وی در این یادداشت خاطرنشان کرد: بررسی نحوه شکل گیری و مدیریت تجمعات خیابانی مردم، نشانگر بازتولید الگوی حکمرانی مدنظر امام خمینی(ره) است؛ در واقع، می توان از کارکردهای حضور مردم در میدان ها را بازتولید الگوی حکمرانی مد نظر امام راحل بر شمرد.
کارکردهای حضور مردم در میدان
الف – جامعه پذیری سیاسی
در ایام جنگ تحمیلی سوم شاهد حضور حماسی قشرهای مختلف مردم در خیابان ها و میدان های شهرها و روستاهای ایران هستیم؛ حضور این مردم، (اعم از مرد و زن، پیر و جوان، نوجوان و کودک بهمراه خانواده، پرچم بدست، با حمل تصاویر امامین انقلاب، رهبری و شهدای عزیز، پیاده و سواره)، برای خونخواهی رهبر شهید و دیگر شهدا، دفاع از وطن و نظام جمهوری اسلامی و برای حمایت از رزمندگان عزیز است؛ شعار مردم علیه جرثمه های فساد(آمریکای جهانخوار و اسرائیل غاصب) و در حمایت از ارزش ها و باورهای ایران اسلامی و نیروهای مسلح، قطع نمی شود.
مشاهده مکرر این صحنه های غرورآفرین از حیث جامعه پذیری سیاسی قابل دقت است.
از کارکردهای حضور مردم در میادین و خیابان ها طی بیش از چهل روز اخیر، حفظ و انتقال باورهای ملی اسلامی ایرانیان به نسل جدید است؛ در واقع، فرزندان ما به همراه خانواده های خویش با اهتزاز پرچم جمهوری اسلامی ایران، خواندن سرود ملی و میهنی، حمل تصاویر امامین انقلاب و مقام معظم رهبری و شهدای عالی مقام، برپایی نماز جماعت، سردادن شعارهای انقلابی علیه آمریکا و اسرائیل، حمایت از رزمندگان اسلام، دولت و رهبری، در حال تمرین یادگیری و تقویت وفاداری به میهن، مذهب، شهدا، نظام سیاسی، پرچم کشور و رهبری آن هستند؛ شاید بتوان گفت، هم اکنون بهترین حالت جامعه پذیری سیاسی پس از انقلاب اسلامی در حال انجام است. چرا که استمرار این حرکت خودش مردمی ضمن بازتولید باورهای اساسی انقلاب اسلامی، به نحو عملی و شایسته ای سبب انتقال ارزش های سیاسی، مذهبی و ملی به فرزندان و آینده سازان کشور می شود؛ چرخاندن پرچم، حمل تصویر رهبر و تکرار شعارها و ارزش های انقلاب اسلامی توسط کودکان، نونهالان، نوجوانان و جوانان به همراه بزرگترها سبب یادگیری و نهادینه شدن ارزش های ملی و اسلامی در آنان می شود.
بدیهی است نتیجه این اقدام ارزشمند و حضور حماسی مردم در صحنه، افزایش میزان رضایت از عملکرد دولت، افزایش مشارکت سیاسی، وحدت ملی، کسب اعتماد به نفس سیاسی و تقویت احساس تأثیرگذاری در فرایند تصمیم گیری و اداره امور کشور است؛ در واقع، مردم در این واقعه به این آگاهی رسیدند و احساس می کنند که دین، میهن، رهبر و نظام سیاسی از خودشان است و باید برای حفظ آن تا پای جان، فداکاری و ایثار نمایند. به همین دلیل راضی به ترک صحنه و میدان نیستند. بنابراین، استمرار این حرکت حماسی مردم برای ارتقای مشروعیت و استحکام نظام سیاسی و سطح پشتیبانی از نظام و مذاکره با دشمنان عنود، بسیار ضروری و با اهمیت است.
بی تردید این انبعاث و برانگیخته شدن مردم ناشی از عنایت الهی، توجه ولی عصر(عج)، خون شهدا بویژه رهبر شهید امت است. به امید پیروزی نهایی جبهه حق بر باطل.
ب – وحدت و هماهنگی عوامل جامعه پذیری سیاسی
وحدت و هماهنگی میان عوامل جامعه پذیری سیاسی در انجام فرایند مستمر یادگیری برای انتقال موفق باورها و ارزش های نظام به نسل جدید، حائز اهمیت فراوان است؛ چرا که در صورت بروز اختلاف بین عوامل جامعه پذیری سیاسی در حفظ و انتقال ارزش ها، در یادگیری و انتقال ارزش ها به نسل جدید، اختلال و سردرگمی بوجود می آید که این امر برای حفظ هویت و انسجام ملی، سمّی مهلک به حساب می آید. از کارکردهای حضور مردم در تجمعات خیابانی طی بیش از چهل روز اخیر با عنایت الهی، وحدت و هماهنگی عوامل جامعه پذیری سیاسی است؛
بر اساس مشاهدات میدانی و گزارش های مستند از حضور مردم در میادین، اکثر عوامل جامعه پذیری سیاسی به ایفای نقش می پردازند؛ به عبارت دیگر، عوامل مختلف جامعه پذیری سیاسی در چهل روز اخیر در صحنه حضور دارند؛ از عامل خانواده گرفته تا گروه های هم سال، نهادهای مذهبی، نهادهای آموزشی، رسانه های گروهی، احزاب و گروه های سیاسی و دولت؛ در واقع، همه عوامل فعال در انتقال ارزش ها و باورهای مشترک سهیم هستند؛ یعنی، حضور عوامل جامعه پذیری سیاسی در صحنه و بیان خواسته های مشترک، مظهر روشن وحدت و هماهنگی است؛ محور خواسته های مردم در این ایام، خونخواهی رهبر شهید، بیعت با رهبر جدید، دفاع از وطن، احترام به پرچم، حفظ دین و تمامیت ارضی، پشتیبانی از رزمندگان و نظام جمهوری اسلامی ایران، مبارزه با سلطه گری آمریکا و اسرائیل غاصب بوده است. بررسی شعارها و خواسته های مردم در این ایام، نشان می دهد که تاکید عوامل جامعه پذیری سیاسی بر محورهای مشترک بوده است؛ یعنی اعضای خانواده در این اجتماعات همان خواسته هایی را مورد تاکید قرار می دهند که گروه های هم سال، نهادهای آموزشی، نهادهای مذهبی، رسانه های گروهی و احزاب و دولت مورد تاکید قرار می دهند. البته تاکنون موارد اندکی از ناهمخوانی در بیان خواسته ها در برخی تجمعات مشاهده شده که غیر قابل توجه بوده است. باید توجه داشت که یادگیری و انتقال ارزش های حاکم به نسل جدید با حفظ وحدت و هماهنگی عوامل جامعه پذیری سیاسی زودتر و موفق تر حاصل می شود؛ در این صورت، آنان به راحتی می آموزند که دفاع از سرزمین، دین، پرچم و رهبری برای حفظ هویت ملی اسلامی، استقلال و آزادی و عزت و سربلندی کشور ضروری است. این نکته آنقدر ارزشمند است که برای حراست از آن باید استقامت داشت و جان ها را در این راه فدا کرد. به امید استمرار این تجربه گرانسنگ از حضور مردم در خیابان ها و میادین در دوره جنگ تحمیلی دوم و سوم.
ج – تقویت وحدت و انسجام ملی
از کارکردهای حضور مستمر مردم در تجمعات خیابانی طی بیش از چهل روز اخیر در دوره جنگ تحمیلی سوم، تقویت وحدت و انسجام ملی است؛ چرا که مردم آگاه در این ایام سخت و سرنوشت ساز، با اهداف و ارزش های مشترک و احساس مسئولیت متقابل، دور هم جمع می شوند؛ تا بتوانند در حفظ و حراست از هویت ملی اسلامی خویش و در دفع از خطر مشترک دشمن آمریکایی- صهیونی سهیم باشند. در این روزهای حماسی، قشرهای مختلف مردم با احساس خطر و برانگیخته شدن غرور ملی و مذهبی در میدان ها و خیابان ها حاضر می شوند؛ از قومیت های مختلف (همانند قوم فارس، تُرک، کُرد، لُر، مازندرانی، گیلک، عرب، سیستانی و بلوچ)، از ادیان و مذاهب (اعم از شیعه، سنی، مسیحی و زرتشتی)، از گروه های سیاسی با گرایشات مختلف و طبقات اجتماعی(اعم از روحانیان، فرهنگیان، نظامیان، کارگران، کشاورزان، بازاریان، صاحب منصبان)، همه و همه برای هدف و خواسته مشترک کنار هم جمع می شوند و مطالبات خود را یکصدا بیان می دارند. مطالبه اصلی قشرها و طبقات مختلف مردم در صحنه، حراست از میهن، دین، پرچم، پشتیبانی از رهبری، رزمندگان جان برکف، نظام جمهوری اسلامی ایران و دفع شرّ دشمن آمریکایی – صهیونی است. این حضور و مطالبه خواسته های مشترک، نشان دهنده عزم راسخ و اتحاد دل های مردم است. از نکات مهم این ایام در تجمعات خیابانی مردم این است که مشاهده می شود، اختلافات سلیقه ای، سیاسی، زبانی و غیره در وحدت و انسجام ملی جامعه جهت مقابله با دشمن زبون و در حفظ هویت ملی اسلامی تأثیر آشکاری نگذاشته است؛ در واقع، مردم، مسئولان و چهره های تأثیرگذار بخاطر حفظ منافع ملی و مسائل اساسی کشور، اختلافات قومی، مذهبی، سیاسی و گروهی را کنار گذاشتند و اقدامی انجام ندادند تا دل مردم نسبت به یکدیگر چرکین شود؛ تا بدین وسیله بتوانند متحدانه و مقتدرانه در دفع شرّ و خطر دشمن مکّار و عنود موفق شوند. این تجربه مفید بار دیگر ثابت کرد که می توان برای هدف و ارزش های مشترک، اختلاف نظرها و اختلاف سلیقه ها را کنار گذاشت و به منافع ملی و بزرگتر فکر کرد و به آن دست یافت. بی تردید، وحدت ملی سبب افزایش امید، هم افزایی، تولید قدرت ملی و امنیت ملی می شود و در پناه وحدت، قدرت و امنیت ملی می توان بر مشکلات و موانع فائق آمد. بنابراین، همگان بایستی به طور مستمر تلاش نمایند تا این فرصت و نعمت وحدت و انسجام ملی که با عنایت الهی و به برکت خون شهدا در دوره جنگ تحمیلی سوم بدست آمده و تقویت شده و از اصلی ترین شعار و خواسته جمهوری اسلامی ایران بوده است را حفظ کرد و از آن بهره جست.
د – تقویت گفتمان انقلاب اسلامی
از کارکردهای حضور مردم در میدان ها و خیابان های ایران طی بیش از چهل روز اخیر در دوره جنگ تحمیلی سوم، تقویت گفتمان انقلاب اسلامی است؛ توضیح این که از نمادهای اصلی گفتمان انقلاب اسلامی می توان به اسلام سیاسی با محوریت ولی فقیه، پیوند دین و سیاست، خدامحوری، گرایش به معنویت و ارزش های الهی (از قبیل ایثار و فداکاری، شهادت طلبی، برادری، صبر، مدارا، تقدم منافع ملی بر منافع شخصی)، عدالت خواهی، وطن دوستی، آزادی خواهی، استقلال طلبی، حمایت از مستضعفان و مظلومان و استکبار ستیزی اشاره کرد. همه ما شاهدیم که قشرهای مختلف مردم در چهل روز اخیر به طور مستمر در خیابان ها و میدان ها حضور می یابند و آمادگی دارند تا در راه حفظ و حراست از وطن، اسلام، پرچم، رهبری و استقلال کشور، جان خودشان را فدا کنند و برای تحقق خواسته های خویش از بذل مال، آبرو و جان خود دریغ نمی ورزند و با ایثار و فداکاری و همبستگی اجتماعی و تقدم منافع ملی بر منافع شخصی نسبت به حفظ تمامیت ارضی، خونخواهی شهدا بویژه رهبر شهید خود، پافشاری می نمایند. این روحیه انقلابی مردم در واقع، همان گفتمان انقلاب اسلامی است که امروزه پس از گذشت بیش از 47 سال از پیروزی انقلاب اسلامی، بازتولید شده است. تحلیل کلید واژه ها، عبارات و مفاهیم بکار گرفته شده در شعارها و دیوارنوشتههای مردم در این ایام (از قبیل میهن، وطن، رهبری، پرچم، کشور، ایران، خدا، قرآن، اسلام، مردم، جمهوری اسلامی، استقلال، آزادی، وحدت، شهادت، مقاومت، تحمل، استقامت، امام، خمینی، شهید، خامنه ای، اتحاد، ملت، حیدر، عزت، خیبر، امام علی(ع)، امام حسین(ع)، صاحب الزمان(عج)، عنایت الهی، ولایت فقیه، بسیج مستضعفان، مسلمان، استکبار جهانی، مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، مرگ بر پهلوی، مرگ بر سازشکار)، نشانگر همان گفتمان انقلاب اسلامی در سال 1357 است. از یک منظر، کارکرد یاد شده از تجمعات خیابانی مردم در جنگ تحمیلی سوم، یک فرصت طلایی برای کشور و نظام سیاسی به حساب می آید که شایسته است از این فرصت برای تقویت وحدت و انسجام ملی و تقویت بیش از پیش پیوند بین دولت و ملت و با مشارکت دادن بیشتر مردم در اداره امور برای حل مشکلات کشور بهره جست. امید است در ادامه انبعاث الهی، همه مردم و مسئولان کشور با تجدید وفاداری و عمل بیشتر به گفتمان انقلاب اسلامی، زمینه تحقق کامل الگوی مردم سالاری دینی مبتنی بر اسلام ناب محمدی(ص) مد نظر امام خمینی (ره) را فراهم سازند. ادامه دارد ...
هـ – بازتولید الگوی حکمرانی مدنظر امام خمینی(ره)
مطابق اندیشه و سیره امام خمینی(ره)، اسلام و وحدت مردم، اساس انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران است؛ امام راحل با تکیه بر خدا (توحید) و با مشارکت و حمایت گروه ها و قشرهای مردم توانست، مبارزه خود را علیه نظام استبدادی پهلوی و علیه استکبار جهانی به ثمر برساند و با تأسیس نظام جمهوری اسلامی ایران، الگوی جدیدی از اداره امور جامعه (مردم سالاری دینی) را به جهان تشنه خدا و معنویت معرفی نماید؛ چرا که امام خمینی(ره)، مشکل کشور ما و جهان را غیبت خدا و معنویت در عرصه اجتماع و حاکمیت نگاه تک ساحتی(توجه به مادیت بدون معنویت) دانسته و راه نجات و پیشرفت کشور را عمل به آموزه های الهی و توجه به دو بُعد دنیا و آخرت (توجه توأمان به عقل و وحی) معرفی کردند.
بی تردید در الگوی مردم سالاری دینی و در حکمرانی مد نظر امام خمینی(ره) و رهبر شهید، حضور و مشارکت مردم در اداره امور کشور، اقامه دین و اجرای احکام و قوانین الهی از اصول اساسی آن است؛ در این نگاه، حاکمیت و دولت از نقش راهبری، تنظیم گری و تسهیل گری برخوردارند و می توان سهم هر یک از دولت، مردم، نهادهای عمومی و خصوصی را از هم تمیز داد. در واقع، مطابق اندیشه و عمل امام خمینی(ره)، اساسا بدنه مردم هستند که بایستی برابر آموزه ها و برنامه اسلامی به اداره امور و به اجرای تعالیم الهی بپردازند؛ در این نگاه، نهادهای حاکمیتی، زمینه حضور و مشارکت مردم را در همه عرصه ها فراهم می آورند؛ به نحوی که مردم بر سرنوشت خویش مسلط شوند.
از این منظر، تأسیس نهادهای انقلابی و مردمی از قبیل نهاد جهاد سازندگی، بسیج مستضعفین، کمیته امداد امام خمینی(ره) و نهضت سواد آموزی در جمهوری اسلامی ایران در همین راستا تحلیل می شوند. برخی محققان به دلیل پُررنگ بودن نقش مردم در اداره کشور بر اساس الگوی حکمرانی مد نظر امام راحل، از عبارت حکمرانی مردم پایه و حکمرانی مردمی درنظر امام راحل استفاده کرده اند. از این منظر می توان حضور مستمر قشرهای مختلف مردم در خیابان ها و میدان های کشور طی بیش از چهل روز اخیر در دوره جنگ تحمیلی سوم را تحلیل کرد؛ مردم آگاه در جنگ تحمیلی سوم به صورت خودجوش برای دفاع از میهن، پرچم، اسلام و رهبری مبعوث شدند و در مقابل دشمن آمریکایی – صهیونی ایستادند. بررسی نحوه شکل گیری و مدیریت تجمعات خیابانی مردم، نشانگر بازتولید الگوی حکمرانی مدنظر امام خمینی(ره) است؛ در واقع، می توان از کارکردهای حضور مردم در میدان ها را بازتولید الگوی حکمرانی مد نظر امام راحل بر شمرد؛ چرا که مردم (اعم از نهادهای مدنی و خصوصی، هیئت های مذهبی و بسیج مستضعفین) با هدایت، تنظیم گری و تسهیل گری حاکمیت، به حفظ آرامش و کنترل نظم و امنیت شهرها و روستاهای کشور پرداختند و پشتوانه ای قوی برای رزمندگان و حاکمان شدند؛ قشرهای مختلف مردم با تولید سرودهای حماسی ملی و مذهبی، تولید و توزیع دلنوشته ها و پرچم های متناسب با تجمعات و تظاهرات، تولید عبارات حماسی، استفاده از اموال و دارائی های خود از جمله وسائل نقلیه شخصی در اجتماعات و حرکت های جمعی موتورسواران، ماشین سواران و کامیون داران، حفاظت از امنیت شهر و روستا و اجتماعات، برپا ساختن موکب ها، توزیع نوشیدنی و غذاهای رایگان و نذری، انجام فعالیت های رسانه ای آگاهی بخش با تولید یادداشت ها، مقالات، مصاحبه ها، ایراد سخنرانی ها، هماهنگی در شبکه های اجتماعی، تولید شعارهای متناسب با تجمعات، تشکیل گروه های جهادی برای کمک به هموطنان آسیب دیده جسمی، روحی و مادی و ثبت نام فراگیر در سامانه پویش «جان فدا» به ایفای نقش مؤثر در مقابله با دشمن آمریکایی- صهیونی و دفاع از ایران اسلامی پرداختند.
در واقع، ایفای درست نقش مردم و دولت سبب موفقیت و کارآمدی کشور در این بحران و وضعیت جنگ تحمیلی شده است؛ به نحوی که ابتکار عمل و دست برتر ایران در مقابله با دشمن آمریکایی – صهیونی و در اداره کشور آشکار است. بنابراین، می توان گفت که الگوی حکمرانی مد نظر امام خمینی(ره) و رهبر شهید انقلاب اسلامی در این واقعه، بازتولید شده است؛ همانطور که امام راحل در اندیشه و عمل خود در دهه اول انقلاب اسلامی توانست با بکاربستن الگوی حکمرانی مردم پایه نسبت به حل مشکلات کشور از قبیل بی سوادی، فقر و جنگ تحمیلی اول به موفقیت قابل قبولی دست یابد؛ بی تردید بکارگیری این الگو می تواند در گام دوم انقلاب اسلامی نیز نجات بخش بوده و سبب پیشرفت و تعالی بیشتر کشور شود؛ در واقع، در این نوع از حکمرانی، هر یک از اضلاع حکمرانی در یک هماهنگی سیستمی به نقش خود توجه و عمل می نمایند؛ یعنی هم دولت، هم نهادهای مدنی و هم نهادهای خصوصی با وحدت و هماهنگی به ایفای نقش خود می پردازند. به نظر می رسد بکارگیری این الگو حکمرانی در عمل ما را در برابر دشمن قدّار و مکّار نجات داد. بنابراین، با توجه به ضرورت موضوع، این نوع حکمرانی بازهم می تواند در اقامه دین و در حل مشکلات کشور به ما کمک کند. شاید به همین دلیل و با نگاه این نوع حکمرانی بوده است که بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران تأکید داشت که وحدت و انگیزه الهی، رمز پیروزی و استمرار آن است و باید در حفظ آن کوشا بود.