۱۶ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۵:۲۷
کد خبر: ۸۱۳۹۱۹
حجت الاسلام خان محمدی در گفت‌وگو با رسا مطرح کرد؛

تحلیل جامعه‌شناختی دین از منظر غربی‌ها

تحلیل جامعه‌شناختی دین از منظر غربی‌ها
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع)، به تشریح و تبیین نظریات امیل دورکیم، جامعه‌شناس فرانسوی، درباره ماهیت دین و فرهنگ پرداخت.

حجت‌الاسلام کریم خان‌محمدی، عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم (ع)، در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، به تشریح و تبیین نظریات امیل دورکیم، جامعه‌شناس بزرگ فرانسوی، درباره ماهیت دین و فرهنگ پرداخت.

وی با اشاره به جایگاه آگوست کنت به عنوان بنیان‌گذار جامعه‌شناسی، سیر تحول اندیشه‌های کلاسیک و جدید را ترسیم کرد و دیدگاه‌های دورکیم را در مقابل نظرات مارکس قرار داد.

تفاوت رویکرد دورکیم و مارکس

حجت‌الاسلام خان‌محمدی در این گفت‌وگو اظهار داشت: نظریه‌های فرهنگی ریشه در جامعه‌شناسی کلاسیک دارند. اگر آگوست کنت را بنیان‌گذار این علم بدانیم، می‌توانیم امیل دورکیم و کارل مارکس را در دو قطب متفاوت بررسی کنیم. دورکیم نماینده مکتب کارکردگرایی، محافظه‌کاری لیبرال و جامعه‌گرایی است، در حالی که مارکس دیدگاهی رادیکال و تضادگرا دارد.

وی افزود: دورکیم چهار کتاب شاخص دارد که شامل «قواعد روش جامعه‌شناسی»، «تقسیم کار اجتماعی»، «خودکشی» و «صور ابتدایی حیات دینی» است. برای استخراج نظریه فرهنگی دورکیم، باید به کتاب چهارم، یعنی «صور ابتدایی حیات دینی» رجوع کرد.

سکولاریسم فلسفی و اصالت جامعه

عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم (ع) با تأکید بر دیدگاه سکولار دورکیم توضیح داد: از نظر دورکیم، دین بخشی از فرهنگ است که رنگ و بوی دینی به خود گرفته و لزوماً از آسمان نازل نشده است. او از نظر فلسفی سکولار است؛ به این معنا که ماوراء را قبول ندارد و معتقد است حقیقت تنها در عالم ماده نهفته است. دورکیم هم‌سفر با کانت که می‌گفت "خدا را انسان آفریده است"، اصالت را به "جامعه" می‌دهد. از نظر او، انسان در انزوا معنا ندارد و اگر در جامعه و خانواده تربیت نشود، از حالت انسانی خارج شده و زندگی‌ای شبیه به حیوانات خواهد داشت. نمونه‌های تاریخی مانند کودکی که در جزیره‌ای منزوی یا با حیوانات بزرگ شده، نشان می‌دهد که بدون اجتماعی شدن، فرد به انسان تبدیل نمی‌شود.

ریشه‌های سه‌گانه دین از نگاه دورکیم

حجت‌الاسلام خان‌محمدی سه دلیل اصلی گرایش انسان به دین را بر اساس یافته‌های دورکیم در کتاب «صور ابتدایی حیات دینی» برشمرد:

۱. ترس ناشی از جهل: دورکیم معتقد است دین ناشی از ترس انسان‌های اولیه از پدیده‌های طبیعی است. آن‌ها برای تسکین این ترس به عبادت و قربانی‌پردازی روی آوردند. عبادت به معنای کرنش است و نماد آن، پیش‌کش کردن هدایایی مانند محصولات در رودخانه‌ها یا قربانی کردن حیوانات بود. دورکیم تأکید می‌کند که هرگاه جهل جای خود را به علم دهد، ترس از بین رفته و پدیده از حیطه دین خارج می‌شود.

۲. تجربه خواب و رؤیا: علت دوم، تجربه رؤیا است. انسان‌های اولیه با مشاهده رویاها به این باور رسیدند که همه چیز دارای روح است (رب‌النوع‌ها). آن‌ها برای هر گیاه یا شیء روحی قائل شدند و به تدریج این باورها منجر به شکل‌گیری مفهوم خدای یگانه شد. بنابراین، باور به ماوراء ریشه در جامعه و تجربیات انسانی دارد.

۳. توتمیسم و هویت‌سازی: علت سوم، توتمیسم است. گروه‌های قبیله‌ای خود را از نسل حیوان یا شیء خاصی (توتتم) می‌دانستند. این توتتم نقش هویت‌بخشی داشت و گروه را از دیگران متمایز می‌کرد. در کنار توتتم، "تابو" یا محرمات شکل می‌گرفت؛ مثلاً گروهی که خود را فرزند کانگورو می‌دانست، گوشت آن را بر خود حرام می‌کرد. ماهیت دین در اینجا، ایجاد هویت مشترک و یکپارچگی گروهی بود.

کارکرد دین در ایجاد همبستگی اجتماعی

حجت‌الاسلام خان‌محمدی در جمع‌بندی گفت: دورکیم با مقایسه ادیان امروزی و گذشته، نشان می‌دهد که عناصر اصلی مانند عبادت، باورها و محرمات در هر دو مشترک است. کارکرد اصلی دین در جامعه، ایجاد همبستگی و انسجام اجتماعی است. اگرچه جوامع مدرن بر اساس نیازمندی‌های متقابل (تقسیم کار) کنار هم قرار گرفته‌اند، اما ریشه‌های همبستگی آن‌ها به همین مکانیسم‌های دینی و نمادین در گذشته بازمی‌گردد. در مقابل، مارکس دین را ابزاری برای انقیاد طبقاتی می‌داند، اما دورکیم آن را یک "دروغ مصلحت‌آمیز" می‌نامد که جامعه برای برآوردن نیازهای خود خلق کرده است.

ارسال نظرات