حجتالاسلام پورامینی تبیین کرد؛
«الهیات امید» در اندیشه رهبر شهید
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، با تبیین «الهیات امید» در اندیشه رهبر شهید تأکید کرد: امید در نگاه ایشان نه یک مسئله روانشناختی یا اخلاقی، بلکه در سطحی الهیاتی و دارای جهانبینی جامع، فعال، عقلانی و تمدنساز است.
به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، حجتالاسلام محمدباقر پورامینی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در نشست علمی هم اندیشی علمی میراث کلامی رهبر شهید(ره)، با حضور جمعی از اساتید و پژوهشگران در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد، با موضوع «درآمدی بر الهیات امید در اندیشه رهبر شهید» به تبیین الهیات امید در اندیشه رهبر شهید انقلاب پرداخت.
وی با اشاره به عمیقترین پرسشهای بشر در عصر حاضر اظهار داشت: یکی از عمیقترین پرسشهایی که همواره دغدغه بشر بوده و در عصر حاضر با شدت بیشتری خودنمایی کرده، پرسش از امید است. ما در عصری زندگی میکنیم که خود غربیها آن را «عصر یأس» نامگذاری کردهاند. جنگهای ویرانگر، بحرانهای معنوی، تهدیدهای زیستمحیطی، بیعدالتیهای حاکم در جهان و فروپاشی پیوندهای انسانی، فضایی از ناامیدی و پوچی را بر زندگی فردی و اجتماعی انسان معاصر حاکم کرده است.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، افزود: در این شرایط، امید یک مسئله حاشیهای یا یک حالت روانی زودگذر و یک امر اخلاقی صرف نیست، بلکه یکی از بنمایهترین پرسشهای وجودی و تمدنی انسان معاصر است. این سوال مطرح است که آیا میتوان در دل این تاریکیها و در میان انبوه عوامل یأسآفرین، به آیندهای روشن امید داشت؟ این امید از چه منبعی نشأت میگیرد؟
ریشههای تاریخی شکلگیری الهیات امید در غرب
وی با اشاره به بستر شکلگیری مباحث الهیاتی جدید پس از جنگ جهانی دوم خاطرنشان کرد: عمده مباحث الهیاتی جدید بعد از جنگ جهانی دوم مطرح شد که عمیقترین بحران تمدنی تاریخ غرب است. تلفات عظیم جنگی و از همه هولناکتر، بمباران اتمی دو شهر در ژاپن توسط آمریکا در سال ۱۹۴۵ که در یک لحظه هزاران انسان بیگناه و غیرنظامی کشته شدند و تابش اتمی نسلها را دچار بیماری و مرگ کرد، تصویری از تمدنی ارائه داد که مدعی پیشرفت، صلح و حقوق بشر است.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، تأکید کرد: این فاجعه فقط به اعداد و ارقام و ویرانی مادی خلاصه نمیشد، بلکه ما شاهد فروپاشی ارزشهای به اصطلاح انسانی بودیم که غرب خود را داعیهدار پرچمداری آن میدانست. ثمره این بحران، حاکم شدن فضایی از یأس، پوچی و بیمعنایی در اندیشه غربی است.
حجتالاسلام پورامینی با اشاره به تلاشهای صورتگرفته در جهان مسیحیت برای پاسخ به بحران یأس گفت: در چند دهه اخیر، «الهیات امید» در غرب توسط متفکر پروتستان «مولتمان» مطرح شد. او که خود مدتی در زندانهای پس از جنگ جهانی دوم و در اردوگاه اسرای جنگی بود، کتاب «الهیات امید» را نوشت. اما این کتاب در چارچوب تفکر مسیحی نوشته شده و آکنده از کاستیهایی است؛ از جمله اینکه رویکردی منفعلانه دارد، سنتهای الهی حاکم بر تاریخ در آن مورد توجه نیست، صرفاً به رستاخیز و بازگشت مسیح باور دارد و از همه مهمتر، تبیین دقیقی از نقش فعال انسان در آن مشهود نیست.
امید در اندیشه رهبر شهید؛ بیپیشینه در جهان اسلام
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه پرداختن به الهیات امید در دستگاه فکری رهبر شهید امری بیپیشینه است، تصریح کرد: متفکران اسلامی اعم از شیعه و سنی به بحث امید پرداختهاند، اما در قالب یک دستگاه فکری منظم به آن اشاره نکردهاند. گرچه در دوره معاصر، متفکرینی همچون علامه طباطبایی و آیتالله مصباح به نوعی مباحث کلام اجتماعی و سنتهای الهی را مطرح کردهاند، اما بیشترین تمرکز را در گفتمان حضرت آقا میبینیم؛ گفتمانی قرآنبنیان، توحیدمحور و کنشمحور.
حجتالاسلام پورامینی با اشاره به پیشینه توجه رهبر شهید به مسئله امید اظهار داشت: در ادبیات الهیاتی حضرت آقا، این بحث نه فقط در چهل سال اخیر مطرح است، بلکه بنمایههای آن در کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» در سال ۱۳۵۳ مطرح شده است. امید، ضلع مهمی از جهانبینی ترسیمی حضرتآقاست.
وی با استناد به بیانات ایشان در سال ۱۳۷۴ در جمع نظامیان گفت: ایشان در ترسیم جهانبینی اسلامی، پنج وظیفه اصلی را مطرح میکنند: عبودیت و اطاعت خدا، هدف گرفتن تعالی انسانی، ترجیح فلاح و رستگاری اخروی، اصل مجاهدت و تلاش و مبارزه، و پنجم «امید به پیروزی در همه شرایط». بنابراین مباحث امید و امیدآفرینی از مباحث دهه اخیر حیات حضرت آقا نیست، بلکه از آغاز «طرح کلی» در طول این چهل سال همواره بیان شده است.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، با اشاره به بیانات رهبر شهید در سال ۱۳۷۶ افزود: ایشان میفرمودند «امید بزرگترین قوه محرکه انسان است؛ امید به پیروزی، امید به پیشرفت، امید به موفقیت هر انسانی را به حرکت وا میدارد.» همچنین فرمودند: «اگر شما بخواهید هر انسان فعال و سرزنده و شادابی را از حرکت بیندازید، کافی است او را ناامید کنید. اگر ناامید کردید، دستهای فعال سست میشود، زانوان فعال و استوار به لرزه در خواهد آمد.»
سه لایه بنیادین الهیات امید در اندیشه رهبر شهید
حجتالاسلام پورامینی مشخصات اصلی الهیات امید در اندیشه رهبر شهید را در سه لایه بنیادین تبیین کرد که بر اساس آیات قرآن شکل گرفته و آن را از الهیات امید مسیحی کاملاً متمایز میکند.
وی گفت: ایشان توحید را یک عقیده عملخیز و تعهدانگیز میداند؛ توحید تنها یک نگرشی بیتفاوت و غیرمسئول نیست، بلکه شناختی متعهد و بینشی فعال و سازنده است. همه ما به عینه بارها و بارها برخی از آیات الهی را از زبان حضرت آقا شنیدهایم که تأثیر عمیقی در امیدآفرینی مردم داشت، به ویژه آیه «إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا» (خدا با ماست) و «إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ» (همراه من پروردگارم است، مرا راهنمایی خواهد کرد).
حجتالاسلام پورامینی دومین لایه را سنت حتمی و تخلفناپذیر نصرت الهی دانست و گفت: وعدههای قطعی الهی در تاریخ تجلی پیدا کرده است و این یکی از جلوههای امیدآفرین است. نصرت الهی قطعی است و شامل همه نیروهای طبیعت و ماوراء طبیعت میشود. شرط نصرت، یاری کردن دین خداست، نه صرف ادعا یا انتظار.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، سومین و مهمترین وجه تمایز الهیات امید در اندیشه رهبر شهید با الهیات امید مسیحی را نقش فعال انسان دانست و گفت: آیه شریفه «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّیٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ» (رعد/۱۱) مهمترین وجه تمایز است. اگر خدا با ماست و وعده پیروزی داده، این نصرت در گرو همراهی و تلاش انسان است.
حجتالاسلام پورامینی در پایان به رویدادهای اخیر اشاره کرد و گفت: شما در این شصت و پنج روز اخیر مشاهده کردید که ملت ایران مقاومت را در میدان عمل نشان دادند و این نتیجه امیدباوری است که زعیم امت در طول زعامت بیش از سه دهه خود انجام دادند و آن حماسه بعثت شصت و پنج روزه ملت را آفریدند؛ مردمی که آیه الهی شدند برای نعمت عظمت و شوکت ایران اسلامی. این را میتوان یکی از جلوههای مهم الهیات امید دانست که از میراثهای کلامی حضرت آقاست.
ارسال نظرات