ایرانیان چگونه چهره زن در جنگ را از قربانی به قهرمان تغییر دادند / زنانههای انقلاب خیابان
جنگ همیشه با میدان نظامی شناخته میشود، اما شرایط برای ایران بهگونهای پیش رفت که جنگ میدانهای دیگری هم یافت و این میان، به دلیل برنامهریزی دشمن برای آشوب خیابانی همزمان با تجاوز نظامی، خیابان مقامی معادل یکی از میادین جنگ یافت و حفظ آن نیاز به حضور و فداکاری داشت. زنان در این مهم پیشتاز شدند و حضورشان هم پررنگتر شد. گویی جایی در جنگ بود که میتوانستند بیش از پیش نقش ایفا کنند. پیرامون وجه زنانه تجمعات شبانه مردم ایران، عاصمه قاسمی، دانشآموخته دکترای جامعهشناسی از دانشگاه ناتینگهام انگلیس با گرایش زنان و ارتباطات گفتوگویی انجام داد. این گفتوگو را با هم از نظر میگذرانیم.
سوال:
چرا حضور زنان در تجمعات شبانه پررنگتر است؟ و این پررنگی چه معنایی به لحاظ سیاسی و اجتماعی دارد؟
دکتر قاسمی:
زن برآمده از انقلاب اسلامی زنی است که این روزها در میدان مشاهده میکنیم. گفتمان زن انقلاب اسلامی مالامال از حضور بهموقع و مشارکت اثرگذار است. تجربه زنان در جنگ تحمیلی ۸ ساله گواهی بر آن است. زنی که به تعبیر رهبر شهیدمان حضور در متن و مرکز را خوب یاد گرفته است، زنی که عاملیت و کنشگری خود را در ذیل اهداف دینی و ملی تعریف میکند و از این رو عاملیتش صرفاً اهداف فردی زنانه را در بر نمیگیرد، بلکه جامعهای را به حرکت درمیآورد. مشارکت زنان در این جنگ نشان داد زنان مقاومت و جنگ را بهگونهای متفاوت از دورانهای قبل زنانه کردند و وارد میدان شدند. همانطور که زنان غزه بعد از طوفان الاقصی معنای قربانی از زن در جنگ را تغییر دادند و به جای آن زن به نماد مقاومت و زندگی تبدیل شد، در این جنگ اخیر، زنان ایرانی هم زندگی، مقاومت و ایستادگی را از زن در جنگ به تصویر کشیدند. آنچه مهم است اینکه حضور زنان، ظهور و بروز از جنس مشارکت و کنش بود آن هم در اشکال مختلف. کنشگریهایی که روزبهروز متنوعتر و متکثرتر شدند. اگر روزهای اول جنگ غذا درست کردن و خیاطی و تشویق خود و خانواده برای میدان بود ولی هر چه گذشت زنان متناسب با شرایط همه ظرفیتهای خود و خانواده خود را به میدان آوردند و کنشگریهای متنوعی را رقم زدند. نکته دیگر اینکه همیشه میدان جنگ مردانه حساب میشود و اگر هم زنان در جنگ باشند در پشت میدان هستند؛ اما چون در این جنگ صحنه جدیدی رقم خورد و جنگ چندین میدان داشت که باید هماهنگ میجنگیدند و یکدیگر را پشتیبانی میکردند، میدان خیابان در کنار میدان نظامی مهم شد و زنان برای اولین بار نوع جدیدی از جنگ را تجربه کردند و از پشت جبهه به صحنه جنگ وارد شدند و با تمام مصیبتهای جنگ، چهره قهرمان مقتدر را از زن به تصویر کشیدند نه چهره قربانی و نیازمند. اگر چه انقلاب اسلامی نقطه عطفی در حضور اجتماعی زنان بود، لیکن بوقهای تبلیغاتی دشمن در تمام سالهای بعد از انقلاب اسلامی تلاش کرده است چهرهای از زن ایرانی به تصویر بکشد و در جامعه بازتولید کند که همواره در تبعیض و ستم قرار دارد و امکان آزادی و بروز و ظهور استعدادهای خود را ندارد! از آنجایی که برای دنیای غرب و غربگرایان الگوی زن غربی تنها الگویی است که میتواند زنان را به خوشبختی و سعادت برساند. دیدن زن ایرانی مسلمان که بدون تبعیت از الگوهای شرقی و غربی کنشگری و عاملیت اجتماعی دارد اصلاً خوشایند نیست و دهههاست تلاش کردند تصویر معکوس را القا و ترویج کنند تا جایی که برخی در جامعه نیز باور کردهاند که زن ایرانی نیاز به نجات دارد! از این منظر حضور زنان در جنگ اخیر و به خصوص در تجمعات، بار دیگر از لحاظ سیاسی اثبات کرد زن ایرانی در ذیل الگو سوم نه شرقی نه غربی، هم در عرصه عمومی حضور و مشارکت دارد و هم به اشکال مختلف با خلق زنانه کنشگری میکند و اینگونه بار دیگر خط بطلان بر انگارههای نادرستی کشیدند که در خصوص زنان در ایران بعد از انقلاب اسلامی رواج دادند. حضور پررنگ زنان در این جنگ همچنین گواهی بر سرمایهگذاری قابلتوجه نظام اجتماعی برای پیشرفت و ارتقای نقش و جایگاه زنان در عرصه عمومی است. بنابراین از منظر سیاسی اجتماعی حضور زنان هم در سطح ملی و هم در سطح بینالمللی مهم و تأثیرگذار است و جریانسازی میکند و اعلام میدارد عاملیت زن به معنای غالب فمینیستی سکولار معنای درست و کاملی از عاملیت را بیان نمیکند!
سوال:
آیا زنانه بودن صرفاً در کمیت است یا در کیفیت هم ما تفاوتهایی را داریم؟
حضور اقشار و طبقههای مختلف زنان؛ کنشگریهای متنوع زنان؛ حضور دختران نوجوان و جوان در میدان؛ و نسبت زنان و خانواده در این جنگ از جمله موضوعاتی نیستند که بهسادگی بتوان از آنها عبور کرد. هر کدام اینها دنیایی سخن دارد. از علتها باید گفت و چگونگی این کنشها و تأثیرات این مشارکتها را باید تبیین کرد. صحنه امروز حضور زنان در تجمعات شبانه صحنه حضور زنان در مقطع پیروزی انقلاب اسلامی است آنجا که دختران دانشجو در کنار زنان سنتی سال ۵۷ ایران برای انقلاب به خیابان آمدند و فریاد اللهاکبر بلند کردند. امروز نیز زنان با پوشش و گرایش فکری مختلف در میدان حضور دارند و برای حفظ وطن شعار میدهند. این صحنه نشان میدهد، هدفگذاری جمهوری اسلامی برای ارتقا و پیشرفت زنان متعلق به قشر، طبقه یا گرایش فکری خاصی نبوده است و به طور فراگیر زنان بهعنوان بخش مهمی از جامعه که در عرصههای مختلف باید باشند، مورد توجه قرار گرفتند.
سوال:
چه مدلهایی از کنشگری اینگونه زنانه را میتوانیم مثال بزنیم؟ آیا اصلاً سابقهای داشته، چه در ایران و چه در جهان؟
آنچه مهم است یادآوری کنیم اینکه تأکید بر نقشآفرینی زنان به معنای دستکم گرفتن نقشآفرینی مردان و دیگر گروههای اجتماعی؛ و یا منفک کردن زنان از جامعه نیست بلکه با توجه به فضاسازی در خصوص زنان در ایران و همچنین موقعیت جنگ به عنوان امر مردانه شناخته شده و همچنین نظریههای غالب مبتنی بر زنان به عنوان قربانی، این نقش آفرینیها متمایز میشود. خلق کنشگریهای زنانه در کنار کنشگری مادران و همسران شهید که همواره شجاعت و غیرت را رهبری کردهاند، قابلتوجه است. ورود دختران جوان و نوجوان نقطه متمایز دیگری از جنگ اخیر است. شاید بعضی فعالیتها در ظاهر کوچک بیاید؛ اما وقتی ملاحظه میکنیم آن را از جنس زنانه و اتفاقاً قدرتمند درمییابیم. دستنوشتههای زیبا و پرمعنایی که در کنار غذا برای مجاهدان ارسال میشد پیامی روحیهبخش و اقتدارآفرین از نگاه زنانه به معرکه جنگ برای مردان جنگ منتقل میکرد. پویش «ایران همدل» و اعطای طلاها و هدایای خود در میانه جنگ از جنس کنشگری زنانه است که در مشاهده نسبت شرایط اقتصادی جامعه امروز و زنانگی قابل درک و مهم میشود. زنان در دورانهایی دیگری نیز کنشگری زنانه داشتهاند. در دفاع ۸ ساله، در کمک به مردم غزه و فلسطین و در جریان دعوت رهبر شهید برای همدلی با مردمان جبهه مقاومت. زنان ایرانی در دوران مشروطه نیز با تمام شرایط حاکم بر آن کنشگری زنانه داشتهاند.
سوال:
آیا این حضور میتواند نقطه عطفی برای پررنگ شدن حضور زنها در سایر عرصهها هم شود یا صرفاً محدود به میدان خیابان در جنگ است؟
شرایط بعد از جنگ معمولاً شرایط سختتری است و دوباره همه مردم باید پای کار باشند و زنان نیز استثنا نیستند. با توجه به اینکه این بار تجربه جدیدی از نقشآفرینی و مؤثر بودن را داشتهاند اگر در جنگ شجاعت و مقاومت دو عنصر پیشران بوده بعد از جنگ سازندگی در معنای جدید نیز اضافه میشود. سازندگی فقط ساختوساز و بنایی نیست ساخت ایران قوی ابعاد مختلفی دارد؛ از عرصه اقتصادی تا عرصه فرهنگی و حتی عرصه سیاسی و بینالمللی که باید مردم مانند زمان جنگ در میدان باشند و در این بین زنان هم علاوه بر حضور در ساحتهای عمومی که توانایی و استعداد دارند باید در عرصه خانواده الگو و پیشتاز باشند. به طور مثال امروزه یکی از مسائل جامعه ما آسیبهای اجتماعی اقتصادی ناشی از زیستن مغایر با سبک زندگی ایرانی اسلامی است که نیاز به اصلاح و تغییر دارد. شاید مقطع کنونی برای جامعه مبعوثشده میتواند نقطه عطفی در تغییر و تحول در سبکزندگیها باشد و در این میان زنان محوریت مهمی هم در اصلاح و هم در الگوسازی سبک زندگی ایرانی اسلامی دارند.