۱۴ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۸
کد خبر: ۸۱۱۱۴۴

بی‌وطنان لاعلاج!

بی‌وطنان لاعلاج!
امروز، اوضاع حق و باطل برای اهل فهم و خردمندان، هیچ وقت این‌گونه شفاف و آشکار نبوده است؛ اما صد عجبا که در این میان، برخی هستند که گویی در خوابی گران و مرگبار فرو رفته‌اند.
به گزارش خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، امروز، صحنۀ تاریخ ایران اسلامی، عرصۀ تجلی آشکارترین جدال حق و باطل است. آنجا که خون پاک جوانان این مرز و بوم بر سنگ فرش خیابان‌ها ریخته می‌شود، حسینیه‌ها و کانون‌های ایمان به آتش کشیده می‌شود و خاک پاک حسینیۀ اعظم زنجان که آوازه جهانی دارد نیز از گزند حمله دشمنان مصون نمی‌ماند، دیگر جای هیچ پرده‌پوشی و تردیدی بر حق بودن ایران اسلامی و حکومت آن نیست.
 
جنایتکاران امروز، همان یزیدیان زمانند که نه رگی از عرق وطن در تن دارند و نه دردی از درد ملت در دل. آنان که بر کشته شدن هموطنان خود پایکوبی می‌کنند، از جنس همان بی‌ریشه‌هایی هستند که در طول تاریخ، خدمت به بیگانه را بر جان‌نثاری برای میهن ترجیح داده‌اند.
 
بی‌وطنان لاعلاج!
 
امروز، اوضاع حق و باطل برای اهل فهم و خردمندان، هیچ وقت این‌گونه شفاف و آشکار نبوده است. هنگامی که رئیس‌جمهور آمریکا با صراحت، چشم طمع به منابع این سرزمین دوخته و بمباران شهرها و روستاهای ایران را رسماً می‌پذیرد و تاکید می کند که می خواهد ایران را به عصر حجر برگزداند، دیگر چه جای تردید در نیّت پلید استکبار جهانی است؟ درحالی که حتی رسانه‌های دشمن، فریاد برمی‌آورند که «دولت ما تروریست است و کودکان بی‌گناه را در مدارس به قتل می رساند». واقعا چگونه می‌توان ادعا کرد که نیروهای مسلح ایران، پناهگاه‌های انسانیت را به انبار سلاح تبدیل کرده‌اند؟ این همه، نمایشی از یک حقیقت تلخ است. و آن حقیقت این است که دشمن، نه فقط به خاک، که به شرافت و حقیقت نیز حمله ور شده است.
 
با وجود همه مصادیق موجود از حق و حقیقت در نبرد ایران اسلامی با دشمنان خود، اما صد عجبا که در این میان، برخی هستند که گویی در خوابی گران و مرگبار فرو رفته‌اند. اینان، همان «بی‌وطنان لاعلاج»‌اند. کسانی که روزی برای کوچک‌ترین موضوعات نامربوط، زبان به اعتراض می‌گشودند و خود را دلسوز ملت جلوه می‌دادند، امروز در برابر شهادت رهبر فرزانه، فرماندهان غیور و مدافع میهن، کودکان معصوم میناب و دیر جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی سکوتی مرگبار اختیار کرده‌اند.
 
بی‌وطنان لاعلاج!
 
وقتی گرگ جزیرۀ حرام‌زادگان به کشور نجیب‌زادگان یورش می‌برد، اینان نه تنها فریاد دفاع از میهن برنمی‌آورند، که گاه زبان به توجیه تجاوز و دفاع از حقوق مهاجمان می‌گشایند! گویی از عقل و وجدان بی‌بهره‌اند و رسانه‌های بیگانه، عقل و اراده‌شان را به غارت برده است. کسانی ک به هر بهانه ای هشتک نه به اعدام می زدند و برای هر چیز ناچیزی قیل و قال به راه می انداختند؛ اما با گذشت بیش از یک ماه از تجاوز و جنایت دشمنان به ایران اسلامی هیچ موضعی نگرفتند.
 
اینان، دیگر نه قابل هدایت اند و نه شایسته همراهی. دل‌هایشان از کینه و کوردلی انباشته و چشم‌هایشان بر حقیقت کور گشته است. آنجا که خون شهیدان بر زمین می‌ریزد و آتش بمباران دشمن، خانۀ امن مردم را ویران می‌کند، اینان همچنان در وادی اوهام و تعلقات بیگانگان سرگردان‌اند. تاریخ نشان داده است که چنین افرادی، تا هنگام مرگ خفت‌بارشان نیز به خود نمی‌آیند؛ چرا که روحشان پیش از جسمشان مرده است.
 
حقا که دشمن دانا بهتر از دوست نادان است. دوستی که در روزهای سخت، پشت به میهن کند و زبان به حمایت از دشمن بگشاید، از هر خنجری کشنده‌تر است. امروز، مرز میان حق و باطل، میان وفاداری و خیانت، میان ایمان و کفر، آن‌چنان آشکار است که سکوت در برابر این همه جنایت، خود حکم همدستی با جفاکاران را دارد.
 
بی‌وطنان لاعلاج!
 
پس ای بی‌وطنان لاعلاج! بدانید که تاریخ، قضاوت خود را خواهد کرد. ملتی که در کوران این آزمون بزرگ، استوار و یکپارچه ایستاده است، هرگز نامی از شما در زمرۀ یاوران خود ثبت نخواهد کرد. شما نه تنها درمان‌ناپذیرید، که خود به عاملی برای تداوم درد ملت تبدیل شده‌اید. راه شما، راه نابودی و خواری است و راه ما، راه شهدا و مقاومت و راه پیروزی نهایی حق بر باطل.
 
«قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ» به راستی که راه راست از راه نادرست، آشکار شده است.
 
نویسنده: سعید چراغی
ارسال نظرات