یکی از مهمترین ابزارهای هدایت رفتارهای فردی و اجتماعی تبدیل میشود.
وی با اشاره به نظریات جدید قدرت خاطرنشان کرد: در کنار قدرتهای سنتی، نوعی قدرت نمادین و اعتباری نیز وجود دارد که از طریق تغییر جایگاه و اعتبار افراد و نهادها میتواند رفتارهای اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد. از این منظر، نظامهای امتیازدهی و اعتبارسنجی صرفاً ابزار ارزیابی نیستند، بلکه خود به عاملی برای شکلدهی واقعیت اجتماعی و تغییر رفتار تبدیل میشوند.
عربزاده با انتقاد از فقدان نظام جامع اعتبارسنجی در حوزه فرهنگ و مسائل اجتماعی کشور گفت: با وجود تعدد اسناد فرهنگی و اجتماعی، هنوز سازوکار مؤثر و فراگیری برای رتبهبندی و اعتباربخشی در این عرصه وجود ندارد و این مسئله یک خلأ جدی در نظام حکمرانی فرهنگی به شمار میرود.
وی در تشریح برخی مصادیق این رویکرد اظهار داشت: در حوزه حجاب، بهویژه در مراکز درمانی و بیمارستانها، میتوان نشانهایی مانند «بیمارستان دوستدار حیا» تعریف کرد و بر اساس شاخصهای مشخص، عملکرد مراکز مختلف را ارزیابی و بهروزرسانی کرد. همچنین در عرصه سینما، آموزش، فعالیتهای نوجوانان و دیگر حوزههای فرهنگی نیز امکان طراحی نظامهای مشابه وجود دارد.
این استاد دانشگاه افزود: رتبهبندی استانها بر اساس شاخصهایی نظیر میزان کنشگری نوجوانان یا شاخصهای فرهنگی دیگر میتواند به ابزاری مؤثر برای مدیران تبدیل شود و چهبسا اثرگذاری آن از بسیاری از اسناد و مصوبات بیشتر باشد. به تعبیر دیگر، این شیوه را میتوان گونهای جدید از امر به معروف و نهی از منکر دانست که بر پایه شاخص و اعتبار اجتماعی عمل میکند.
وی با اشاره به ظرفیت این رویکرد در حوزه فرهنگ مهدویت بیان کرد: در بسیاری از موارد، سیاستگذاریها تنها به تدوین سند یا تعیین مجازات محدود میشود، در حالی که اعطای نشانهایی نظیر «سازمان منتظر» میتواند آثار انگیزشی و فرهنگی عمیقتری ایجاد کند و زمینه اصلاح رفتارهای سازمانی را فراهم سازد.
عربزاده در بخش دیگری از سخنان خود به چالشهای کمیسازی مسائل فرهنگی اشاره کرد و گفت: هرچند تبدیل مسائل کیفی به شاخصهای کمی با دشواریهایی همراه است، اما مدیریت بدون داده و عدد نیز عملاً امکانپذیر نیست. مهم آن است که شاخصها و نظامهای امتیازدهی ثابت و غیرقابل تغییر تلقی نشوند و امکان بازنگری و بهروزرسانی مستمر آنها وجود داشته باشد.

وی همچنین نسبت به برخی آسیبهای احتمالی این رویکرد هشدار داد و اظهار داشت: تورم مصوبات، بخشنامهها و گواهینامهها میتواند به بیاثر شدن نظام اعتبارسنجی منجر شود و آن را به یک فرآیند صرفاً بوروکراتیک تبدیل کند. همچنین شکلگیری کسبوکارهایی که بدون پشتوانه واقعی اقدام به صدور گواهی و اعتبارنامه میکنند، از دیگر مخاطراتی است که باید مورد توجه قرار گیرد.
این پژوهشگر حوزه سیاستگذاری در پایان با اشاره به ظهور «دانش تغییر رفتار» در عرصه حکمرانی تصریح کرد: در کنار دانشهای مدیریت، حقوق، سیاستگذاری و اخلاق، امروز حوزهای با عنوان دانش تغییر رفتار در حال گسترش است و ضروری است که متناسب با مبانی فکری و فرهنگی خود به مطالعه و توسعه این دانش بپردازیم؛ چرا که در غیر این صورت، این الگوها دیر یا زود وارد نظام حکمرانی کشور خواهند شد، اما با ادبیات و چارچوبهای نظری دیگران.