تولید «سرو، سپید، سرخ» یک اقدام فوری و جهادی بود
به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، مجموعه تلویزیونی «سرو، سپید، سرخ» با محوریت جنگ رمضان این شبها با اپیزودهای متفاوت از شبکه اول سیما در حال پخش است.
خیام وقارکاشانی بازیگر اپیزود «چادر مسافرتی» از مجموعه «سرو، سپید، سرخ» در مورد چگونگی حضور و بازی در این قصه که در روزهای جنگ ساخته شده است، در گفتگو با فارس بیان کرد: وسط بمباران و موشک باران بود و من تهران بود که دوستان برای این کار تماس گرفتند که باید سریع برای پخش آماده میشد و در شرایطی که کارهای دیگر متوقف شده بود مبنا بر این بود که این کار به سرعت آماده شده و روی آنتن برود. فیلمنامه را فرستادند، آن را خواندم و دوستش داشتم و این شد که مشغول شدیم؛ البته در این زمان برای کارهای دیگری هم با من تماس گرفته شد اما قسمت نشد در کارهای دیگر باشم.
وی در پاسخ به این پرسش که چه چیز در این قصه را دوست داشته که مجاب شده است در آن بازی کند گفت: یکی از خوبیهای این قصه بود این که در این شرایط از شعار فاصله گرفته بود و مستقیم به جنگ یا ایدئولوژی و... نمیپرداخت و قصهاش جذاب بود. این که زن و شوهری که تصمیم به جدایی داشتند پس از جنگ و درگیر شدن در آن، تصمیم میگیرند که دوباره به هم برگردند، اتفاق جالبی بود. در حقیقت جنگ و مسافرت ناشی از آن و وقایع بعدی، آنان را به هم نزدیک کرد.
وقارکاشانی یادآور شد: این که بخش زیادی از قصه و اختلافاتی که در آن میبینیم برداشتی از زندگی فرزاد رنجبر نویسنده و کارگردان کار بود جالب است و آن را مستند میکرد؛ ضمن این که چون آقای رنجبر نویسنده کار و در کنار ما بود میدانست چه میخواهد بکند و بر همین اساس ما را هدایت میکرد.
این بازیگر یادآور شد: بازی در نقش این کاراکتر با کارهای اخیرم متفاوت بود؛ او آدمی بود که به چیزی مقید و پایبند نبود آن هم در مواجه با همسری که از باب اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی در نقطه مقابل او قرار داشت و این شرایط چالش داشت و نقش را برایم خاص میکرد.
وی در توضیح چالشهای بازی در این نقش خاطرنشان کرد: چالش نقش برای من شرایط سخت بمباران و موشک باران بود و گرچه برای ساخت این قصه شمال بودیم اما آنجا هم کاملا امن نبود و این اولین باری بود که در چنین شرایطی کار میکردم که هم هیجان انگیز بود و هم سختیهای خودش را داشت؛ به هرحال هر بازیگری دوست دارد در فضای امن و متمرکز کار کند اما این شرایط آنگونه نبود؛ البته از طرفی هم دلمان گرم بود که در این شرایط در کنار دیگرانی که برای مملکت تلاش میکنند ما هم داریم کاری انجام میدهیم و برای خودم این انجام دادن کار مهم بود و با ارزش.

وقارکاشانی با تاکید بر پیام اپیزود «چادر مسافرتی» اظهار کرد: این قصه به سادهترین شکل به مخاطب گفت که اگر جنگ و آسیب و خطرات آن کنار گذاشته شود، آدم ها با هر سلیقه و جهان بینی وقتی به سمت هم میروند میتوانند کنار هم زندگی کنند؛ اگر دوست داشتنی وجود دارد، باید از خواستههای شخصی گذشت، زن و مرد هم ندارد. این پیام قصه بود که دوست داشتن جلوی خودخواهی را میگیرد و روابط را درست میکند.
وقارکاشانی در پاسخ به این سوال که با کدام دسته موافق است: کسانی که ساخته شدن این کار را در زمان جنگ شتابزده میخوانند یا کسانی که آن را نوعی از مستندسازی تلقی میکنند، بیان کرد: بله کسی منکر این نیست که این مجموعه در شتابزدگی ساخته شد و این شتاب قطعا آسیبهایی را به همراه دارد. همچنان که قصه ما قرار بود طولانیترین داستان در این مجموعه و به شکل دو اپیزودی باشد اما شرایط محقق نشد و ما در 10 روز فشار و عجله آن را ساختیم که این کار به کلیت ماجرا آسیب میزند. این شتاب در همه اپیزودهای این مجموعه و کارهایی از این دست وجود دارد و انکارناپذیر است اما از جهتی هم این کار به عنوان یک اقدام فوری و جهادی که تلاش میکند تا تصویری از آنچه درحال رخ دادن است را به تصویر بکشد کاری ارزشمند و محترم است؛ این که آدمها به جای نشستن در جای امن و گوشه عافیت به میدان بیایند و به قدر وسع خود گامی بردارند در جای خود باارزش و موثر است.