چرا امروزه کمتر با چهرههایی شبیه علامه مصباح روبهرو هستیم؟
به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، چرا امروز کمتر «علامه مصباح» داریم؟ هر سال که به سالگرد ارتحال علامه مصباح یزدی میرسیم، یک سؤال ساده اما جدی دوباره جلوی چشمم میآید؛ چرا امروز در فضای فکری و علمی کشور، کمتر با چهرههایی شبیه او روبهرو هستیم؟ متفکرانی که هم عمق نظری داشته باشند، هم اهل موضعگیری باشند و هم از هزینهدادن نترسند.
بهعنوان یک دانشجوی دکتری، وقتی فضای دانشگاه و حتی حوزه را نگاه میکنم، میبینم اغلب یا با «دانشمند بیمسأله» طرفیم یا با «کنشگر بیپشتوانه فکری». کمتر کسی حاضر است هم فکر عمیق تولید کند و هم آن فکر را وارد میدان اجتماعی و سیاسی کند. این دقیقاً همان نقطهای بود که علامه مصباح در آن ایستاده بود.
واقعیت این است که متفکر تراز، محصول فضای امن و خنثی نیست. علامه مصباحیزدی برای اندیشهاش هزینه داد، تخریب شد، متهم شد، اما عقب ننشست، اما امروزه بسیاری ترجیح میدهند بیحاشیه بمانند؛ مقاله بنویسند، ارتقا بگیرند، اما وارد منازعات فکری جدی نشوند.
نتیجهاش هم روشن است؛ فقر نظری در بزنگاههای حساس.مسأله دیگر، ترس از «برچسب خوردن» است. در زمانهای که موضع داشتن مساوی است با هزینه دادن، طبیعی است که بسیاری سکوت را به تفکر علنی ترجیح دهند. اما تاریخ نشان داده جامعه بدون متفکران شجاع، ناچار هزینههای سنگینتری خواهد داد.
شاید علامه مصباح برای همه دوستداشتنی نبود، اما قطعاً قابل چشمپوشی هم نبود. او مسألهدار بود، جهتدار بود و برای جهتش استدلال داشت. امروز اگر فقدان چهرههایی شبیه او حس میشود، نه بهخاطر نبود استعداد، بلکه بهخاطر نبود اراده برای ایستادن است.
از ویژگیهای شخصیتی و فکری علامه مصباح نگاه مسأله محور به جامعه و فرهنگ بود نکته ای که در جامعه امروزی کمتر به آن توجه میشود. انسانهای باسواد، متفکرو ایده پردازی که در جامعه و فضای رسانه ای ابراز اندیشه و تفکر کرده و در رسانه ها و فضای مجازی نطق میکنند و اصطلاحا تریبوندار هستند نباید نسبت به مسأله نگری بیتفاوت باشند. باید از پرداختن به مسایل حاشیه ای و غیر تاثیر گذارو پراکنده دوری کنند.
علامه از معدود افرادی بود که به اصل باورمند به هزینه دادن برای حق ایمان داشت و در جهت اجرای این مؤلفه کوشید و تا پای جان ایستادگی کرد و نقش خود را به عنوان طلبه در حوزه علمیه قم به درستی ایفا کرد و الگویی برای دیگر طلاب و روشنفکران و ایدهپردازان درعرصه فرهنگ و تمدن شد.
جایگاه اجتماعی علامه مصباح به قدری با نفوذ است که نمیتوان آن را نادیده گرفته در عین حال شخصیتی محل اختلاف نظر، هم مورد حمایت جدی وهم نقد شدید دارد، اما حتی منتقدانش نیز معمولاً به عمق علمی وجدیت فکری او اذعان دارد. شاخصهای که در جامعه امروزی کمتر با آن روبه هستیم. چند درصد متفکرین و اندیشه پردازانی که اکنون در جامعه فعالیت می کنند روحیه و شخصیتی شبیه به علامه مصباح دارند؟
دانشجویان و نظریه پردازان و افرادی که در فضای رسانه فعالیت دارند و سخنرانی یا یادداشتنویسی میکنند باید دراین عرصه خویش را نزدیک به مبانی فکری و شخصیتی علامه مصباح ببینند تا به مرزهای تاثیر گذاری بر جامعه و عموم مردم برسند. کسی که از معدود متفکرانی که نامش فراز تر از حوزه علمیه وارد فضای عمومی و رسانه ای شد.
از اصول رفتاری علامه که میتوان از آن الگوهای فراوان گرفت دفاع جدی از ولایت فقیه و اسلام سیاسی است. مناظره ها سخنان و نوشته هایی که از ایشان در خصوص این مولفه ها و اصول اساسی دینی موجود میباشد گواه تلاش ایشان در این زمینه ها میباشد. اگر گریزی بزنیم به آثار نویسنده های حوزوی و دانشگاهی معاصر در این عرصه آیا مخاطبین را تغذیه علمی میکند یا خیر؟
علامه مصباح تلاش کرد انقلاب اسلامی را صرفا یک حرکت سیاسی نبیند، بلکه آنرا مبتنی بر مبانی عمیق فلسفی و اعتقادی تبیین کند بهگونهای که بر نسل جوان آن روزگار تاثیر قلبی گذاشت و حتی اگر نوجوانان و جوانان امروز و معاصر به مطالعه و تفکر در آثار ایشان روی بیاورند وبا اندیشه یک مأنوس شوند شاهد انقلاب فکری و فلسفی در جامعه خواهیم بود.
همچنین ایشان از نظریه پردازان فکری جریان انقلاب اسلامی به ویژه در دهه های پس از انقلاب بود. نکته ای که می توان آن را در جهت استمرار و قوت بخشی عمیق فکری و فلسفی انقلاب و گفتمان انقلابی الگو قرار داد چه در عرصه حوزه و چه در دانشگاه و حتی در فضای عمومی کشور.
پرسش های بنیادینی که با آن مواجهیم اینست که چرا در دوره جدید انقلاب و اصل جهاد تبیین جای علامه مصباح ها خالی است؟ فردی که بنیان گذار موسسات علمی و فقهی و آموزشی و پژوهشی در کشور بود. شخصیت مهمی که در تربیت نسل جدیدی از طلاب و پژوهشگران علوم انسانی اسلامی نقش عمیقی داشت و انسانی نادر در زمینه تدریس مستمر فلسفه، اخلاق و کلام برای دهه ها بود. چرا دیگر در حوزه های علمیه شاهد متفکرین همچون علامه مصباح نیستیم ؟ریشه این اشکال کجاست؟
در انتهای یادداشتم لازم می دانم 3 معضلی را که باعث شده امروزه کمتر علامه مصباح داشته باشیم بهطور خلاصه ریشه یابی و آسیب شناسی کرده و نظر خودم را بیان کنم:
1.هزینهگریزی فکری؛ وقتی سکوت امن تر از اندیشیدن است
هنگامی که فضای دانشگاه و حوزه را مشاهده میکنیم اولین چیزی که به چشم میآید این است که هزینه دادن برای فکر کردن دیگر مد نیست. خیلیها حرف دارند، تحلیل دارند، حتی نقد های جدی و جدیدی نسبت به مسایل اساسی و سیاست اسلامی دارند اما ترجیح میدهند در جمع های خصوصی بماند. چون تجربه به ما یاد داده اگر موضع شفاف بگیری یا برچسب میخوری یا از بعضی مسیر ها کنار گذاشته میشوی. طبیعی است که در این فضا سکوت امن تر از حرف زدن باشد. علامه مصباح اما اهل این ملاحظات نبود سخنش را میگفت و پایش هم میایستاد.
2.جدایی تفکر عمیق از مسأله اجتماعی
نکته دوم حایز اهمیت در این ریشه یابی فاصله ای است که بین فکر عمیق و مسأله واقعی جامعه افتاده است.افراد زیادی درس میدهند و مقاله مینویسند اما غافل از اینکه دوایی به درد فکری جامعه باشد یا برعکس مدام در فضای رسانه سخن میگویند اما حرف آنها پشتوانه نظری ندارد. چیزی که علامه مصباح را متفاوت کرد همین بود که فلسفه و کلام را برای پاسخ به سوال های زمانه میخواست، نه صرفا برای کلاس و امتحان و تدریس.
3.نبود زیست تمدنی در تربیت نخبگان
علامه مصباح محصول یک زیست فکری بلندمدت بود. حقیقت اینست که مسأله به خود ما برمیگردد. به نوع تربیت نخبگانی که داریم. واقعیت این است که امروز بیشتر به دنبال خروجی سریع هستیم. مقاله، امتیاز، رزومه، دفاع از پایان نامه یا تز.
اما اندیشه ای از جنس علامه مصباح با این ضربالعجلها شکل نمیگیرد. ایشان سالها ممارست، شاگردی، تدریس، مناظره و درگیری با مسایل بنیادین داشت. در چنین فضای معاصر، متفکر تمدنی شکل نمیگیرد، چون اندیشه تمدنی صبر می خواهد، انباشت می خواهد و افق بلند.
علامه مصباح به آینده فکری جامعه فکر میکرد، نه رزومه شخصی. وقتی نظام آموزشی ما بیشتر به خروجی های سریع پاداش می دهد تا عمق و ماندگاری، طبیعی است که مصباح ها کمتر شوند.
سالگرد علامه مصباح فقط برای بزرگداشت گذشته نیست؛ تلنگری است برای امروز ما. اینکه اگر متفکر تراز نمیبینیم، شاید باید اول از خودمان بپرسیم: آیا حاضریم مثل آنها فکر کنیم، حرف بزنیم و هزینه بدهیم؟
جامعه اگر امروز کمتر علامه مصباح دارد، نه به خاطر نبود استعداد، بلکه به خاطر ترس از هزینه، گسست فکر از جامعه و فقدان تربیت تمدنی است. علامه مصباح یک استثنا نبود یک معیار بود و شاید مسأله این است که امروز کمتر حاضر به زندگی کردن با آن معیار هستیم. کمتر کسی حاضر است برای فکرش هزینه بدهد، کمتر کسی حوصله فکر عمیق دارد و کمتر کسی نگاه بلند مدت تمدنی دارد. علامه مصباح یک فرد خاص نیست بلکه یک سبک اندیشیدن است. سبکی که این روزها کمتر جرات میکنیم سراغش برویم.
یادداشت از: جواد طلوع رضائی صفار، دانشجوی دکتری مطالعات تمدنی دانشگاه باقرالعلوم(ع)