هفت راهکار ارتباطی نهضت کربلا
حجتالاسلام کریم خانمحمدی، عضو هیئت علمی دانشگاه امام باقر(ع)، در گفتوگویی تحلیلی با خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، به تشریح ابعاد ارتباطی و نشانهشناختی حرکت عاشورا پرداخت و با بهرهگیری از نظریات ارتباطی و نشانهشناسی، فنون کاربردی امام حسین(ع) را بازخوانی کرد.
نشانهشناسی: از دلالت ارجاعی تا نمادین
حجتالاسلام محمدی در ابتدای صحبتهای خود با تبیین مفاهیم پایه نشانهشناسی، سه نوع رابطه میان نشانه و معنا را تشریح کرد.
وی گفت: رابطه ارجاعی یا نمایهای، رابطهای عینی و غیرقراردادی است؛ همانند رابطه دود و آتش. مثال بارز آن در تاریخ اسلام، مهاجرت شبانه پیامبر اکرم(ص) از مکه به مدینه است. وقتی مردم ردپای ایشان را گم کردند، نشان دهنده این بود که رابطه ردپا با حضور ایشان یک رابطه عینی است.
عضو هیئت علمی دانشگاه امام باقر(ع) افزود: در مقابل، رابطه نمادین یا توافقی، مبتنی بر قرارداد فرهنگی است؛ مانند واژه "آب" که در زبانهای مختلف نامهای متفاوتی دارد و ماهیت آن قراردادی است. همچنین "دلالت ضمنی" وجود دارد که نیازمند دانش فرهنگی و تاریخی مخاطب است. برای مثال واژه "گرگ" ممکن است اشاره به حیوان داشته باشد، اما در ادبیات نماد درندگی انسان است. درک این لایههای پنهان، نیازمند شناخت بستر فرهنگی زمانه است.
وی تأکید کرد: بهرهگیری از نظریات غربی در نشانهشناسی، به معنای پذیرش ایدئولوژیک آنها نیست، بلکه استفاده از ابزارهای تحلیلی برای فهم عمیقتر پدیدههای اسلامی و ارتباطی است.
نقد نظریه ابن خلدون و تحقق کنش ارتباطی
حجتالاسلام خان محمدی با اشاره به مهاجرت امام حسین(ع) از مدینه به مکه پس از مرگ معاویه، این حرکت را هدفمند و مبتنی بر استراتژی ارتباطی دانست و افزود: طبق نظریه ابن خلدون، پیروزی منوط به داشتن "عصبیت" است. امام حسین(ع) فاقد عصبیت قبیلهای بودند و یزید نیز فاقد "فضیلت" و مشروعیت اخلاقی بود. بنابراین، امام(ع) با تکیه بر فضیلت معنوی و نه قدرت نظامی، به دنبال تحقق "کنش ارتباطی" بودند تا سیره اهل بیت(ع) را با خون خود زنده نگه دارند و نقدی بر این نگاه صرفاً قدرتمحور باشند.
تکنیکهای هفتگانه ارتباطی امام حسین(ع)
عضو هیئت علمی دانشگاه امام باقر(ع) سپس به تشریح مهمترین تکنیکهای ارتباطی مورد استفاده امام حسین(ع) در ماجرای عاشورا پرداخت:
۱. بهرهگیری از زمان و مکان مقدس: امام(ع) پس از مرگ معاویه، ایام حج را انتخاب کردند تا با استفاده از تجمع عظیم مسلمانان، پیام خود را جهانی کنند.
۲. واسازی و ارائه منشور (وارونهسازی ساختار): سفر حج ساختارهای مشخصی دارد که همه را به سمت عرفات هدایت میکند. اما حرکت امام حسین(ع) به سمت کربلا، نوعی "واسازی" و وارونهسازی این ساختار بود که توجهها را به خود جلب کرد و منشوری از حقیقت را آشکار ساخت.
۳. انتخاب مقصد آشنا برای ایجاد همزادپنداری: اگرچه به امام پیشنهاد شد به مناطق صعبالعبور مانند یمن پناه ببرد، اما ایشان عراق را انتخاب کردند. این انتخاب، اگرچه با دشمنی مردمی روبرو بود، اما باعث شد همه اقشار، مرد و زن (حادثهای که شهید مطهری آن را "مذنث" مینامد)، با این رویداد همزادپنداری کنند و احساس تعلق عمیق پیدا نمایند.
۴. استفاده از شعر به عنوان رسانه موثر: در آن دوران، شعر قدرتمندترین رسانه کلامی بود. امام(ع) و یارانشان با اشعار سوزناک، پیام عاشورا را به کلامی جاودان تبدیل کردند.۵. نمادسازی از آب: قطع آب از فرات، یک اقدام ارتباطی بود که ظلم بنیامیه را به جهان مظلومیت اهل بیت(ع) را فریاد زد و ابعاد جهانی به حادثه داد.
۶. تولید کلمات قصار و دوگانههای مفهومی: عبارت مشهور «هیات من الذله» نمونهای از تولید مفاهیم دوتایی و کوتاه است که به سرعت در حافظه جمعی جهان اسلام حک شد.
۷. سیاستگذاری مبتنی بر اشک: یکی از هوشمندانهترین ابداعات حسینی، پیوند دادن حادثه با "گریه و اشک" بود. این استراتژی عاطفی، باعث ماندگاری آموزههای عاشورا در دلها و زنده نگه داشتن آن از فراموشی شد.
حجتالاسلام خانمحمدی در پایان نتیجه گرفت: امام حسین(ع) با تلفیق هوشمندانه نمادها، زمان، مکان و زبان، الگویی بینظیر از ارتباطات راهبردی را خلق کردند که پیام آن فراتر از زمان و مکان، تا ابد جاری است و مخاطب آن تمام آزادگان عالم هستند.