مدیریت جدید ایران بر تنگه هرمز به سود ملتهای منطقه است
اشاره: به مناسبت سالگرد «روز ملی خلیج فارس»، پیام راهبردی رهبر معظم انقلاب فراتر از یک بیانیه نمادین، بازتابدهنده دکترین کلان جمهوری اسلامی در تبیین هویت تاریخی و استقلال ملی است.
این پیام، با تأکید بر خلیج فارس به مثابه میراث تمدنی و سرمایهی امنیتی، جایگاه ایران را به عنوان یک قدرت ریشهدار و آیندهساز در ژئوپلیتیک غرب آسیا ترسیم میکند.
خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا در گفتوگوی تفصیلی با حجتالاسلام محمد ملکزاده عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و کارشناس مسائل سیاسی به تحلیل ابعاد هویتی، امنیتی و اقتصادی پیام حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی پرداخته است.
متن کامل این گفتوگو بدین شرح است:
رساـ پیام راهبردی رهبر معظم انقلاب به مناسبت روز خلیج فارس را چگونه تحلیل می کنید؟
پیام راهبردی رهبر معظم انقلاب در این مناسبت، تنها یک بیانیه نمادین نیست، بلکه بخشی از منطق کلان جمهوری اسلامی برای فهم عمیقتر هویت تاریخی، امنیت منطقهای، استقلال ملی و آینده نظم ژئوپلیتیکی غرب آسیا است.
در این نگاه راهبردی، خلیج فارس ترکیبی از هویت، تاریخ، ثروت، امنیت، تمدن و اقتدار ملی است که سرفصلهای مورد اشاره در پیام رهبری، تصویری از یک دکترین منطقهای ارائه میدهند؛ دکترینی که در آن، ایران نه به عنوان یک بازیگر منفعل، بلکه به عنوان قدرتی ریشهدار، مسئول و آیندهساز معرفی میشود. در این پیام راهبردی چند نکته را میتوان مورد توجه قرار داد.
خلیج فارس؛ نعمتی راهبردی و هویتی
در پیام رهبر معظم انقلاب، خلیج فارس پیش از آنکه صرفاً یک مسئله جغرافیایی تلقی شود، به مثابه نعمتی الهی، میراث تاریخی و سرمایه هویتی ملت ایران فهم میشود. اهمیت این پهنه آبی تنها در منابع انرژی، موقعیت کشتیرانی و تجارت جهانی خلاصه نمیشود؛ بلکه این دریا بخشی از حافظه تاریخی و شناسنامه تمدنی ایران است.
نام «خلیج فارس» در این چارچوب، یک اسم معمولی نیست؛ بلکه نشانهای از استمرار تاریخی، حضور تمدنی و ریشهداری ملت ایران در این منطقه است. از همین رو، هرگونه تلاش برای تحریف نام، هویت یا جایگاه آن، صرفاً یک خطای لفظی نیست، بلکه نوعی تعرض به حقیقت تاریخی و حقوق فرهنگی یک ملت تلقی میشود.
در بعد راهبردی نیز خلیج فارس یکی از حساسترین مناطق جهان است؛ منطقهای که انرژی، تجارت، امنیت دریایی و معادلات قدرت جهانی در آن به هم گره خوردهاند. بنابراین، نگاه رهبری به خلیج فارس، نگاهی توأمان هویتی ـ امنیتی ـ تمدنی است.
رساـ با توجه به ابعاد هویتی خلیج فارس، چگونه میتوان تبیین کرد که حفظ نام تاریخی این دریا، تأثیر مستقیمی بر تقویت اعتماد به نفس ملی و انسجام داخلی ایران دارد؟
یکی از محورهای مهم این پیام، یادآوری سابقه طولانی دخالت، طمعورزی و سلطهطلبی قدرتهای بیگانه در خلیج فارس است. این منطقه به دلیل موقعیت ممتاز ژئوپلیتیکی و اقتصادی، همواره در معرض طمع استعمارگران و قدرتهای سلطهجو بوده است.
سابقه طمع و تجاوز بیگانگان در منطقه
از دوره حضور پرتغالیها تا نفوذ انگلیس و سپس مداخلات مستقیم و غیرمستقیم آمریکا، خلیج فارس بارها صحنه رقابت و تجاوز قدرتهایی بوده که نه برای امنیت ملتهای منطقه، بلکه برای تسلط بر منابع، کنترل مسیرهای راهبردی و تحمیل اراده سیاسی خود وارد این پهنه شدهاند.
تذکر رهبر انقلاب به این سابقه تاریخی در واقع یک هشدار راهبردی به این نکته است که بیگانگان هرگز از منظر خیرخواهی وارد منطقه نشدهاند، بلکه حضور آنان همواره با غارت منابع، تحقیر ملتها، ایجاد شکاف و تثبیت وابستگی همراه بوده است. بنابراین، شناخت گذشته، مقدمه فهم درست اکنون و آینده خلیج فارس است.
رساـ تحلیل شما از الگوی تکرارشونده مداخلات خارجی در خلیج فارس چیست و آیا تجربه تاریخی نشان میدهد که این مداخلات منجر به ثبات واقعی شدهاند یا بیثباتی را نهادینه کردهاند؟
در این تبیین، ملت ایران به عنوان پاسدار اصلی هویت و امنیت خلیج فارس معرفی میشود. این نقش، صرفاً یک ادعا نیست، بلکه برآمده از واقعیت تاریخی و هزینههایی است که ملت ایران در دورههای مختلف برای حفظ استقلال، تمامیت ارضی و امنیت منطقه پرداخته است.

نقش و جانفشانی ملت ایران در دوران دفاع مقدس، یکی از عرصههای مهم رویارویی، همین جغرافیای جنوب و آبهای خلیج فارس بود. ملت ایران با مقاومت، فداکاری و تقدیم شهیدان فراوان نشان داد که در برابر تجاوز و سلطهطلبی، اهل عقبنشینی نیست.
از این منظر، امنیت امروز خلیج فارس را باید تا حد زیادی مرهون ایستادگی و جانفشانی فرزندان این ملت دانست. تأکید بر نقش ملت ایران، به این معنا نیز هست که خلیج فارس با حضور مردمی که خود را صاحب این سرزمین و این دریا میدانند، امن میماند؛ نه با ناوهای بیگانهای که حضورشان منشأ تهدید است.
رساـ چگونه میتوان بین نقش مردمی در دفاع از خلیج فارس و نقش نهادهای رسمی نظامی در حفظ امنیت این منطقه ارتباط برقرار کرد و آیا این پیوند تاریخی میتواند به الگویی برای امنیتسازی بومی تبدیل شود؟
پیام رهبر انقلاب به مناسبت روز ملی خلیج فارس، انقلاب اسلامی را یک نقطه عطف تاریخی در معادلات خلیج فارس میداند. پیش از انقلاب، رژیم پهلوی در بسیاری از موارد در چارچوب نظم مطلوب قدرتهای غربی عمل میکرد و استقلال واقعی در تصمیمگیریهای منطقهای وجود نداشت.
انقلاب اسلامی؛ نقطه عطف در معادلات منطقهای
اما انقلاب اسلامی این معادله را بهطور بنیادین تغییر داد. با انقلاب، ایران از یک بازیگر وابسته به یک قدرت مستقل، هویتمحور و ضدسلطه تبدیل شد.
این تحول فقط در سیاست داخلی معنا نداشت، بلکه در فهم امنیت خلیج فارس نیز اثر گذاشت. از این پس، ایران اعلام کرد که امنیت منطقه باید به دست کشورهای منطقه تأمین شود و حضور قدرتهای فرامنطقهای نه لازم است و نه مفید. به بیان دیگر، انقلاب اسلامی، خلیج فارس را از منظر راهبردی از یک حوزه تحت نفوذ قدرتهای خارجی، به یک مسئله مرتبط با استقلال ملتهای منطقه و مقاومت در برابر سلطه تبدیل کرد.
رساـ تأثیر استقلالطلبی جمهوری اسلامی بر معادلات قدرت در خلیج فارس چه تفاوتهای بنیادینی با دوران پیش از انقلاب ایجاد کرده است و این تغییر رویکرد چگونه بر واکنش کشورهای منطقه به ایران تأثیر گذاشته است؟
یکی از نکات کلیدی این پیام، تأکید بر این واقعیت است که تجربه تاریخی منطقه نشان داده حضور آمریکا نه عامل امنیت، بلکه منشأ ناامنی، بیثباتی و بحرانسازی بوده است.
بیداری ملتهای منطقه و اثبات ناامنکننده بودن حضور آمریکا
هر جا آمریکا با شعار حفظ امنیت وارد شده، در عمل شکافهای جدید، رقابتهای تسلیحاتی، وابستگی سیاسی و تنشهای مزمن را گسترش داده است. در سالهای اخیر، ملتهای منطقه بیش از گذشته به این حقیقت آگاه شدهاند.
ناکامی پروژههای آمریکایی در غرب آسیا، بیثباتیهای ناشی از مداخلات نظامی، حمایت از رژیمهای متجاوز و بهرهبرداری از اختلافات داخلی، همگی موجب شکلگیری نوعی بیداری منطقهای شده است. بنابراین ملتهای منطقه اکنون به این حقیقت رسیدهاند که امنیت خریدنی نیست و با تکیه بر قدرتهای خارجی به دست نمیآید. امنیت پایدار، از دل همکاری منطقهای، احترام متقابل و اخراج مداخلهگران حاصل میشود.
رساـ شاخصهای عینی «بیداری منطقهای» در سالهای اخیر چه بودهاند و چگونه میتوان نشان داد که اعتماد به خودِ منطقه، جایگزین مناسبتری برای امنیتسازی تحت نظارت خارجی است؟
چشمانداز خلیج فارس بدون آمریکا، اشاره به نظم نوینی دارد که در آن تصمیمگیری درباره امنیت، تجارت، انرژی و همکاریهای دریایی، به دست خود ملتها و دولتهای منطقه انجام میشود. در این نگاه، خروج آمریکا از معادلات خلیج فارس نه تنها موجب خلأ امنیتی نیست؛ بلکه برعکس، مقدمه شکلگیری امنیت بومی و مسئولانه است.

حضور آمریکا به دلیل ماهیت سلطهگرانهاش، همواره باعث بیاعتمادی، صفبندی، مسابقه تسلیحاتی و وابستگی بوده است. در مقابل، آینده بدون آمریکا میتواند مبتنی بر گفتوگو، موازنه طبیعی، منافع مشترک و همکاریهای منطقهای باشد. این چشمانداز، البته نیازمند اراده سیاسی دولتهای منطقه و عبور از ذهنیتهای القاشده توسط قدرتهای خارجی است.
رساـ چگونه میتوان مفهوم «رد بیگانگان» را با لزوم تعامل سازنده و اقتصادی با جهان توجیه کرد و آیا این رویکرد میتواند زمینهساز ایجاد بلوکهای اقتصادی-امنیتی در منطقه شود؟
در پیام رهبر انقلاب، همسایگان ایران نه رقیبان ذاتی، بلکه شرکای جغرافیایی و تاریخی تلقی میشوند. منطق حاکم بر این دیدگاه، منطق همسرنوشتی منطقهای است؛ یعنی ملتهایی که یک پهنه آبی، یک محیط امنیتی و مجموعهای از منافع مشترک دارند، ناگزیر باید سرنوشت خود را به همکاری و تفاهم گره بزنند، نه به بیگانگان.
رد بیگانگان در این چارچوب، به معنای نفی رابطه با جهان نیست، بلکه به معنای رد مداخله سلطهگرانه و امنیتسازی نیابتی است. کشورهای منطقه اگر به ظرفیتهای خود اعتماد کنند، بهتر از هر قدرت خارجی میتوانند سازوکارهای حفظ امنیت و توسعه را طراحی کنند. این نگاه، از ایران چهره یک کشور مسئول ارائه میدهد که آینده منطقه را در همکاری با همسایگان میبیند، نه در حذف آنان یا هژمونیطلبی علیه آنان.
سرمایههای ملی و توانمندیهای ایران
یکی دیگر از ارکان این پیام، تأکید بر ظرفیتهای درونی ایران است. ایران برای ایفای نقش مؤثر در خلیج فارس، از سرمایههای متنوع انسانی، تاریخی، جغرافیایی، نظامی، اقتصادی و تمدنی برخوردار است. موقعیت ممتاز جغرافیایی ایران، تسلط بر سواحل طولانی، اشراف راهبردی بر تنگه هرمز، تجربه تاریخی دریانوردی، توان دفاعی بومی، نیروی انسانی متخصص و پشتوانه مردمی، همگی از عناصر قدرت ملی ایران به شمار میروند.
این توانمندیها موجب میشوند که ایران در معادلات خلیج فارس یک بازیگر طبیعی، مشروع و تأثیرگذار باشد. تأکید بر این سرمایهها، در واقع بیان این حقیقت است که ایران برای دفاع از منافع ملی و کمک به امنیت منطقه، از ظرفیت واقعی برخوردار است و نیازمند تکیه بر بازیگران بیرونی نیست.
رساـ چه برنامههایی برای بهرهبرداری بهینه از این سرمایههای ملی (بهویژه در بخشهای اقتصادی و دیپلماسی عمومی) جهت تقویت جایگاه ایران در خلیج فارس در دستور کار قرار دارد؟
تنگه هرمز یکی از مهمترین گذرگاههای راهبردی جهان است و طبیعی است که در پیام رهبر انقلاب جایگاهی ویژه داشته باشد. مقصود از «مدیریت جدید»، گذار از الگوی امنیتسازی خارجی به مدیریت منطقهمحور، مسئولانه و عادلانه است. این مدیریت شامل نظم جدیدی است که امنیت تنگه هرمز را به نفع کشورهای ساحلی و منطقهای حفظ خواهد کرد.

مدیریت جدید تنگه هرمز به سود ملتهای منطقه
ایران به دلیل جایگاه جغرافیایی و توان راهبردی خود، میتواند در شکلدهی به چنین نظمی نقشی تعیینکننده داشته باشد. این نقش، اگر در قالب همکاری منطقهای تعریف شود، نهتنها به سود ایران، بلکه به سود همه ملتهای منطقه خواهد بود.
خبرنگار: میثم صدیقیان