دکتر ردادی مطرح کرد؛
جنگ رمضان؛ فرصتی طلایی برای تحول روابط مردم و حاکمیت
عضو هیأت علمی گروه مطالعات انقلاب اسلامی پژوهشکده فرهنگ و اندیشه اسلامی، با اشاره به شکلگیری سرمایه اجتماعی عظیم در ایام جنگ رمضان گفت: مردم ایران با وجود قطبیشدگی شدید پیش از جنگ، در مواجهه با تهدید مشترک، همبستگی کمنظیری از خود نشان دادند.
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، دکتر محسن ردادی، عضو هیأت علمی گروه مطالعات انقلاب اسلامی پژوهشکده فرهنگ و اندیشه اسلامی، در نشست بازاندیشی و ارزیابی نظری جنگ رمضان با موضوع درنگی در ابعاد سرمایه اجتماعی جنگ رمضان که روز گذشته به صورت مجازی برگزار شد، به تحلیل پدیده سرمایه اجتماعی در جنگ رمضان و بررسی افقهای پیش روی آن پرداخت.
دکتر ردادی در ابتدای سخنان خود با اشاره به وضعیت پیش از جنگ اظهار داشت: متأسفانه پیش از جنگ رمضان، کشور دچار قطبیشدگی شدیدی شده بود و سرمایه اجتماعی تا حد زیردادی دچار فرسایش گردیده بود. مردم نسبت به یکدیگر و نسبت به حاکمیت بدبین شده بودند.
وی افزود: اما با آغاز جنگ و احساس تهدید وجودی مشترک، ناگهان تمام تضادها و اختلافات به حالت تعلیق درآمد و مردم در یک «رالی برند لک» (گرد آمدن حول پرچم) کنار هم قرار گرفتند. عملاً شاهد بودیم که نزدیک به هفتاد شب متوالی، مردم با هر سلیقه و پوششی در خیابانها حضور یافتند و این یک پدیده بیسابقه بود.
طبیعت شکننده سرمایه اجتماعی خودجوش
عضو هیأت علمی پژوهشکده فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه این نوع سرمایه اجتماعی از جنس «خودجوش و عاطفی» است، هشدار داد: این همبستگی گرچه بسیار ارزشمند است، اما به شدت شکننده و موقت میباشد. معمولاً پس از پایان بحران، جوامع به وضعیت پیشین خود بازمیگردند و این پنجره فرصت بسته میشود.
وی خاطرنشان کرد: به فرمایش رهبر معظم انقلاب، اگر خداوند نعمت رهبر شهید را از ما گرفت، نعمت عظیم «مردم» را به ما هدیه داد. اگر نتوانیم از این نعمت پاسداری کنیم، قطعاً دچار مشکل خواهیم شد.
سه راهکار برای تثبیت سرمایه اجتماعی
دکتر ردادی برای تبدیل این سرمایه اجتماعی موقت به سرمایهای پایدار و ماندگار، سه راهکار اساسی ارائه کرد:
۱. تدوین کلانروایت ملی (اقدام شناختی):
وی تصریح کرد: نیازمند روایتی ملی و فراگیر هستیم که همه مردم با آن احساس همدلی کنند. در این روایت، دشمن (آمریکا و اسرائیل)، قهرمان (نیروهای مسلح و ملت ایران) و قربانی (مردم) به گونهای تعریف شوند که همه بتوانند خود را در آن سهیم بدانند. خطر بزرگ این است که این روایت توسط گروه خاصی مصادره شود و به روایت جناحی تبدیل گردد.
۲. تثبیت زیرساختهای اجتماعی (اقدام ساختاری):
عضو هیأت علمی پژوهشکده فرهنگ و اندیشه اسلامی تأکید کرد: دولت نباید مستقیماً زیرساختهای اجتماعی را بسازد، بلکه باید نقش «داربست» را ایفا کند؛ شرایط را تسهیل نماید تا گروههای اجتماعی مختلف بتوانند کنار هم قرار گیرند و پس از شکلگیری، خود را عقب بکشد.
۳. حکمرانی مأموریتگرا (اقدام تعاملی):
دکتر ردادی با اشاره به تجربه موفق «آسمان آبی پکن» در چین گفت: باید پروژههای ملی و ملموسی تعریف شوند که همه مردم با آنها همراه باشند و مردم و حاکمیت در کنار هم برای به سرانجام رساندن آن مأموریتها تلاش کنند. پایان موفق هر مأموریت مشترک، به معنای افزایش سرمایه اجتماعی است.
هشدار: سناریوی بدبینانه بازگشت به قطبیشدگی
وی در پایان با اشاره به تجربه تلخ حوادث دیماه ۱۴۰۴ (چند ماه پس از جنگ دوازده روزه) هشدار داد: اگر تدابیر لازم اندیشیده نشود، متأسفانه نه تنها سرمایه اجتماعی فعلی از دست میرود، بلکه ممکن است قطبیشدگی بسیار شدیدتری نسبت به گذشته در جامعه پدیدار گردد. از این رو، همه مردم و مسئولان باید برای پاسداری از این سرمایه عظیم الهی که در سایه خون شهیدان به دست آمده، مشارکت کنند.
ارسال نظرات