۲۵ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۳:۱۱
کد خبر: ۸۱۱۸۴۶
یادداشت؛

تصویرِ «او»

تصویرِ «او»
هر چه این روزها تلاش کردم تا چند خطی را در وصف احوالات این چهل روز و شب به رشته‌ی تحریر درآورم، نه قوه‌ی تفکرم مجالی می‌داد و نه انگشتانم یاری‌ام می‌کرد، نهایتا از شدت بغض و دلتنگی تصویری را روبرویم نهادم تا وصف حال از آن کنم.
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، سایه‌ی غم فراق کسی همچو‌ «او» تا چهل سال هم کم نمی‌شود، چه برسد چهل روز!
 
هر چه این روزها تلاش کردم تا چند خطی را در وصف احوالات این چهل روز و شب به رشته‌ی تحریر درآورم، نه قوه‌ی تفکرم مجالی می‌داد و نه انگشتانم یاری‌ام می‌کرد، نهایتا از شدت بغض و دلتنگی تصویری را روبرویم نهادم تا وصف حال از آن کنم.
 
تصویری از حضور امام امت بعد از اقامه‌ی نماز جماعت، کنار دخترکانی‌ که به تازگی وارد حریم آسمانی و معنوی عبادت شده‌اند، تصویری پر از رنگ و لعاب دخترانه که در مرکز آن رهبری را می‌بینیم که مهربانترین و پدرانه‌ترین لبخند دنیا را دارد، «او» همان کسی‌ست که دشمنان برای سایه‌اش نقشه‌ها کشیدند و توطئه‌ها داشتند، «او» همان کسی‌ست که فرمانده‌ی کل قوای حق علیه باطل بود، «او» همان کسی‌ست که در وصف نبوغ علمی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، نظامی‌اش، تمام اندیشمندان و سخنوران و سیاسیون هنوز هم مات مانده‌اند و انگشت به دهان، او رهبر شهید عزیز دل امت اسلام است.
 
تصویر، چنان گویاست و چهره‌ی دخترکان در مسیرِ دیدن نور آن چهره‌ی نورانی، چنان منقلب، که هر فطرت سلیمی را به وجد می‌آورد و غبطه‌ای عمیق را به دل می‌اندازد که ای کاش من جای یکی از آنها بودم! دخترکی که خم می‌شود و دستان مبارک آقا را از روی قبا می‌بوسد، یقینا به جایگاهی ویژه می‌رسد کنار دوستان و خانواده و هم سن و سالانش که چه توفیقی نصیبش شد، و دخترکی پشت سر رهبر که اشکانش را پاک می‌کند و با چشمانش التماس می‌کند که رهبر برگردد و او را نیز ببیند.
 
این تصویر و تمام تصاویر زیبای «او»، در یک لحظه و یک روز، به دست شقی‌ترین موجودات جهان، تکرارناپذیر شد و حسرتی جانفرسا را به جانمان انداخت.
 
همان لحظه، حالا بعد از چهل روز، تبدیل شده است به بغضی سنگین و عظیم که جز با گرفتن انتقام خون «او» هرگز آرام نمی‌گردد.
 
مناسادات هاشمی دانشجوی ارشد فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم(ع)
ارسال نظرات