حاکمیت مطلق ایران در تنگه هرمز خدشهناپذیر است
حجتالاسلام محمد ملکزاده، کارشناس مسائل سیاسی، در گفتوگو با خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، به بررسی اهمیت تنگه هرمز به عنوان یکی از مهمترین گلوگاههای جهان در مطالعات ژئوپلیتیک دریایی پرداخت و ابراز داشت: تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای جهان در مطالعات ژئوپلیتیک دریایی است؛ آبراهی که خلیج فارس را به دریای عمان و سپس اقیانوس هند پیوند میدهد و حجم قابل توجهی از تجارت انرژی و کالا از آن عبور میکند. از منظر علمی و جایگاه ژئوپلیتیکی، هر آبراه باریک بینالمللی که نقش حیاتی در اتصال مناطق اقتصادی داشته باشد، به عنوان نقطه تراکم راهبردی شناخته میشود. تنگه هرمز یکی از شاخصترین نمونههای چنین نقاطی است و همواره در مرکز توجه پژوهشهای جغرافیای سیاسی، اقتصاد حملونقل و امنیت دریایی قرار داشته است.
وی افزود: در ادبیات امنیت دریایی، نقش کشورهای ساحلی در چنین مناطق حساس، عمدتاً تابع موقعیت جغرافیایی، طول خطوط ساحلی، توانایی نظارت بر مسیرهای کشتیرانی و دسترسی به آبهای آزاد است. ایران به دلیل دارا بودن طولانیترین امتداد ساحلی در شمال تنگه هرمز و اشراف طبیعی بر ورودی آن از سمت خلیج فارس، از نظر جغرافیایی جایگاهی ویژه داشته و تنگه هرمز در داخل قلمرو سرزمینی این کشور به شمار میرود. این امتداد ساحلی همچنین باعث شده بخش مهمی از مسیرهای کشتیرانی در محدوده آبهای نزدیک به سواحل ایران قرار گیرند و در نتیجه، در مباحث مربوط به مدیریت ترافیک دریایی، مطالعات محیطزیست دریایی و ایمنی کشتیرانی، نقش ایران بهعنوان یکی از بازیگران اصلی جغرافیایی مورد بررسی قرار گیرد.
حجت الاسلام ملک زاده با بیان اینکه ایران در بسیاری از مدلهای تحلیل ژئوپلیتیک بهعنوان «پل ارتباطی خشکی–دریا» تعریف می شود، اظهار داشت: از زاویهای دیگر، اهمیت موقعیت جغرافیایی ایران تنها به همجواری با تنگه هرمز محدود نمیشود؛ بلکه به اتصال طبیعی سرزمین ایران به دو حوزه مهم جغرافیایی نیز مربوط است: از شمال به فلات ایران و آسیای مرکزی؛ و از جنوب به آبهای عمیق و راهبردی اقیانوس هند. این پیوستگی فضایی سبب شده است ایران در بسیاری از مدلهای تحلیل ژئوپلیتیک بهعنوان «پل ارتباطی خشکی–دریا» تعریف شود؛ مفهومی که در مطالعات ترابری، اقتصاد دریایی و راهبردهای انرژی کاربرد دارد. همچنین بخش عمدهای از مسیرهای کشتیرانی که از تنگه عبور میکنند، در مجاورت فلات قاره ایران قرار دارند و همین موضوع در مباحث علمی مرتبط با هیدروگرافی، مدیریت مخاطرات دریایی و پایش زیستمحیطی اهمیت مییابد.
وی ادامه داد: در دهههای اخیر، توسعه فناوریهای پایش دریایی، سامانههای مدیریت ترافیک کشتیرانی، نقشهبرداری هیدروگرافیک و سامانههای نظارت ساحلی باعث شده نقش کشورهای ساحلی در تأمین ایمنی و مدیریت علمی مسیرهای کشتیرانی پیچیدهتر و تخصصیتر شود. در این میان، موقعیت جغرافیایی ایران در شمال تنگه هرمز شرطی طبیعی برای مشارکت در چنین فرآیندهایی ایجاد کرده است، زیرا بخش مهمی از دادههای محیطزیستی و هیدروگرافیک منطقه تنها از طریق سکوها، ایستگاهها و امکانات ساحلی کشورهای مجاور قابل جمعآوری است.
کارشناس مسائل سیاسی با تاکید بر اینکه امنیت دریایی در چنین آبراههایی نتیجه ترکیبی از عوامل جغرافیایی، محیطی، فناورانه و مدیریتی است، گفت: بدین ترتیب، تنگه هرمز نمونهای برجسته از تعامل میان جغرافیا، اقتصاد و امنیت دریایی است. موقعیت ساحلی ایران در شمال این آبراه، طول خطوط ساحلی آن و ارتباط طبیعی سرزمین ایران با آبهای آزاد، این کشور را به یکی از عناصر ثابت در مطالعات ژئوپلیتیک این منطقه تبدیل کرده است. بررسی همهجانبه این موضوع نشان میدهد که امنیت دریایی در چنین آبراههایی نتیجه ترکیبی از عوامل جغرافیایی، محیطی، فناورانه و مدیریتی است که در کنار هم، شبکه پیچیدهای از روابط راهبردی با تاثیرگذاری منطقهای و جهانی را شکل میدهند. این شبکه راهبردی بطور طبیعی و مطلق در اختیار ایران است و هیچ قدرتی را هرگز توان سلب حاکمیت ایران در آن نخواهد بود.