۲۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۲
کد خبر: ۸۱۴۵۳۶

کودک نیازی به اثبات فلسفی‌ خدا ندارد/ دینداری غیر از دین‌دانی است

کودک نیازی به اثبات فلسفی‌ خدا ندارد/ دینداری غیر از دین‌دانی است
دکتر ربانی به بررسی تحول مفهوم کودکی در سه نگاه سنتی، مدرن و دینی پرداخت و گفت: نگاه دینی به کودکی، هویتی مستقل و دارای دوران‌های مشخصی است که دوگانه‌های مختلفی بزای کودک ایجاد می‌کند.
به گزارش خبرنگار گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا، دکتر محسن ربانی در دوازدهمین پیش‌نشست همایش ملی «کودک، عرفان و سلامت معنوی» با عنوان «نقش بازخوانی مفهوم کودکی در تبیین عرفان کودک» که روز گذشته در پژوهشکده فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد، به تحلیل تحول مفهوم «کودکی» در سه گفتمان سنتی، مدرن و دینی پرداخت و دلالت‌های آن را برای تبیین عرفان کودک بررسی کرد.
 
دکتر ربانی با اشاره به اینکه برداشت از واژه‌هایی مانند «زن»، «آزادی»، «عدالت» و «حقوق بشر» در دهه‌های اخیر دچار تحول اساسی شده است، اظهار داشت: وقتی یک واژه از معنای پیشین خود تهی شده و معنای جدیدی به خود می‌گیرد، نوع نگاه به موضوع نیز متفاوت می‌شود و این تغییر نگاه، لاجرم در عرصه عمل نیز تأثیر می‌گذارد. برای مثال، اگر پیش از این «دختر» به عنوان «نامحرم» تلقی می‌شد و امروز به عنوان «دوست» معرفی می‌گردد، نوع مراودات اجتماعی کاملاً دگرگون خواهد شد.
 
این پژوهشگر حوزه کودک با اشاره به بحث «کودکی» به عنوان یکی از این مفاهیم تحول‌یافته تصریح کرد: برخی از جامعه‌شناسان کودکی معتقدند که در دوره پیشامدرن، اصلاً مفهوم «کودکی» به عنوان یک دوره مستقل از زندگی وجود نداشت؛ آنچه وجود داشت، «کودک» بود نه «کودکی». در نگاه سنتی، کودکی صرفاً دوره‌ای ذیل بزرگسالی تلقی می‌شد که باید هرچه سریع‌تر از آن عبور کرد.
 
دکتر ربانی افزود: اما در دوره مدرن، «کودکی» به عنوان یک دوره مستقل و اصیل شناخته شد. این تحول مفهومی، پیامدهای گسترده‌ای به دنبال داشت: حقوق کودک شکل گرفت، ادبیات کودک پدید آمد، صنعت کودک ایجاد شد و مباحثی مانند کودکان کار، ازدواج کودکان و سلامت کودک به عنوان مسائل جدی اجتماعی مطرح گردید.
 
سه نگاه به کودکی؛ سنتی، مدرن و دینی
 
این پژوهشگر حوزه کودک با بیان اینکه برای بررسی مفهوم کودکی، سه نگاه را مبنای کار خود قرار داده است، توضیح داد: نگاه سنتی (بر اساس اشعار ادبیات فارسی و ضرب‌المثل‌ها)، نگاه مدرن (بر اساس کنوانسیون حقوق کودک به عنوان دستاورد اندیشمندان غربی) و نگاه دینی (بر اساس قرآن و روایات).
 
وی در ادامه به تبیین تفاوت‌های بنیادین این سه نگاه پرداخت:
 
۱. نگاه سنتی: کودکی به مثابه «هویت وابسته»  
این پژوهشگر حوزه کودک در این باره گفت: در نگاه سنتی، کودکی هویتی مستقل ندارد و صرفاً دوره‌ای برای «شدن» و گذار به بزرگسالی است. تمام تلاش‌ها معطوف به جامعه‌پذیری هرچه سریع‌تر کودک است تا او را به جایگاه بزرگسالی برساند.
 
۲. نگاه مدرن: کودکی به مثابه «هویت مستقل»  
وی افزود: در نگاه مدرن، کودکی اصالت ذاتی دارد و دوره‌ای برای «بودن» است. این دوره اقتضائات، زبان و نیازهای خاص خود را دارد و کودک از مسئولیت‌های بزرگسالی رها و برخوردار از آزادی صرف است.
 
۳. نگاه دینی: هویت مستقل همراه با دوران‌های مشخص  
دکتر ربانی با تأکید بر اینکه نگاه دینی را نباید با نگاه سنتی یکسان انگاشت، گفت: دین گاهی منتقد سنت است و گاهی همراه با مدرنیته. در نگاه دینی، کودکی هویتی مستقل دارد، اما در عین حال، خود کودکی به دوران‌های مشخصی تقسیم می‌شود: خردسالی، کودکی، نوجوانی و تمیز. هر یک از این دوران‌ها اقتضائات، احکام و حقوق خاص خود را دارد.
 
بلوغ؛ مفهومی فرهنگی در نگاه دینی
 
وی با اشاره به مفهوم بلوغ در قرآن افزود: در نگاه دینی، بر خلاف نگاه صرفاً زیست‌شناختی سنت یا نگاه صرفاً جامعه‌شناختی مدرن، بلوغ یک مفهوم «فرهنگی» است. قرآن از انواع بلوغ سخن می‌گوید: «بلوغ حُلْم» (بلوغ جسمی)، «بلوغ نکاح» (صلاحیت ازدواج) و «بلوغ اشد» (رسیدن به کمال عقل و رشد). این تمایزات نشان می‌دهد که در نگاه دینی، صرفاً رسیدن به سن خاصی ملاک خروج از کودکی نیست، بلکه رشد فرهنگی و اجتماعی نیز معیار است.
 
دکتر ربانی خاطرنشان کرد: در نگاه دینی، کودک در هفت سال اول، هفت سال دوم و هفت سال سوم احکام و حقوق متفاوتی دارد. سیره معصومان(ع) نیز بر هویت مستقل کودکی صحه گذاشته است؛ به گونه‌ای که با کودک به زبان خودش سخن می‌گفتند و نیازهای خاص هر دوره را رعایت می‌کردند. این رویکرد می‌تواند مبنای مناسبی برای تبیین «عرفان کودک» و ارائه آموزش‌های معنوی متناسب با اقتضائات هر دوره رشدی باشد.
 
این پژوهشگر حوزه کودک در ادامه به تبیین چهار دوگانه مفهومی در رویکردهای سنتی، مدرن و دینی به کودکی پرداخت و دلالت‌های آن را برای عرفان کودک تشریح کرد.
 
دوگانه اول: طبیعی یا اجتماعی بودن کودکی
 
دکتر ربانی با اشاره به اینکه در نگاه سنتی، کودکی یک مفهوم «طبیعی» و زیست‌شناختی تلقی می‌شد، اظهار داشت: در این دیدگاه، رشد جسمی کودکان در همه جای جهان یکسان است و کودکی صرفاً دوره‌ای برای عبور به بزرگسالی محسوب می‌شود. اما در نگاه مدرن، کودکی «محلی» و «فرهنگی» است و سن رشد اجتماعی در جوامع مختلف تفاوت دارد. نگاه دینی نیز ضمن توجه به رشد طبیعی، بر جنبه‌های فرهنگی و اجتماعی کودکی تأکید دارد و مفهوم «بلوغ اشد» را به عنوان معیاری فراتر از بلوغ جسمی مطرح می‌کند.
 
دوگانه دوم: هویت وابسته یا مستقل
 
این پژوهشگر حوزه کودک خاطرنشان کرد: در نگاه سنتی، کودکی «هویت وابسته» دارد و همه تلاش‌ها معطوف به بزرگ‌سازی هرچه سریع‌تر کودک است. در نگاه مدرن، کودکی «هویت مستقل» دارد و دوره‌ای اصیل برای «بودن» تلقی می‌شود. اما نگاه دینی، با وجود پذیرش هویت مستقل برای کودکی، آن را به دوران‌های مشخصی (خردسالی، کودکی، نوجوانی، تمیز) تقسیم می‌کند که هرکدام اقتضائات خاص خود را دارند. همچنین در نگاه دینی، وابستگی کودک به بزرگسال از جنس «ضعف جسمی، ارادی و عقلی» و نیاز به «مراقبت» است، نه «کنترل» و سلب آزادی.
 
دوگانه سوم: عاملیت یا انفعال کودک
 
دکتر ربانی با تأکید بر اینکه در نگاه سنتی کودک عمدتاً «منفعل» و تحت تأثیر ساختارهای بزرگسالی بود، تصریح کرد: در نگاه مدرن، کودک «پدیده‌ای فعال» است و می‌تواند در زندگی خود نقش ایفا کند؛ تربیت دیگر یک‌سویه نیست. اما نگاه دینی فراتر از این، عاملیت کودک را در بالاترین سطح خود به رسمیت می‌شناسد.
 
وی با ذکر مثال‌هایی از سیره پیامبر اکرم(ص) افزود: در روایتی، پیامبر(ص) مشغول بازی با کودکان بود و نماز جماعت به تأخیر افتاد. حضرت به بلال فرمودند برو منزل و چیزی برای این کودکان بیاور تا من آزاد شوم. همچنین در ماجرایی دیگر، کودکی در محضر پیامبر(ص) از حق خود در مورد یک شربت گذشت نکرد و حضرت خواست او را پذیرفت. اینها نشان می‌دهد که در نگاه دینی، نه تنها کودک منفعل نیست، بلکه می‌تواند بر زندگی بزرگسالان نیز تأثیر بگذارد.
 
دوگانه چهارم: معصومیت یا شرارت کودک
 
دکتر ربانی با اشاره به نگاه هابزی در غرب که کودک را موجودی شرور و نیازمند کنترل می‌دانست، گفت: در نگاه مسیحیِ متأخر (نه انجیل)، به دلیل گناه اولیه، کودک شرور تلقی می‌شد. اما در نگاه مدرن، دو رویکرد «معصومیت» و «لوح سفید» مطرح شده است. نگاه دینی نیز مبتنی بر «فطرت الهی» و «طینت» است؛ کودک هم استعداد فجور دارد و هم استعداد تقوا. اما «معصومیت اولویت کودکی» است؛ مگر اینکه در محیط اجتماعی آلوده قرار گیرد و فطرتش خدشه‌دار شود. روایت «کُلُّ مَوْلُودٍ یُولَدُ عَلَی الْفِطْرَهِ» مؤید همین معناست.
 
این پژوهشگر حوزه کودک با اشاره به دلالت‌های این چهار دوگانه برای تبیین عرفان کودک گفت: اگر کودکی مفهومی اجتماعی باشد، در تبیین عرفان برای کودکان باید به زمینه فرهنگی، محیط زندگی (روستایی/شهری)، میزان دینداری خانواده و اقتضائات زمانی و مکانی توجه کرد. همچنین با پذیرش هویت مستقل کودکی، نباید کودک را صرفاً به عنوان «فرد آسیب‌پذیر»، «محروم» یا «دانش‌آموز» تقلیل داد؛ کودک ناب، هویتی مستقل و تمام‌عیار دارد. علاوه بر این، با پذیرش عاملیت کودک، عرفان کودک را باید دوطرفه دید؛ کودک نیز در این فرایند نقش فعال دارد. نهایتاً برای تبیین عرفان کودک، باید توانمندی‌ها و محدودیت‌های شناختی کودک را شناخت و شیوه‌های مناسب ارتباط با او را یافت.
 
دکتر ربانی با تأکید بر «زبان خاص کودکان» اظهار داشت: هر مفهومی که قابل بیان است، لزوماً به هر شکلی قابل بیان نیست. اولاً محدودیت محتوایی داریم و همه چیز را نمی‌توان برای کودک گفت. ثانیاً آنچه را که می‌توان گفت، باید به «زبان کودکی» بیان کرد. بازی، مهم‌ترین و محوری‌ترین راهکار ارتباط با کودک است؛ همان‌گونه که در منابع دینی نیز به آن اشاره شده است. تمثیل و «تقلیل مفاهیم متافیزیکی به مفاهیم دنیوی» نیز از دیگر راهکارهای اساسی است تا کودک بتواند با تجربه زیسته خود آن معنا را درک کند.
 
هویت فانتزی، تخیلی و احساسی کودک؛ نیازی به اثبات فلسفی خدا نیست
 
وی با اشاره به هویت متمایز کودک خاطرنشان کرد: هویت کودک بیشتر جنبه «فانتزی، تخیلی و احساسی» دارد. لزومی ندارد که با رویکرد تجربی و فلسفیِ دنیای بزرگسالان، هویت معنوی کودک را تخریب کنیم. گاهی انباشت اطلاعات، احساس دینی کودک را تقویت نمی‌کند. نباید فراموش کنیم که «دین‌داری» غیر از «دین‌دانی» است. کودک اگر به عنوان یک دوره مقدس و با کرامت ذاتی (و حتی کرامت مضاعف به عنوان «تحفه الهیه») شناخته شود، نیازی به تبدیل زودهنگام به بزرگسال ندارد.
 
این پژوهشگر حوزه کودک با نقد دو رویکرد افراطی و تفریطی نسبت به هویت کودکی تصریح کرد:
 
- تفریط (به حاشیه راندن هویت کودکی): برخی تلاش می‌کنند کودک را هرچه زودتر به بزرگسال تبدیل کنند؛ با انباشت اطلاعات، آموزش محفوظات و برگزاری مسابقاتی که تنها بر «تیزهوشی» و «ممتاز بودن» تأکید دارد. رسانه‌ها با نمایش «کودکان موفق» و نادیده گرفتن سایر کودکان، عملاً به سایر خانواده‌ها سرکوفت می‌زنند. این رویکرد، مخالف صریح کرامت انسانی و کرامت مضاعف کودکی است.
 
- افراط (دامن زدن به کودکی بی‌مسئولیت): در برخی خانواده‌ها، کودک تا پانزده سالگی کاملاً از هرگونه مهارت دینی، اجتماعی و اخلاقی تهی می‌ماند؛ نه سلام کردن یاد می‌گیرد، نه احترام به بزرگتر و نه هیچ مسئولیتی. این «آزادی صرف» نیز به اندازه تفریط آسیب‌زاست.
 
دکتر ربانی با تأکید بر ضرورت «توازن» میان آزادی و مسئولیت در عرفان کودک گفت: در دوره اول کودکی، آزادی کودک پررنگ‌تر است و در دوره‌های بعد، مسئولیت تدریجاً اضافه می‌شود. به عنوان مثال، نام بردن از «جهنم» یا وجوه جلالی خداوند به تناسب دوره سنی، بخشی از تبیین عرفانی است و نمی‌توان تنها به جنبه‌های جمالی و «خوش بودن» اکتفا کرد.
 
وی با اشاره به اینکه در دوران مدرنیته، مکان‌های خاصی برای کودک (اتاق خواب، پارک، شهربازی) خلق شده است، اظهار داشت: متأسفانه امروزه به بهانه «امنیت»، کودک از حضور در مکان‌های بزرگسالی منع می‌شود. در حالی که نگاه دینی معتقد است باید «امنیت و سلامت همه مکان‌ها را تأمین کرد» تا کودک بتواند در مسجد، تکیه و دیگر فضاهای بین‌نسلی نیز حضور یابد. محصور کردن کودک در مکان‌های خاص، او را از تجربه زیسته دینی و معنوی محروم می‌کند.
 
دکتر ربانی در پایان با اشاره به بحث «عاملیت و ساختار» خاطرنشان کرد: تبیین عرفان برای کودک نباید یک‌سویه و تحمیلی باشد. کودک می‌تواند دنیای خود را بسازد و حتی بر زندگی بزرگسالان تأثیر بگذارد. همچنین با پذیرش «معصومیت اولویت کودکی» (بر اساس روایت «کُلُّ مَوْلُودٍ یُولَدُ عَلَی الْفِطْرَهِ»)، باید رویکردهای تربیتی «معصومیت‌محور» جایگزین رویکردهای مبتنی بر «شرارت و کنترل» شود. ابزارهایی مانند «تغافل» (عذرتراشی برای خطاهای کودک)، «پذیرش عذر» و «تسامح» در عین «عدم غفلت از طینت» و ضعف‌های ارادی کودک، می‌تواند راهگشای عرفان کودک در نگاه دینی باشد.
ارسال نظرات