۲۶ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۴
کد خبر: ۸۱۴۶۰۴
یادداشت؛

افول آمریکا در منظومه فکری امام شهید؛ از بحران درونی تا آمریکازدایی از غرب آسیا

افول آمریکا در منظومه فکری امام شهید؛ از بحران درونی تا آمریکازدایی از غرب آسیا
در نگاه امام شهید، «افول آمریکا» به معنای نابودی فوری، فروپاشی دفعی یا حذف کامل قدرت آمریکا نیست؛ بلکه به معنای فرسایش تدریجی قدرت هژمونیک آمریکا است.

به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، در نگاه امام شهید، «افول آمریکا» به معنای نابودی فوری، فروپاشی دفعی یا حذف کامل قدرت آمریکا نیست؛ بلکه به معنای فرسایش تدریجی قدرت هژمونیک آمریکا است؛ یعنی آمریکا هنوز قدرت نظامی، مالی، رسانه‌ای و فناورانه دارد، اما توان سابق خود را در سه سطح از دست داده است:

۱. توان اقناع؛ یعنی قدرت نرم و جذابیت ارزشی آمریکا کاهش یافته است.
۲. توان تحمیل؛ یعنی آمریکا دیگر به‌آسانی گذشته نمی‌تواند دولت‌ها، ملت‌ها و نظم‌های منطقه‌ای را مطابق اراده خود شکل دهد.
۳. توان نظم‌سازی؛ یعنی نظم تک‌قطبیِ مورد نظر آمریکا پس از جنگ سرد، در حال جایگزینی با نظمی چندقطبی، منطقه‌محور و ضدسلطه است.

رهبر انقلاب در سال ۱۴۰۲ تصریح می‌کنند که «شاخص‌های اقتدار آمریکا» از اقتصاد تا امکان دخالت در دولت‌ها رو به تنزل است و آمریکا دیگر مانند گذشته قادر به تغییر دولت‌ها نیست؛ به همین دلیل به جنگ ترکیبی روی آورده که پرهزینه و کم‌نتیجه است.

۱. تعریف فنی افول؛ افول یعنی کاهش قدرت هژمونیک، نه صرفاً ضعف اقتصادی

باید ابتدا از یک سوءتفاهم عبور کنیم. افول آمریکا در این منظومه فکری، فقط یک گزاره سیاسی یا شعاری نیست. افول در اینجا معادل decline of hegemony است؛ یعنی قدرتی که زمانی می‌توانست هم قواعد بازی را تعیین کند، هم دیگران را به پذیرش آن قواعد قانع کند، هم مخالفان را تنبیه کند، امروز در هر سه حوزه دچار اختلال شده است.

بنابراین می‌توان گفت:

افول آمریکا یعنی کاهش فاصله میان «اراده آمریکا» و «نتیجه واقعی در میدان».

آمریکا می‌خواهد ایران منزوی شود، اما ایران در منطقه بازیگر مؤثر باقی می‌ماند.
می‌خواهد افغانستان را بازسازی و مهار کند، اما پس از بیست سال با خروجی تحقیرآمیز بیرون می‌رود.
می‌خواهد رژیم صهیونیستی را به محور نظم منطقه‌ای تبدیل کند، اما طوفان‌الاقصی جدول سیاست آمریکا را به هم می‌ریزد؛ رهبر انقلاب از همین زاویه، طوفان‌الاقصی را فقط ضدصهیونیستی نمی‌دانند، بلکه آن را نشانه‌ای از «آمریکازدایی» منطقه می‌خوانند.

۲. محور اول: افول درونی آمریکا؛ بحران مشروعیت، دوقطبی و زوال اجتماعی

یکی از نشانه‌های افول، بحران داخلی آمریکا است. امام شهید از سال‌های مختلف به چند نشانه اشاره می‌کنند: دوقطبی سیاسی، بحران اخلاقی، بحران اجتماعی، شکاف طبقاتی، بی‌اعتمادی عمومی، خشونت داخلی و رسوایی‌های انتخاباتی.

این محور را می‌توان چنین صورت‌بندی کرد:

الف) بحران حکمرانی و دوقطبی سیاسی

در نگاه ایشان، آمریکایی که زمانی خود را الگوی مردم‌سالاری معرفی می‌کرد، امروز در اداره درونی خود دچار شکاف عمیق است. رخدادهایی مانند بحران انتخابات، حمله به کنگره، منازعات شدید حزبی و بی‌اعتمادی عمومی، نشانه آن است که «نظام تصمیم‌گیری آمریکا» دیگر از انسجام سابق برخوردار نیست.

برای پشتوانه آماری این گزاره می‌توان به گزارش گالوپ در سال ۲۰۲۵ اشاره کرد که بیان می کند: اعتماد دموکرات‌ها به ۹ نهاد اصلی آمریکا به میانگین ۲۶ درصد رسیده و شکاف اعتماد حزبی نسبت به نهادهایی مانند ریاست‌جمهوری و پلیس بسیار بالا است.

ب) بحران اجتماعی و اخلاقی

در منظومه فکری امام شهید، افول فقط اقتصادی یا نظامی نیست؛ بلکه تمدنی است. یعنی جامعه‌ای که درون آن خانواده تضعیف می‌شود، خشونت اجتماعی گسترش می‌یابد، عدالت اجتماعی آسیب می‌بیند و ارزش‌های ادعایی آن در رفتار واقعی نقض می‌شود، از درون دچار فرسایش است.

اینجا می‌توان از تعبیر «افول موریانه‌وار» استفاده کرد؛ یعنی ساختار ممکن است از بیرون بزرگ و پرقدرت دیده شود، اما از درون دچار پوکی و فرسایش شده باشد.

۳. محور دوم: افول قدرت نرم؛ زوال جذابیت لیبرال‌دموکراسی آمریکایی

یکی از دقیق‌ترین بخش‌های بیانات امام شهید، تفکیک میان قدرت سخت و قدرت نرم است. ایشان قدرت نرم را توانایی یک دولت در قانع‌سازی دیگران می‌دانند؛ یعنی کشوری بتواند ارزش‌ها، روایت‌ها و سبک زندگی خود را برای دیگر ملت‌ها جذاب کند.

ایشان بیان می کند قدرت نرم آمریکا فرسوده شده و حتی لیبرال‌دموکراسی که پایه تمدن غرب معرفی می‌شد، بی‌آبرو شده است.

در ادبیات غرب‌شناسی، قدرت نرم یعنی قدرت جذب و اقناع. در نگاه امام شهید، مسئله اصلی این است که آمریکا از «قدرت اقناع» به «قدرت اجبار» عقب‌نشینی کرده است. هرچه یک امپراتوری بیشتر مجبور شود از تحریم، تهدید، جنگ ترکیبی، کودتا، فشار امنیتی و عملیات رسانه‌ای استفاده کند، نشان می‌دهد قدرت نرم آن کاهش یافته است.

۴. محور سوم: افول قدرت مداخله‌گری؛ از کودتای آسان تا جنگ ترکیبی پرهزینه

امام شهید با اشاره به مثال مهمی بیان می‌کنند که زمانی آمریکا با یک مأمور، یک چمدان پول و عملیات محدود توانست در ایران کودتای ۲۸ مرداد را رقم بزند؛ اما امروز دیگر چنین توان ساده و مستقیمی ندارد. به همین دلیل به جنگ ترکیبی، فشار رسانه‌ای، تحریم، عملیات روانی و شبکه‌سازی داخلی روی آورده است.

در دوره هژمونی کلاسیک آمریکا، ابزارهای مداخله مستقیم جواب می‌داد: کودتا، اشغال، تغییر رژیم، تحریم، تهدید نظامی و کنترل نخبگان سیاسی.

اما در دوره جدید، این ابزارها پرهزینه‌تر و کم‌نتیجه‌تر شده‌اند. آمریکا در افغانستان بیست سال حضور نظامی داشت، اما در نهایت بدون تحقق اهداف اعلامی خود خارج شد. پروژه «هزینه‌های جنگ» دانشگاه براون، هزینه جنگ افغانستان را حدود ۲.۳ تریلیون دلار و هزینه مداخلات پس از ۱۱ سپتامبر در عراق/سوریه را حدود ۲.۱ تریلیون دلار برآورد کرده است؛ این ارقام نشان می‌دهد ابزار نظامی آمریکا بسیار پرهزینه بوده، بی‌آنکه الزاماً به نظم‌سازی پایدار منجر شود.

۵. محور چهارم: افول منطقه‌ای؛ آمریکازدایی از غرب آسیا

در منظومه فکری امام شهید، مهم‌ترین میدان مشاهده افول آمریکا، غرب آسیا است. چون آمریکا پس از جنگ سرد تلاش کرد این منطقه را به مرکز نظم تک‌قطبی خود تبدیل کند؛ با اشغال افغانستان و عراق، حمایت از رژیم صهیونیستی، طراحی خاورمیانه جدید، فشار بر ایران، ایجاد ائتلاف‌های عربی و توسعه پایگاه‌های نظامی.

اما از نگاه ایشان، نتیجه معکوس شده است:

  • آمریکا در افغانستان به هدف نرسید.
  • در عراق نتوانست دولت کاملاً تابع ایجاد کند.
  • در لبنان، فلسطین و یمن با رشد جریان‌های مقاومت مواجه شد.
  • طرح ائتلاف عربی ضدایرانی به نتیجه مطلوب نرسید.
  • رژیم صهیونیستی، به‌جای تبدیل شدن به محور امنیت منطقه، خود به کانون بحران امنیتی تبدیل شده است.

در سال ۱۴۰۲، امام شهید از اصطلاح «آمریکازدایی» استفاده می‌کنند؛ یعنی نفی سلطه آمریکا بر منطقه، نه الزاماً قطع رابطه سیاسی دولت‌ها با آمریکا. این نکته مهم است: آمریکازدایی در اینجا به معنای پایان رابطه دیپلماتیک نیست، بلکه به معنای کاهش قدرت تعیین‌کنندگی آمریکا در تصمیمات منطقه‌ای است.

۶. محور پنجم: افول اقتصادی و مالی؛ بدهی، کسری بودجه و تزلزل نسبی دلار

امام شهید بارها از اقتصاد آمریکا، بدهی، کسری بودجه، کاهش سهم آمریکا در اقتصاد جهانی و ضعف دلار سخن می‌گویند. اینجا باید دقت کرد: ایشان نمی‌گویند اقتصاد آمریکا نابود شده؛ بلکه می‌گویند اقتصاد آمریکا دیگر آن قدرت بی‌رقیب و بی‌هزینه گذشته نیست.

آمریکا همچنان یکی از بزرگ‌ترین اقتصادهای جهان، صاحب دلار، بازارهای مالی عظیم و شرکت‌های فناور قدرتمند است؛ اما هم‌زمان با بحران بدهی، کسری بودجه مزمن، هزینه‌های سنگین نظامی و فشارهای اجتماعی روبه‌رو است.

درباره دلار نیز باید دقیق حرف زد. دلار هنوز ارز مسلط ذخایر جهانی است، اما روند بحث درباره دلارزدایی و استفاده از ارزهای ملی در تجارت جهانی جدی‌تر شده است. 

۷. محور ششم: نسبت افول آمریکا با مقاومت جمهوری اسلامی

در نگاه امام شهید، افول آمریکا فقط یک فرایند خودبه‌خودی نیست؛ بلکه با ایستادگی ملت‌ها و به‌ویژه با مقاومت جمهوری اسلامی نسبت دارد. ایشان بارها تأکید می‌کنند که آمریکا در چالش چهل‌ساله با جمهوری اسلامی به مقاصد اصلی خود نرسیده است: نه توانست سلطه قبل از انقلاب را بازگرداند، نه توانست نظام را ساقط کند، نه توانست ایران را از پیشرفت بازدارد، نه توانست نفوذ منطقه‌ای ایران را حذف کند.

در اندیشه امام شهید، مقاومت یک واکنش منفعلانه نیست؛ یک راهبرد فعال برای فرسایش اراده سلطه‌گر است.

یعنی وقتی آمریکا تحریم می‌کند و طرف مقابل تسلیم نمی‌شود، تحریم از ابزار قدرت به نشانه محدودیت قدرت تبدیل می‌شود.
وقتی آمریکا تهدید نظامی می‌کند اما وارد جنگ نمی‌شود، تهدید به علامت بازدارندگی طرف مقابل تبدیل می‌شود.
وقتی آمریکا جنگ رسانه‌ای راه می‌اندازد اما اراده اجتماعی فرو نمی‌ریزد، جنگ شناختی به شاخص شکست نرم تبدیل می‌شود.

بنابراین مقاومت، هزینه سلطه را بالا می‌برد؛ وقتی هزینه سلطه از فایده آن بیشتر شد، افول هژمونیک آغاز می‌شود.

در یک جمع‌بندی نهایی باید گفت افول آمریکا در نگاه امام شهید، روایت پایان یک کشور نیست؛ روایت پایان یک نوع سلطه است. مسئله این نیست که آمریکا فردا از صحنه جهان حذف می‌شود؛ مسئله این است که آمریکا دیگر نمی‌تواند مثل گذشته، اراده خود را به‌عنوان سرنوشت محتوم ملت‌ها جا بزند. جهان از نظم آمریکامحور عبور می‌کند و غرب آسیا یکی از اصلی‌ترین میدان‌های این عبور تاریخی است.

نویسنده: حجت‌الاسلام دکتر مهدی گرامی‌پور

عضو هیئت علمی دانشگاه قم

ارسال نظرات