۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۸
کد خبر: ۸۱۲۹۱۳
درس‌هایی از پیام رهبری به مناسبت چهلمین روز شهادت قائد (۲)؛

صحبت از مردی است که آنقدر که مشهور بود، شناخته نشد

صحبت از مردی است که آنقدر که مشهور بود، شناخته نشد
این عبارت کوتاه «صحبت از مردی است که آنقدر که مشهور بود، شناخته نشد»؛ پرده از عمق شخصیتی برمی‌دارد که لایه‌های درونی‌اش از نگاه بسیاری پنهان ماند. از فقیهی زمان‌شناس و مجاهدی استوار تا هنرهای نادرِ نهادسازی، آینده‌پژوهی، تربیت اجتماعی و خلق معانی؛ همه و همه منشأ الهی داشتند و از مسیر تلاش خالصانه برای اعلای کلمه حق به بار نشستند.

به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، «صحبت از مردی است که آنقدر که مشهور بود، شناخته نشد»، این جمله کوتاه، اما پرمغز، بخشی از پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر معظّم انقلاب اسلامی به‌مناسبت چهلمین روز شهادت قائد عظیم‌الشأن انقلاب (قدّس الله نفسه الزکیه) است که به معرفی شخصیت والای رهبر شهید انقلاب اسلامی می‌پردازد. این عبارت، اشاره به یک پارادوکس جذاب در تاریخ معاصر ایران دارد: از یک سو، آیت الله سیدعلی خامنه‌ای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی، یکی از مشهورترین چهره‌های سیاسی و مذهبی جهان بود و نام او در تمام اخبار و رسانه‌های جهانی بازتاب داشت؛ اما از سوی دیگر، عمق، وسعت و لایه‌های پنهان شخصیت، ابعاد معنوی، علمی و مدیریتی او، به‌ویژه در ابعاد انسانی و درونی، به اندازه‌ای بود که کمتر کسی توانست آن را به‌طور کامل درک و درک کند. این «شناخته‌نشده‌گی»، نه ناشی از پنهان‌کاری، بلکه ناشی از عمق و پیچیدگی شخصیت ایشان و همچنین محدودیت‌های درک عمومی از ابعاد مختلف یک رهبر دینی است.

بخشی از پیام با توصیف ویژگی‌های اصلی ایشان آغاز می‌شود: «همه میدانند که قائد شهید ما، فقیهی زمان‌شناس و بصیر، مجاهدی خستگی‌ناپذیر و چون کوه استوار و محکم، عالمی عامل و ربانی، اهل ذکر و تهجد و تضرع به درگاه ربوبی و توسل به ذوات مقدسه معصومین صلوات‌الله و سلامه علیهم اجمعین، و از عمق جان، مؤمن به وعده‌های الهی بودند.» در اینجا، چهار ویژگی کلیدی برجسته می‌شوند: ۱. فقیه زمان‌شناس و بصیر: ایشان نه تنها یک فقیه سنتی، بلکه فقیهی بود که زمان، مقتضیات و نیازهای روز را می‌شناخت و بصیرت لازم برای تشخیص حق از باطل را داشت. ۲. مجاهد خستگی‌ناپذیر و استوار: ایشان در مسیر مبارزه با ظلم، هرگز خسته نشد و مانند کوهی استوار در برابر طوفان‌ها ایستاد. ۳. عالم عامل و ربانی: علم ایشان عملی بود و با تهجد، ذکر و توسل به اهل بیت (ع) گره خورده بود. این نشان می‌دهد که رهبری ایشان ریشه در معنویت عمیق داشت. ۴. ایمان عمیق به وعده‌های الهی: ایمان ایشان نه یک ایمان سطحی، بلکه ایمانی بود که بر پایه وعده‌های خداوند استوار بود و در سخت‌ترین شرایط نیز امیدوار بود.

سپس، بخش دیگر از پیام به ویژگی‌های اجتماعی و ملی ایشان اشاره می‌کند: «از خصوصیات دیگر ایشان ایران‌دوستی و تلاش مستمر برای استقلال هرچه بیشتر ایران عزیز بود که در کنار آن بر وحدت کلمه و انسجام ملّی تأکید داشتند.» این بخش، تأکید بر «ایران‌دوستی» و «استقلال» را به عنوان دو رکن اصلی سیاست‌گذاری‌های ایشان معرفی می‌کند. همچنین، تأکید بر «وحدت کلمه» و «انسجام ملی» نشان می‌دهد که ایشان همواره نگران تفرقه و پراکندگی در جامعه بودند و تلاش می‌کردند تا همه اقشار زیر یک پرچم متحد شوند.

در ادامه، به رابطه ایشان با نظام اسلامی و مردم پرداخته می‌شود: «ایشان عمری را در تلاش برای برپائی نظام اسلامی و قوام و بقاء آن طی کردند و در عین حال جمهوری اسلامی بدون مردم از نظر ایشان بی‌معنا می‌نمود.» این جمله، تعادل ظریفی بین «نظام» و «مردم» برقرار می‌کند. ایشان نظام اسلامی را هدف نهایی می‌دانستند، اما معتقد بودند که این نظام بدون مشارکت و حمایت مردم، پوچ و بی‌معناست. این نگاه، مردم‌محوری را در هسته مرکزی تفکر ایشان قرار می‌دهد.

ویژگی‌های اخلاقی و رفتاری ایشان نیز مورد توجه قرار می‌گیرد: «در عین اقتدار و صلابت، بهره وافری از ظرافت در اندیشه و نگرش به امور داشتند.» این عبارت، تضاد ظاهری بین «اقتدار» و «ظرافت» را حل می‌کند. ایشان همزمان هم قاطع بودند و هم ظریف و دقیق در تحلیل مسائل. این ترکیب، مهارت رهبری ایشان را تکمیل می‌کرد.

توجه ویژه به جوانان، علم و فناوری نیز از دیگر ویژگی‌های بارز ایشان بود: «به ظرفیتهای کشور خصوصاً جوانان توجه ویژه‌ای مبذول میکردند. به علم و فناوری و پیشرفتِ در سایه آن اهمیت میدادند.» این بخش، نشان می‌دهد که ایشان آینده‌نگر بودند و بر نقش جوانان و علم در پیشرفت کشور تأکید داشتند. همچنین، ارج ویژه به خانواده شهدا و ایثارگران از دیگر ویژگی‌های اخلاقی ایشان بود که نشان‌دهنده قدردانی از زحمات و فداکاری‌های آنان بود.

سپس، به تجارب گرانسنگ و متراکم ایشان اشاره می‌شود: «در جهات مختلف دارای تجارب گرانسنگ و متراکمی بعضاً با سابقه چند دهه بودند، و خصوصیات متعدد دیگری که فهرست طویلی را شامل میشود.» این تجارب، حاصل سال‌ها مبارزه، مطالعه و رهبری بود که ایشان را به یک مرجع تصمیم‌گیری کارآمد تبدیل کرده بود.

در ادامه، به موضوع «هنر» و «هنرشناسی» ایشان پرداخته می‌شود که در برخی رسانه‌ها مطرح شده است: «این روزها در بعضی از رسانه‌ها مکرراً صحبت از هنر و هنرشناسی و هنرپروری ایشان به میان می‌آید. این عنصر در عین اینکه به‌تنهائی میتواند ارزش زیادی را برای شخصیت یک نفر ایجاد کند و مسلّماً در رهبر عزیزمان به‌معنی واقعی و در حد عالی وجود داشت، در مقایسه با سائر عناصر وجودی و امتیازات ایشان، کوچک به‌نظر می‌آید.» این بخش از پیام تأکید می‌کند که اگرچه هنر بخش مهمی از شخصیت ایشان بود، اما در مقایسه با سایر ویژگی‌های والای ایشان، اهمیت کمتری دارد. این نشان می‌دهد که هنر، تنها یکی از ابعاد شخصیت ایشان بود و نه محور اصلی آن.

سپس، به هنرهای خاص ایشان اشاره می‌شود: «بنده بشخصه از ایشان هنرهای متعددی را سراغ دارم: یک هنر بزرگ ایشان که کمتر مورد توجه قرار میگیرد، هنر تربیت و پرورش اجتماع از طریق ساخت افکار و روحیات و عواطف توده‌های عظیم مردم و گروههای اجتماعی بود.» این هنر، یعنی توانایی رهبر در شکل‌دهی به افکار و عواطف مردم، یکی از مهم‌ترین ابزارهای قدرت نرم و نفوذ معنوی ایشان بود.

هنر دیگر، «نهادسازی‌های هدفمند» بود: «هنر دیگر ایشان نهادسازی‌های هدفمندی بود که بخصوص در سالهای ابتدائی دوران زعامت و رهبری خود با نظر به افقهای دور دست، به آن اقدام کردند.» این نهادسازی‌ها، پایه‌های پایداری برای نظام اسلامی ایجاد کردند که تا امروز نیز ادامه دارد.

هنر سوم، «قدرتمندسازی ساختار نظامی» بود: «هنر دیگر ایشان اقدام به قدرتمندسازی ساختار نظامی کشور بود که ملت ایران در دو جنگ تحمیلی اخیر از آثار مثبت آن مطّلع و بهره‌مند شدند.» این اقدام، امنیت ملی کشور را تضمین کرد و بازدارندگی لازم در برابر دشمنان ایجاد نمود.

هنر چهارم، «قدرت ابداع و ابتکار» در ابعاد مختلف علمی، راهبردی و سیاستگذاری بود: «همچنین قدرت ابداع و ابتکار در ابعاد مختلف اعم از علمی و راهبردی و سیاستگذاری، از دیگر هنرهای ایشان بود که شمّه‌ای از آن در تدوین سیاستهای کلی نظام منعکس میباشد.» این قدرت، توانایی ایشان در خلق راهکارهای نوین برای حل مسائل پیچیده را نشان می‌دهد.

هنر پنجم، «قدرت خلق معانی» از طریق واژگان و ترکیب‌های بدیع بود: «و نیز قدرت خلق معانی از طریق ساخت به‌هنگام واژگان و ترکیبهای بدیعی که هر یک انبوهی از معانی را خلق و حمل میکرد و از آن، گفتمان عمومی عملی می‌آمد.» این هنر، نشان می‌دهد که ایشان چگونه با استفاده از کلمات، مفاهیم عمیقی را خلق کردند که در گفتمان عمومی جامعه نهادینه شد.

هنر ششم، «هنر پیش‌بینی حوادث دوردست» بود: «و از جمله، هنری که در اثر صیقل خوردن روح بلند ایشان در شداید و امتحانات و ابتلائات و به‌خاطر صبر و استقامت در مسیر حق حاصل شده بود، هنر پیش‌بینی حوادث دوردست بود که اَلمُؤمِنُ یَنْظُرُ بِنورِ الله.» این پیش‌بینی، ناشی از نور الهی و بصیرت ایشان بود که به ایشان امکان می‌داد تا آینده را بهتر از دیگران ببینند.

در پایان این بخش، تأکید می شود که همه این هنرها و مزیت‌ها، منشأ الهی داشت: «همه‌ این هنرها و مزیتها منشائی جز عنایات خاصه الهی و توجه خاص سرورمان و آباء طاهرین ایشان صلوات‌الله علیهم اجمعین نداشت. شاید بتوان آنچه این عنایات و توجهات را به سمت آن بزرگوار جلب کرد را در تلاش و مجاهدت بی‌وقفه و خالصانه او در راه اعلاء کلمه‌ی حق، خلاصه کرد.» این جمله، نشان می‌دهد که موفقیت‌های ایشان، نتیجه تلاش‌های شخصی و همچنین عنایات الهی بود.

بنابراین، این یادداشت با این نتیجه‌گیری کامل می‌شود که رهبر شهید انقلاب، مردی بود که اگرچه مشهور بود، اما عمق و وسعت شخصیت او به اندازه‌ای بود که کمتر کسی توانست آن را به طور کامل درک کند. ویژگی‌های ایشان، ترکیبی از فقه، مجاهدت، معنویت، ایران‌دوستی، مردم‌داری، اقتدار، ظرافت و هنر بود. این ویژگی‌ها، ایشان را به یک رهبر بی‌نظیر در تاریخ معاصر تبدیل کرد و پایه‌های پایداری برای نظام اسلامی و مقاومت ملی ایجاد نمود.

ارسال نظرات