۲۱ تير ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۴
کد خبر: ۸۲۰۴۵۸
یادداشت؛

عزیزدُردانه خدا

عزیزدُردانه خدا
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در نوشتاری تحلیلی، جایگاه معنوی و مقام «عزیز» بودن رهبر معظم انقلاب را از منظر آیات قرآن و سنت الهی تبیین کرد.

به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، قائد مجاهدِ شهید با «عزیز» بود و «عزیز» شد. بنده و جنابعالی نیز اگر می خواهیم «عزیز» شویم، باید با«عزیز» باشیم، زیرا «عزیزِ مطلق» خداست: « إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا» (یونس:۶۵) و «عزتِ مطلق» و «مطلقِ عزت» دست اوست.

به راستی که عزت فردی، عزت اجتماعی اعم از اجتماع مَنزلی و مَدنی دست خداست، هرکه را او خواهد «عزیز» خواهد کرد«تُعِزُّ مَن تَشَاءُ»(آل عمرتن:۲۶) و او بر پایه سنت های خویش چنین خواهد کرد، زیرا نظام آفرینش را بر بنیاد قواعدی خلق کرد و خلقت را بر مدار آن تدبیر میکند و بر هستی قوانین الهی حاکم است و هیچ چیزی از دائره قواعد و قوانین الهی خارج نبوده و نیست و چیزی را یارای خروج از سنت های الهی نیست: « وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ» (یوسف:۲۱) و:« إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ»(طلاق:۳) و عزت انسان مومن پرتوی از عزت خداست که:« وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ»(منافقین:۸)

و ما در تجربه زیسته نیم قرن اخیر به چشم خویش دیده و با ذهن و ضمیر خود درک و دریافت کردیم که «خمینی کبیر» با «عزیز» بود و عزیز شد و «خامنه ای شهید» نیز با «عزیز» بود و «عزیز» شد، زیرا خمینی و خامنه ای هرگز تسلیم نفس اماره و مسوله از درون نشده و زیربار نفوذ و سلطه شیاطین برون جِنی و اِنسی نشدند و در واقع نفوذناپذیر و سلطه نابردار بودند و در حقیقت مظهر اسم«عزیز» شدند.

آنان «عبدصالح» خداشدند که« إِلَهِی کَفَى بِی عِزّاً أَنْ أَکُونَ لَکَ عَبْداً»( صدوق، خصال ج ۲، ص ۴۵۲ ور.ک: مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۷ ،ص ۴۰۰) و خدا نیز ربوبیت و ولایتشان را بعهده گرفت که:« وَ کَفَى بِی فَخْراً أَنْ تَکُونَ لِی رِبّا»(همان). بدین سان روشن می شود که راه عزت عبد از «عبودیت» می گذرد که «ذلّت عبودیّت و عزّت ربوبیّت» را بدنبال دارد، زیرا امام صادق علیه السلام: «العبودیه جوهره کنهها الرّبوبیّه»( مصباح الشریعة و مفتاح الحقیقة، ص ۵۳۶، باب صدم در حقيقت عبوديت) و قائد شهید نیز الحق والانصاف از رهگذر بندگی مخلصانه خدا یا ذل عبودیت به عز ربوبیت نائل آمد و با «عزیز» زیست، عزیزانه زندگی کرد و اکنون «عزیزدُردانه» آن «عزیزِ سرمدی» شد.

آنگاه که ولی امر مسلمین، رهبر حکیم، هوشمند و مجاهد ما«عزیزدِردانه» خدا شد، خدا او را سرِدست گرفت و بربالای دستها برد که« يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»(فتح:۱۰) و خدا کاری کرد که عالمان ربانی، فقیهان سترگ، دانشمندان بزرگ و اندیشمندان نامدار جهان اسلام او را بر سرِ دست گیرند(منابع رسمی جمعیت و تشییع کنندگان تمدنی را حدود ۴۱ تا ۴۳ میلیون نفر برای مجموع شرکت‌کنندگان در تهران، قم، مشهد و عراق( نجف و کربلا) تأیید می‌کنند). و سران و مسئولان بسیاری از کشورهای متکثر و مختلف جهان تکریمش کنند.

امام خامنه ای عزیز، آن مجاهدِ شهیدِ تمام عیار در تمامی مراحل زندگی و ادوار حیات با برکتش عزیزانه زیست و در برابر طواغیت درون و برون تسلیم نشد، او جهاد اکبر و اصغر را به هم پیوند زد و با «جهاد کبیر» معارف ناب اسلامی را تبیین و فرهنگ و ارزش های ناب دینی را تبلیغ و ترویج کرد. در جنگ نرم و روایت ها یک تنه و راست قامت و استوار روشنگری کرد و در برابر جبهه استکباری، نظام سلطه و رژیم غاصب صهیونی مقاومت تاریخی وتاریخ سازانه کرد و «رهبر جاودانه جبهه مقاومت» شد.

امام خامنه ای چنان «عزیزدُردانه» خدا شد که خدا او را در آسمانها نیز سر دست گرفت و به فرشتگان نشان داد و و آنها را مخاطب قرار داد که یادتان هست که گفتم« إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ»(بقره:۳۰)؟ این« فوق فرشته» یکی از مصادیق آشکار همان « إِنِّي أَعْلَمُ » بود که « مَا لَا تَعْلَمُونَ».

و در زمین و میان زمینیان نیز او را سرِدست گرفت و به همگان نشان داد که این انسان نیز« نِعْمَ الْعَبْدُ»(ص:۳۰) هست که چون سلیمان پیامبر علیه السلام در زمان خویش عمل کرد و به واقع: «إِنَّهُ أَوَّابٌ» (همان) بود، از سوی دیگر مانند خضر علیه السلام« عَبْدًا مِنْ عِبَادِنَا»(کهف:۶۵) بود و پیرراه و راهنما و رهبر مومنان و مجاهدان شد که نه تنها شیعیان، بلکه تمامی مسلمین، بلکه بالاتر تمامی عدالت باوران و آزادی خواهان جهان او را دوست داشته و دارند(منابع رسمی جمعیت حدود ۴۱ تا ۴۳ میلیون نفر را برای مجموع شرکت‌کنندگان- در یک بازه ۶ ‌روزه و در ۵ شهر تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد – را تعیین کردند) و اگر در کشورهای اسلامی، حتی برخی کشورهای اروپایی و آمریکا نیز تشییع می شد با استقبال کم نظیر مشتاقان خویش مواجه می شد. این گونه هست که خدا بنده مومن و عامل صالحِ مجاهد خود را چنان محبوب دلها کرد« إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا»(مریم:۹۶) که عزیزِ دل همه انسانهای آزاده جهان و آدمیان با فطرت سالم شد. آری محبوب شدن و عزیز بودن و عزیز ماندن تنها در دست خداست و انسانِ خدایی، عزیز دل و جان خلقِ خدا خواهد شد. قائد شهید امت اسلامی، اهل تهجّد بود و از این رهگذر در مرتبه خود به «مقام محمود» راه یافت:

« وَ مِنَ الَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّک عَسَی أَن یَبْعَثَک رَبُّک مَقَاماً مَّحْمُوداً» (اسراء:۷۹)، اهل استغفار سحرگاهانه بود: «وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ» (ذاریات:۱۸) و به واقع مصداقی از: «كانُوا قَلِيلًا مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُونَ» (ذاریات:۱۷) شد و:« إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئًا وَأَقْوَمُ قِيلًا »(مزمل:۶)را تجربه وجودی کرد و با تمام وجودش آیات بینات: «إنَّ لَکَ فِی النّهَارِ سَبْحًا طَوِیلًاوَاذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ وَتَبَتّلْ إِلَیْهِ تَبْتِیلًارَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاتّخِذْهُ وَکِیلًا»(مزمل:۷-۹) را در متن زندگی فردی و اجتماعی، بویژه مبارزات سیاسی و مقاومت در برابر استکبار جهانی درک وجودی کرد و در حقیقت مصداق باهر: « إنّ الجِهادَ بابٌ مِن أبْوابِ الجَنّةِ فَتَحَهُ اللّه ُ لِخاصَّةِ أوْليائهِ» (نهج البلاغه:خ ۲۷) شد، از اولیای الهی بود و به بهشت دیدار با خدا راه یافت: « فَادْخُلِی فِی عِبَادی وَادْخُلِي جَنَّتِي» (فجر:۲۹-۳۰) و اینگونه بود که او «عزیزدُردانه خدا» شد و اکنون در کوی امام هشتم و قبله هفتم یعنی امام رضا علیه السلام آرمیده و چه خوش سرود که:

دیری است زآشیانه جدا مانده‌ای «امین»
غُربت بس است، رو سویِ آن کوی و بام کن
دانم که مُستمَند و تهی‌دست و بی‌کسی
از بارگاه فیضِ رضا(ع) توشه وام کن
و آنجا که آمد و شد خیلِ ملائک است
کُنجی گُزین و تا به قیامت مُقام کن

حجت‌الاسلام محمدجواد رودگر، عضو هیأت علمی گروه عرفان و معنویت پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

ارسال نظرات