۲۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۴
کد خبر: ۸۱۴۳۵۸

منظومه «آب حیات»؛ از مدح ولی خدا تا ستایش گام دوم انقلاب

منظومه «آب حیات»؛ از مدح ولی خدا تا ستایش گام دوم انقلاب
منظومه «آب حیات» سروده حجت‌الاسلام سیدشجاع‌الدین ابطحی کاشانی با زبان فاخر کلاسیک و مضامین انقلابی منتشر شد. این شعر که در فضای مجازی مورد توجه قرار گرفته، از مدح جمال ولی خدا آغاز و تا ستایش گام دوم انقلاب و مبارزه با صهیونیسم و فتنه‌های تکفیری ادام

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، منظومه تازه‌ای با عنوان «آب حیات» از یکی از شاعران حوزوی با ترکیبی از زبان فاخر کلاسیک و مضامین معاصر دینی، توجه علاقه‌مندان به شعر آیینی و انقلابی را جلب کرده است.

این شعر با تأثیرپذیری از سبک سعدی،در عین بهره‌مندی از واژگان عربی و استعارات عارفانه از مدح جمال ولیّ خدا آغاز شده و تا ستایش گام دوم انقلاب و مبارزه با فتنه‌های سیاسی و فکری امتداد می‌یابد.

شاعر در توصیف نقش رهبری در بصیرت‌بخشی جامعه می‌سراید: «کشیده تیغ بصیرت سلیل ام‌ابیها / یزیل سیف کلامه باغمض شبهات». در ابیاتی دیگر او از مقابله با صهیونیسم جهانی و فتنه‌های تکفیری به‌ویژه داعش سخن گفته و روشنگری رهبران مقاومت را ستوده است.

این منظومه در فضای مجازی مورد توجه قرار گرفته و به‌واسطه زبان فاخر، نگاه معرفتی، و مواضع انقلابی، نمونه‌ای درخور در شعر متعهد دینی محسوب می‌شود.

متن کامل این شعر بدین شرح است:

ماه سر به مهر 
ای ماه بامهابت ایران نهان شدی                  
ازجمکران به موهبتی بیکران شدی
 
ای ماه سر به مهر سحرهای انتظار
حاجت روای حضرت صاحب زمان شدی
 
آن مشت بسته روح صلابت به ما دمید
با آن امیر نهضت مستضعفان شدی
 
صهیون به گاه معرکه از صولتت رمید
تا در مصاف لشکر اهریمنان شدی
 
عزمت به اوج عزت ایران شد استوار 
تا مقتدای سلسله حاکمان شدی
 
آیات وحی وصوت حجاز وصبای تو
باصد هنر ضمیمه هم ازقاریان شدی
 
اشکت به شعر یاد شهیدان امان نداد
تاخود سرود ومرثیه شاعران شدی
 
گفتی به اشک فیض شهادت دهند وبس 
با اشک بی امان به صف شاهدان شدی
 
سوزان شد آه سینه زهجران تو ولی 
راحت زتیغ طعنه سست عنصران شدی
 
از فاطمیه روزی سالت وصال شد 
پهلو شکسته ره سپر آسمان شدی
 
کرب وبلا وشیب خضیب وخد تریب 
با کهنه پیروهن تو حسین زمان شدی
 
دل وقف آستان رضا بود و جان تو
آخر مقیم قدسی آن آستان شدی
 
تا مجتبی به عهد ولایت شد استوار 
دست خدا عیان شد و گویا جوان شدی
 
دیدی صبا که باب کرامت گشوده شد
کاهل مباش سائل این خاندان شدی
 
حجت الاسلام سیدشجاع الدین ابطحی کاشانی، محقق و مبلغ حوزوی
ارسال نظرات