چرایی مذاکره نکردن در شرایط کنونی و مبانی فقهی مقابله با متجاوزان
حجت الاسلام امید خورشید مند کارشناس سیاسی و فرهنگی حوزه علمیه تبریز، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری رسا در تبریز، با اشاره به طرح برخی مباحث درباره ضرورت مذاکره یا آتشبس با آمریکا، اظهار داشت: در تحلیل مسائل کلان سیاسی باید هم به تجربههای تاریخی توجه کرد و هم به مبانی فقهی و عقلانی. مذاکره در منطق سیاسی و اسلامی یک ابزار است، نه یک اصل ثابت؛ بنابراین زمانی معنا دارد که شرایط آن فراهم باشد.
وی افزود: یکی از مهمترین شروط مذاکره، وجود حداقلی از اعتماد یا پایبندی طرف مقابل به تعهدات است تجربههای گذشته نشان داده است که در موارد متعددی، طرفهای غربی بهویژه آمریکا پس از رسیدن به توافق، به تعهدات خود پایبند نماندهاند از این رو طبیعی است که در چنین شرایطی، بسیاری از تحلیلگران معتقدند زمان فعلی برای مذاکره مناسب نیست و ابتدا باید رفتار طرف مقابل تغییر کند.
این مبلغ تبلیغی حوزه ادامه داد: در فقه سیاسی اسلام اصل «دفع تجاوز» و «حفظ کیان جامعه اسلامی» از اصول مهم به شمار میرود قرآن کریم نیز تصریح میکند که اگر دشمنان به جنگ و تجاوز روی آورند، جامعه اسلامی حق دارد برای دفاع و جلوگیری از تکرار تجاوز اقدام کند بنابراین مقاومت در برابر تهدید یا تجاوز، صرفاً یک تصمیم سیاسی نیست بلکه پشتوانههای فقهی و دینی نیز دارد.
حجتالاسلام خورشیدمند درباره مطالبه از دستگاه دیپلماسی برای تبیین اقدامات منطقهای نیز گفت: یکی از وظایف مهم وزارت امور خارجه اقناع افکار عمومی، بهویژه در سطح منطقه است هر اقدامی که در چارچوب دفاع یا بازدارندگی انجام میشود باید برای افکار عمومی تبیین شود تا روشن گردد هدف از این اقدامات، ایجاد ناامنی نیست بلکه جلوگیری از تکرار تهدید و تجاوز است.
وی افزود: در فضای رسانهای منطقه، روایتسازی اهمیت زیادی دارد و اگر روایت درست و مستند ارائه نشود، روایتهای رقیب میتواند افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهد از این جهت دستگاه دیپلماسی و رسانهها باید با ارائه استدلالهای حقوقی، سیاسی و تاریخی، چرایی برخی تصمیمات راهبردی را برای افکار عمومی توضیح دهند.
این کارشناس فقه سیاسی در ادامه به مبانی فقهی آمادگی در برابر دشمنان اشاره کرد و گفت: در متون دینی، اصل «اعداد» یا آمادگی برای مقابله با دشمنان مورد تأکید قرار گرفته است این آمادگی صرفاً نظامی نیست بلکه شامل آمادگی اقتصادی، فرهنگی، رسانهای و سیاسی نیز میشود فلسفه این اصل آن است که دشمن از هزینههای سنگین تجاوز آگاه شود و اساساً جرئت اقدام پیدا نکند.
وی در پایان درباره حد و نقطه تنبیه متجاوز تصریح کرد: در منطق فقهی، پاسخ به تجاوز باید بهگونهای باشد که اولاً جنبه دفاعی داشته باشد و ثانیاً بازدارندگی ایجاد کند هدف از تنبیه متجاوز، انتقامجویی صرف نیست بلکه جلوگیری از تکرار تجاوز و برقراری امنیت است به همین دلیل در ادبیات فقه سیاسی گفته میشود پاسخ باید متناسب، بازدارنده و در چارچوب عدالت باشد تا دشمن متوجه هزینههای اقدام خود شود و از ادامه مسیر تجاوز دست بردارد.