تابآوری اجتماعی؛ ظرفیت جامعه برای بازسازی خود در بحرانها
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، تابآوری اجتماعی را میتوان ظرفیت جامعه برای «تطبیق، سازگاری و بازسازی خود در مواجهه با تنشها و بحرانهای اجتماعی» دانست. این مفهوم به توانایی افراد، گروهها، خانوادهها و جامعه برای یادگیری از شرایط دشوار، سازگاری با تغییرات و مقابله با تهدیدها اشاره دارد. در سادهترین معنا، تابآوری اجتماعی بیانگر توان جامعه برای «آغاز دوباره» و بازگشت به وضعیت پایدار پس از بحران است.
عواملی مانند مهربانی اجتماعی، انعطافپذیری، سازگاری و سرمایه اجتماعی، هم در شکلگیری تابآوری نقش دارند و هم از پیامدهای آن محسوب میشوند. ازاینرو، جوامعی که از پیوندهای اجتماعی و اعتماد عمومی بیشتری برخوردارند، در برابر بحرانها توان بالاتری برای حفظ انسجام و کاهش آسیبها دارند. در بسیاری از مطالعات، بازگشت سریع جامعه به شرایط پایدار با کمترین آشفتگی و حفظ کارکردهای اساسی، یکی از مهمترین شاخصهای تابآوری اجتماعی بهشمار میرود.
تحولات تاریخی و بحرانها زمینه شکلگیری و تقویت ظرفیتهای اجتماعی را فراهم میکنند. در چنین موقعیتهایی، جامعه صرفاً مجموعهای از افراد نیست، بلکه بهمثابه یک نظام زنده و فعال عمل میکند که واکنش آن حاصل تعامل ساختارهای اجتماعی، شبکههای غیررسمی، باورهای فرهنگی و تجربههای مشترک است. ازاینرو، حضور ملت در لحظات تاریخی را باید پدیدهای چندبعدی دانست که ابعاد نهادی، فرهنگی، عاطفی و هویتی را دربر میگیرد.
نخستین لایه این فرایند، مشارکت اجتماعی و بسیج ملی است. تجربههای تاریخی نشان میدهد که حضور گسترده مردم در بحرانها تنها با دستورهای رسمی شکل نمیگیرد، بلکه با فعال شدن شبکههای اجتماعی محلی نیز تقویت میشود. این شبکهها، مانند محلهها، گروههای دوستان، انجمنهای داوطلبانه و اجتماعات مجازی، با ایجاد اعتماد، مسئولیتپذیری و احساس مشترک نسبت به تهدیدها، زمینه همکاری، همیاری و انسجام اجتماعی را فراهم میکنند.
اما مشارکت اجتماعی بدون پشتوانه معنایی پایدار نمیماند. در این میان، ایمان، امید و هویت دینی نقش مهمی در تقویت تابآوری جمعی دارند. باورهای دینی، سنتهای فرهنگی و روایتهای تاریخی میتوانند بحرانها را معنادار کرده و با ایجاد زبانی مشترک برای فهم رنج، احساس هدفمندی و امید را تقویت کنند. همچنین مفاهیمی مانند عدالتباوری، ایثار و فداکاری به کاهش اضطراب و افزایش تحملپذیری اجتماعی کمک میکنند.
تابآوری اجتماعی تنها به معنای تحمل فشار و مقاومت در برابر آسیبها نیست، بلکه نشاندهنده توانایی جامعه در تبدیل رنج به معنا و تقویت پیوندهای اجتماعی است. در این فرایند، افراد و گروهها با تفسیر معنادار بحرانها، روابط خود را تقویت کرده و از دل سختیها همبستگی، امید و اعتماد اجتماعی میسازند.
در ادبیات جامعهشناسی بحران، تابآوری یک وضعیت منفعل نیست، بلکه فرایندی فعال است که طی آن جامعه تجربههای دشوار را از طریق روایتهای مشترک، ارزشهای فرهنگی و الگوهای ارتباطی بازتعریف میکند؛ فرایندی که میتواند به کاهش فرسایش روانی و افزایش انسجام و همکاری اجتماعی بینجامد.
این فرایند معنابخشی در سطح نهادی و محلی، خود را در پیوند با خانواده، مسجد و محله نشان میدهد. خانواده نخستین کانون تولید امنیت روانی، اعتماد و همبستگی عاطفی است و با ایجاد حس تعلق و مراقبت متقابل، از فرسایش روانی افراد میکاهد. مسجد نیز بهعنوان نهادی دینی و اجتماعی، بحران را در چارچوب گفتمان صبر، امید و ایثار معنا میکند و با سازماندهی کمکرسانی و فعالیتهای داوطلبانه، همدلی را به عمل جمعی تبدیل میکند. محله نیز بهمثابه نزدیکترین سطح زیست اجتماعی پس از خانواده، بستر شکلگیری سرمایه اجتماعی و همکاریهای روزمره به شمار میآید. در نتیجه، حضور ملت و تابآوری اجتماعی در لحظات تاریخی، حاصل همافزایی سه سطح بههمپیوسته است: 1- مشارکت و بسیج اجتماعی، 2- معنا و هویت دینی و 3- نهادهای پایهای همچون خانواده، مسجد و محله.
در عین حال، باید توجه داشت که تابآوری اجتماعی همواره در بسترهای «فرهنگی و تاریخی خاص» شکل میگیرد و در جوامع مختلف یکسان نیست. در ایران، پیوند میان سنتهای دینی، حافظه تاریخی، تجربه انقلاب و جنگ و ساختارهای اجتماعی محلی، الگویی ویژه از مقاومت اجتماعی را پدید آورده است؛ الگویی که در آن عناصر معنوی، هویتی و اجتماعی بهصورت درهمتنیده عمل میکنند. ازاینرو، شیوه بروز تابآوری در ایران الزاماً مشابه الگوهای موجود در کشورهایی مانند لبنان یا عراق نیست، زیرا هر جامعه بر پایه پیشینه تاریخی، فرهنگی و نهادی خود، شکل متفاوتی از همبستگی و مقاومت را تجربه میکند.
در تحلیل جامعهشناختی حضور ملت در ایران، توجه به نقش فرهنگ ایرانی–اسلامی در تولید معنا، سازماندهی همبستگی و شکلدهی کنش جمعی ضروری است. این فرهنگ از طریق شبکههای اجتماعی سنتی، آیینها و نمادهای دینی، روایتهای تاریخی مشترک و نهادهایی مانند خانواده، مسجد و محله بازتولید میشود. از این منظر، تابآوری اجتماعی در ایران صرفاً واکنشی به بحران نیست، بلکه بخشی از یک الگوی فرهنگی و تاریخی ریشهدار است که مقاومت، همبستگی و معنابخشی به دشواریها را تقویت میکند.
زهره غفاری نژاد
منابع:
1. طالبی مقدم، رومینا سادات، (1400)، سرمایه اجتماعی و تاب آوری اجتماعی، انتشار سومین همایش ملی و اولین همایش بین المللی سرمایه اجتماعی و تاب آوری مقاله کنفرانسی، ص 452
1. Alexander, J. C. (2006). The Civil Sphere. Oxford University Press. Pp.18-3.45-31
2. Coleman, J. S. (1988). “Social Capital in the Creation of Human Capital.” American Journal of Sociology, 94, S95–S120.
3. Durkheim, É. (1995). The Elementary Forms of Religious Life. Translated by Karen E. Fields. New York: Free Press. (Original work published). Pp.208-221.،217-241
4. Norris, F. H., Stevens, S. P., Pfefferbaum, B., Wyche, K. F., & Pfefferbaum, R. L. (2008). “Community Resilience as a Metaphor, Theory, Set of Capacities, and Strategy for Disaster Readiness.” American Journal of Community Psychology, 41(1–2), Pp 127–150.
5. Pargament, K. I. (1997). The Psychology of Religion and Coping: Theory, Research, Practice. Guilford Press. Pp. 90–105
6. Putnam, R. D. (2000). Bowling Alone: The Collapse and Revival of American Community. Simon & Schuster. Pp. 18–28