لابی نکرد
به گزارش گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، اختصاصات یعنی ویژگیهای منحصربهفرد یک شخص در تاریخ. مثلاً یکی از اختصاصات امیرالمؤمنین علیهالسلام این است که در کعبه متولد شدهاست. در این سلسله مطالب به اختصاصاتِ رهبر شهید انقلاب اسلامی میپردازیم؛ یعنی ویژگیهای استثنایی ایشان که در تاریخ حکمرانی این سرزمین نظیری ندارد. این اختصاصات بیشتر ناظر به دادههای واقعی زندگی ایشان است نه هندسه فکری آقای شهید.
لابی نکرد
میتوان بهجرئت گفت همهی حاکمان این سرزمین برای رسیدن به قدرت برنامهای داشتهاند. این برنامهها ــ مثبت یا منفی ــ با کادرسازی و گاهی حیله و توطئه همراه بوده است. حتّی امام هم به معنای مثبت کلمه از وقتی که جزوهی «ولایت فقیه» را در نجف نوشت، به فکر تأسیس جمهوری اسلامی بود. امّا میتوان رهبر شهید را از همهی حاکمان دیگر جدا کرد. علناً مشخّص بود که او هیچ برنامهای برای رسیدن به قدرت نداشت و خاطرههایی که دوست و نادوست از رهبر شهید منتشر کردهاند، نشان میدهد که او نهتنها برای رهبر شدن و حاکم شدنِ خود تلاش نکرد، بلکه در جهت عکس آن میکوشید.
موسوی خوئینیها نقل میکند که در جلسهی مهمّی پیش از انتخاب رهبر، نام او تکرار میشد امّا آن کسی که اجازه نمیداد نامش مطرح شود خودش بود؛ بهویژه آنکه سیّدعلی خامنهای چون برخوردار از یک نجابت ذاتی بود، اجازه نمیداد تا زمانی که استاد و مرادش زنده است، نام او در بین گزینههای رهبری مطرح یا حتّی احتمالش نقل شود. (وای بر کسانی که در دورهی زنده بودن آقا، خودشان را برای امرِ رهبریِ بعد از آقا مطرح میکردند!)
این درست است که استادش بارها نام او را در گفتوگوهای مختلف پیشنهاد میداد و با آنکه با هیچ کس تعارف نداشت، خامنهای را «خورشید» مینامید، امّا آن کسی که اجازه نمیداد این نقلِقولها پخش یا مکتوب و مستند شود، شخص رهبر شهید بود.
برای اثبات این گفتهها کافی است ببینید شمس این انقلاب چطور به رهبری رسید.
بعد از بحثهای دامنهدار در مهمترین جلسهی تاریخ خبرگان تا امروز، نوبت به رأیگیری در خصوص رهبری شورایی یا رهبری فردی رسید. رهبری فردی رأی آورد؛ یعنی قرار شد یک فرد مطرح شود. بلافاصله بعد از اینکه مشخّص شد رهبری باید فردی باشد، یکی از نمایندهها بدون درنگ گفت: این دیگر نیازی به بحث ندارد؛ آقای خامنهای، آقای خامنهای!
بااینحال، در همین جلسه، رهبری شهید به آقای هاشمی اجازه نداد که آن خاطرهی مربوط به امام را نقل کند. در آن خاطره، امام صراحتاً نام آقای خامنهای را آورده بود. با اصرار نمایندهها، آقای هاشمی خاطره را نقل کرد و رهبری شهید گفت: باید خون گریست بر جامعهی اسلامی که احتمال کسی مثل بنده در آن مطرح شود. امّا با وجود این مخالفت آشکار، آن هم با این کلمههای مؤثّر از سوی مردی که خود شیر بیشهی فصاحت و بلاغت بود، اعضای خبرگان بر تصمیم خود مصمّمتر شدند؛ چون از نظر آنها، چنین اظهارنظر صریحی نشان میداد که منتخبشان از سرِ خداترسی چنین سخنانی را بیان میکند؛ مخصوصاً آنکه آنها خامنهایِ خطابهخوان، ادیب، عالم و سیاستمدار را در گرمترین کورهها و سوانح دههی اوّل انقلاب سنجیده بودند؛ خودانتقادیِ محکمِ او دل آنها را محکم کرد که گزینهی مطلوب کسی است که به دنبال تبرّج جاه و مقام نباشد.
در خصوص ورع ایشان در حوزه حکمرانی، به این نکته توجّه باید کرد که ایشان برخی از کسانی را که در مجلس خبرگان رهبری به رهبری ایشان رأی ندادند، بعدها در مسئولیّتهای مهم و سرنوشتسازی منصوب کردند؛ یعنی مخالفت با رهبریِ ایشان، در آن جلسهی مهم، ابداً به این معنی نبود که رهبری آنها را کنار بگذارند یا از ظرفیت آنان استفاده نکنند.
یکی از افرادی که در جلسه ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ رأی منفی به رهبریِ حضرت آیت الله خامنهای در جلسه تعیین رهبر در جلسه خبرگان رهبری داد، حجتالاسلام والمسلمین سیدکاظم نورمفیدی بود که تا همین تاریخ امامجمعه گرگان و نمایندهی ولی فقیه در استان گلستان هستند. یا فرد دیگر که به ایشان رأی منفی دادند، مرحوم آیتالله مؤمن قمی بودند که همواره مورد توجه و محبّت رهبر انقلاب بوده و در چند دوره پیاپی به عنوان عضو فقیه شورای نگهبان منصوب شدند. اینها نمونهای کوچک از سماحت و رواداری بینظیر ایشان در حوزه حکمرانی بود که اجازه نمیدادند مسائل غیراصولی و یا حتی شخصی در حوزه کلان سیاسی و اجتماعی تاثیر بگذارد.
فقاهت و عدالت دو اصل اساسی در رهبری و زعامت و مرجعیت امت است که رهبر شهید انقلاب، با سلوک منحصربفرد سیاسی خود، مسیر حکمرانی را متمایز کردند، مسیری که قابل مقایسه حتی با خوشسابقهترین پادشاهان حاکم بر سرزمین ایران هم نخواهد بود.