۲۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۵:۵۳
کد خبر: ۸۱۲۸۹۱
استادیان:

تئوری مقاومت در ساحت فرامذهبی و فرادینی توسعه یافته است

تئوری مقاومت در ساحت فرامذهبی و فرادینی توسعه یافته است
استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه علمیه قم با اشاره به شکست سنگین آمریکا در لایه‌های ایدئولوژیک نبرد تحمیلی اخیر گفت: امپریالیسم آمریکایی توجیهات مذهبی و دینی خود را به تمامی از دست داده است.

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، دکتر علیرضا استادیان، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه علمیه، در برنامه تبیینی «بررسی گفتمان‌های فعال در جنگ سوم تحمیلی علیه ایران»، به واکاوی لایه‌های پنهان نبرد شناختی و ایدئولوژیک جبهه غرب پرداخت. وی تحلیل خود را با اشاره به دسته‌بندی گفتمان‌های دینی در نسبت با این جنگ ارائه کرد و اظهار داشت: اتفاقاتی که در ادامه تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران عزیزمان به وقوع پیوست، تنها به میدان نبرد سخت‌افزاری محدود نماند، بلکه موضع‌گیری‌های هنجاری و اعتقادی بی‌سابقه‌ای را در سطح بین‌الملل دامن زد. اوج این تحولات، موضع‌گیری‌های انتقادی پاپ، بعنوان رهبر کاتولیک‌های جهان، علیه این جنگ بود. لحن انتقادات ابتدا ملایم‌تر و دارای ملاحظات دیپلماتیک ارزیابی می‌شد، اما شدت جنایات جنگی و وحشی‌گری‌ها موجب شد این اختلاف به شکافی عمیق و زبانی صریح بدل گردد، به‌گونه‌ای که رسانه‌های غربی نیز ناگزیر به اذعانِ بروز شکاف عمیق میان «گفتمان مسیحیت کاتولیکِ واتیکان» و «سازمان رزم ترامپ» شدند. این شکاف، بیش از یک اختلاف سیاسی، یک بحران الهیاتی در جبهه غرب محسوب می‌شود.

تحلیل تاریخی-ساختاری جایگاه پاپ و شکاف رنسانسی
استادیان در ادامه با اتخاذ رویکردی تاریخی-تحلیلی، به تضعیف قدرت پاپ در عصر پسارنسانس اشاره کرد و گفت: باید این نکته را مد نظر قرار داد که مسیحیت کاتولیک با وجود شأن و احترام بسیار بالایی که برای واتیکان و شخص پاپ قائل است، در طول قرون گذشته شاهد یک جابجایی پارادایمی از «اقتدار دینی-سیاسی» به «نفوذ اخلاقی-مشورتی» بوده است. واتیکان مدت‌هاست که از نقش تعیین‌کنندگی سخت در معادلات جهانی کنار رفته است. حتی انتقادات وارد بر واتیکان در طول ادوار مختلف، بخصوص در جریان جنگ غزه، نیز ناظر بر همین ضعف ساختاری است؛ اینکه اظهارنظرهای پاپ غالباً فاقد پشتوانه اجرایی قوی و پیگیری عملیاتی بازدارنده بوده است. اما نبرد تحمیلی اخیر علیه ایران، متفاوت بود. این بار برای نخستین بار یک پاپ از قاره آمریکا (لئون چهاردهم) بر مسند واتیکان تکیه زده که مختصات نگاه انتقادی به امپریالیسم را با خود به همراه آورده است. مجموعه اظهارنظرهای او در بحبوحه تهدیدهای اخیر، فراتر از یک موضع‌گیری مقطعی، نشانه‌های یک چرخش گفتمانی را نمایان ساخت.

واکاوی مواضع پاپ در تقابل با تئوری نابودی تمدن‌ها

این استاد دانشگاه وارد جزئیات محتوایی این تقابل شد و تصریح کرد: هنگامی که دونالد ترامپ آشکارا ملت ایران را تهدید به نابودی تمدنی کرد و اساس موجودیت یک کشور را هدف قرار داد، پاپ این تهدید را «غیرقابل قبول» و مغایر با بنیادهای اخلاقی خواند و به رئیس‌جمهور آمریکا توصیه به رعایت اصول بدوی حقوق بین‌الملل کرد. اما نقطه عطف، در مراسم عید پاک (رستاخیز) رقم خورد. رهبر کاتولیک‌های جهان در مهم‌ترین مناسبت آئینی مسیحیان، با زبانی عاری از پرده‌پوشی، از متجاوزین خواست تا سلاح‌های خود را بر زمین بگذارند، صلح را انتخاب کنند و از میل به سلطه بر دیگران دست بشویند. او در یک هشدار الهیاتی صریح که پاسخی تلویحی به دعاخوانی‌های وزیر جنگ آمریکا برای پیروزی در نبرد بود، اعلام کرد: «خدا دعای جنگ‌طلبان را رد می‌کند.» این جمله، یک حمله مستقیم به مشروعیت‌بخشی دینی به ماشین جنگی کاخ سفید بود.

دکتر استادیان با اشاره به فرآیند معرفت‌افزایی الهیاتی پساجنگ خاطرنشان کرد: جهان شاهد بود که جریان کاخ سفید از واتیکان در حال شکاف و جدایی جدی هستند. پاپ در ادامه، در مراسم نیایش هفتگی در میدان سن‌پیتر، مرگ و رنج ناشی از جنگ‌افروزی علیه ایران را «رسوایی برای کل خانواده بشریت» خواند و بار دیگر خواستار آتش‌بس فوری شد. او تأکید کرد: «نمی‌توانیم در برابر رنج این همه مردم و قربانیان بی‌دفاع سکوت کنیم. آنها که به این قربانیان آسیب می‌زنند، به کل بشریت آسیب می‌رسانند.» هم‌زمانی این بیانیه‌های کوبنده با تهدیدهای علنی ترامپ برای حمله به زیرساخت‌های ایران، نشان از یک دوگانه آشکار «بربریت مدرن در برابر اخلاق جهانی» داشت.

از توهین ترامپ تا تکفیر سیاسی-دینی در جهان مسیحیت

وی در بخش دیگری از تحلیل خود به پیامدهای وارونه این تقابل پرداخت و گفت: محکومیت‌ها تا جایی ادامه یافت که ترامپ با وقاحت، نه تنها علیه پاپ موضع‌گیری سیاسی کرد، بلکه به شخص لئون چهاردهم توهین نمود. اوج این هتاکی، انتشار کاریکاتوری موهن بود که در آن ترامپ خود را به جای عیسی مسیح (ع) مطرح ساخته بود. این کنش نیهیلیستی در کشوری که مسیحیت کاتولیک  نقشی تعیین‌کننده در آرایش سیاسی دارند و بخش قابل توجهی از رأی‌دهندگان ترامپ را مسیحیان دارای دغدغه‌های دینی تشکیل می‌دهند، مصداق خودزنی سیاسی بود. دیوانگی‌های ترامپ، جنگ‌افروزی و موضع‌گیری وقیحانه او، عملاً واتیکان را وادار به صف‌آرایی علیه خود کرد. این تنش میان ترامپ و پاپ، یک پیام بسیار مثبت و راهبردی برای آزادی‌خواهان جهان داشت؛ پیامی مبنی بر اینکه ادبیات مقاومت، سپری اخلاقی فراتر از مرزهای مذهبی یافته است.

دکتر استادیان با تأکید بر هزینه‌بردار بودن این موضع‌گیری واتیکان در ساختار قدرت جهانی اذعان کرد: شجاعت و صلابتی که ایران اسلامی در مقاومت از خود نشان داد و وحشی‌گری تمام‌عیاری که آمریکا و اسرائیل بروز دادند، به‌همراه پیام عقلانی و دفاعی رهبران ایران مبنی بر «من تجاوزگر نیستم اما در دفاع از ملتم سرسخت‌ترین خواهم بود»، دست‌به‌دست هم داد تا یک بحران مشروعیت عمیق در گفتمان سیاسی و ایدئولوژیک جنگ‌افروزان آمریکایی پدید آید. آن‌ها نه‌تنها دیگر نمی‌توانند از ابزارهای معنوی مانند دعا و نیایش در کلیسا برای تسلی خاطر خانواده‌های سربازانشان در جنگ بهره بگیرند، بلکه با این چالش الهیاتی-اخلاقی مواجه شدند که «دعای افراد ظالم و جنگ‌افروزی که بمب بر سر مردم بی‌دفاع فرو می‌ریزند، قطعاً برآورده نخواهد شد.»

تئوری مقاومت و گذار از گفتمان‌های سازشگر و تئوری تسلیم

این پژوهشگر حوزوی با اشاره به اینکه جریان معرفت‌افزایی الهیاتی در جهان معاصر رو به رشد است، ابراز داشت: امروز می‌بینیم که تکفیر ترامپ و موضع‌گیری علیه او منحصر به واتیکان نمانده و در دیگر کشورهای مسیحی نیز رو به افزایش و رشد است. اظهارنظر رسمی پاپ، به‌عنوان یک کنشگر سیاسی و معرفتی در جهان مسیحیت، طنین‌انداز خواهد شد و این صدا به گوش بسیاری از افراد آزادی‌خواه از ملل مختلف می‌رسد تا بتوانند در این حوزه خطیر، با ادبیات مقاومت همراهی کنند.

دکتر استادیان با تشریح بنیان‌های تئوریک این چرخش افزود: امروز امپریالیسم آمریکایی، مهمات دینی و توجیهات مذهبی خود را در میدان افکار عمومی جهان کاملاً از دست داده است. جالب اینجاست که آن‌ها در بسیاری از ادوار، بر فضای سکولاریسم و شعار جدایی دین از سیاست نظریه‌پردازی کردند، کتب نوشتند، ساختارهای دانشگاهی را به تسخیر خود درآوردند و نسل‌ها دانشجو را براساس این دوگانه متوهم آموزش دادند. اما رژیم‌های استعماری همواره در طول تاریخ، سیاستی دوگانه داشته‌اند؛ آن‌ها برای توجیه خشونت نیروهای خود، به ادبیات مذهبی متوسل می‌شدند و برای استعمار ملت‌های منطقه، از ادبیات بومی آنان بهره می‌گرفتند تا گفتمان مقاومت را مصادره کنند. برای نمونه، نگاه کنید به هندوستان که چگونه سال‌ها ندای آزادی‌خواهی‌اش با توجیهات بومی و ساختگی به بند اسارت کشیده شد. در کشور خودمان نیز، متأسفانه غرب‌گرایان ایران، سال‌ها نظریه‌های غرب را تدریس کرده و مغزها را به اسارت درآوردند، و در همین راستا، نظریه اقتصاد مقاومتی را که تجویز راه مبارزه با امپریالیسم است، تضعیف و یا به سخره گرفتند.

این استاد دانشگاه در پایان گفت: ما باید این قاعده هستی‌شناختی را بپذیریم که اگر مرزهای جغرافیایی و حاکمیتی فرو بریزد، قطعاً پیش از آن، مرزهای فکری و عقیدتی در درون کشور فرو ریخته است. اگر سلاح از دست یک نیروی نظامی بر زمین قرار بگیرد، به این خاطر است که ابتدا فکر او به تسخیر گفتمان و رسانه‌های امپریالیستی درآمده است. اینجاست که نقش هدایتگر و راهبردی ولی فقیه به‌عنوان دیده‌بان اصلی مرزهای عقیدتی-سیاسی امت اسلامی، نه‌تنها در ایران که در معادلات منطقه‌ای، صدچندان می‌شود. امروز، این مقاومت الهی و بصیرت‌افزای رزمندگان اسلام تحت لوای ولایت بود که موجب شد آزادگان جهان، ورای دسته‌بندی‌های مذهبی و دینیِ مرسوم، پای کار بیایند. در نتیجه، تئوری مقاومت اکنون در یک ساحت فرامذهبی و فرادینی توسعه پیدا  کرده است.

حمیدرضا شاکر
ارسال نظرات