۲۶ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۹
کد خبر: ۸۱۱۸۴۷
یادداشت؛

صحبت درگوشی با مخاطبان رسانه بلدم

صحبت درگوشی با مخاطبان رسانه بلدم
در این زمان که بستر تغییر برخی اخلاقیات و آداب اجتماعی بیش از گذشته فراهم است و مغز و قلب‌های ایرانی بیش از پیش آماده پذیرش حق است در آموزش سواد رسانه کوتاهی نکنیم و غرسهای شوم دشمن را از پیدا و ناپیدا، کوچک و بزرگ و ریز و درشت، شناسایی و ریشه کن کنیم.

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا،  مشاهده میدانی حضور مردم عزیز و فهیم ایران در صحنه اجتماع، علاوه بر نشان دادن ادراک تمدنی ایشان از جایگاه تاریخی‌شان، گاهی نکات ریزتر، ریشه‌ای‌تر و در عین حال مهم‌تری را در درون خود نمایندگی می‌کند که مایلم با شما دوست رسانه بلدم بصورت درگوشی درمیان بگذارم.

گویی شعارها امروز بیش از گذشته شعور مردم را آبیاری می‌کند و طریق ورود به مرحله درونی شدن اجتماعی‌اش را طی می‌نماید. این مهم بصورت کاملا واضح و شفاف، نشانگر بلوغ چهل ساله ملت غیور ایران اسلامی است. وظیفه تئوریسین‌های فرهنگی در این میدان اینست که خار و خاشاک و ابهامات این مسیر پرپیچ و خم به سوی قله سعادت را بزدایند و گذار از این دوران را برایشان شیرین‌تر از عسل نمایند.

الکساندر لنون در کتاب "نبرد برای قلب‌ها و مغزها"، می‌نویسد:« برای تسخیر سرزمین یک ملت، ابتدا باید سرزمین ذهن و قلب آن ملت تسخیر شود». این جمله مهم، دکترین آمریکا و به تبع آن متحدان اروپایی‌اش را در مقابل "دیگری" (یعنی همان دشمنانشان)، فاش کرد. این دشمنان، شامل هر کشور و قوم و طایفه‌ای غیر از مجموعه خودشان است. شاید یکی از اولین و کاری‌ترین جنایت‌ در مورد مردم غیور و در عین حال "دیگری" دوست ایران، کاشتن تخم نفاق و تفرقه از طریق تخصیص صفات زشت و بد به تک‌تک اقوام و شهرهای ایران بود؛ بصورت کاملا خزنده، نرم و کاملا ناپیدا. جنگ شناختی مرموزی که کمتر کسی شاید به دنبال ریشه و سرمنشاء آن برود و چه بسا آنرا در ناخودآگاهش بدیهی و در قالب طنز و فکاهی تلقی کند. خداوندگاران رسانه،  خوب می‌دانستند مدیریت محتوا در جنگ‌های شناختی، با قلب و مغز مخاطب چه می‌کند. آنها با تکنیک القاء و اقناع پیش رفتند و آن صفات ناپسند را به خورد مغزهای بی‌دفاع و دل‌های پر احساس ایرانیان دادند.

مغز و قلب، استعاره از دو ساحت احساس و استدلال است که می‌توان با دستکاری هرکدام تفکر و تعقل صحیح را از مخاطب دزدید و بر احساساتش موج‌سواری کرد.

درست است که اقوام ایرانی به مهمان دوستی و غریب نوازی در دنیا شهره‌‌اند اما گاهی وقتی لایه‌های زیرین برخی ذهنیت‌ها، رفتارها و گفتارها را می‌‌کاویم، متوجه وجود برخی رگه‌های باریکتر زمو که در ناخودآگاه ایرانیان نقش بسته می‌شویم. شاید در برخورد اول بگوییم شوخی است و سرسری از کنارش عبور کنیم ولی باید بپذیریم دستان نامرئی، ناخودآگاه ایرانی را دستکاری کرده، این بذر نامبارک را کاشته و گاهی در رفتار، کنش و ذهنیت ما خودنمایی می‌کند.

چقدر خوب است در این زمان که بستر تغییر برخی اخلاقیات و آداب اجتماعی بیش از گذشته فراهم است و مغز و قلب‌های ایرانی بیش از پیش آماده پذیرش حق است در آموزش سواد رسانه کوتاهی نکنیم و غرسهای شوم دشمن را از پیدا و ناپیدا، کوچک و بزرگ و ریز و درشت، شناسایی و ریشه کن کنیم.

بنت الهدی چیانی دانش‌آموخته ارشد فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم(ع)

ارسال نظرات