۲۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۵:۰۱
کد خبر: ۸۰۸۷۵۶
یادداشت؛

جلوه‌های اخلاق و معرفت در سیره استاد معظم آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای

جلوه‌های اخلاق و معرفت در سیره استاد معظم آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای
حضرت آیت‌الله حاج‌آقا سید مجتبی خامنه‌ای حفظه‌الله تعالی، شخصیتی علمی و اخلاقی هستند که در نگاه ایشان، فقه و احکام شرعی تجلی‌گر عرفان عملی و بندگی محض است؛ برجسته‌ترین ویژگی ایشان که در دیدارهای خصوصی و عمومی مشهود است، تواضع، محبت به فقرا و احترام به علماست.

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، اولین نکته‌ای که در مورد استاد معظم حضرت آیت‌الله حاج‌آقا سید مجتبی خامنه‌ای حفظه‌الله تعالی باید عرض کنم این است که:

باتوجه به جامعیت شخصیت ایشان از نظر علمی، اخلاقی و سیاسی و مدیریتی؛ همیشه عرض کرده‌ام که شاید برعکس آنچه در اذهان عمومی است که بیشتر ایشان را یک شخصیت سیاسی و بعد علمی و بعد از آن اخلاقی و معنوی می‌دانند؛ این بزرگوار اولین برجستگی که با آن افراد مواجه می‌شوند: جلوه‌های اخلاقی و ادب و احترامی است که از ایشان ظهور و بروز دارد. یعنی به نظر حقیر: شخصیت معنوی و اخلاقی ایشان بر دیگر ابعاد شخصیت‌شان مقدم است و این نکته برای همه‌ی افرادی که از نزدیک با ایشان دیداری داشته‌اند مشهود است؛ حال چه در جلسات عمومی مثل دروس ایشان یا جلسات خصوصی.

مثلا استقبال و بدرقه های ایشان در جلساتی که باید خدمتشان می‌رسیدیم، همیشه برای حقیر جلوه‌ای خاص داشت و اگر در پایان جلسه به زمان نماز می‌رسید و توفیق اقامه نماز جماعت همراه ایشان بدست می‌آمد، باز آن معنویت در عبادت و حضور قلب در نمازشان کاملا جلوه‌گر بود.

دومین نکته‌ای که گویای اخلاقیات ایشان است: در یکی از جلسات که‌ خدمت حضرت استاد بودیم، بعد از ارائه گزارشات دوستان، خاطره‌ای بیان فرمودند که با دو نکته‌ی دیگری که بر آن‌ها همیشه تاکید داشته‌اند، ذهن حقیر را به یاد روایتی انداخت که نشان از تربیت کردن بر اساس روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام داشت. اتفاقا بعد از جلسه که حقیر برای دیگر دوستان بیان کردم و آنها در جلسات دیگری خدمت استاد رفته بودند و به این تطبیق نکات ایشان با آن‌ حدیث شریف اشاره کرده بودند، می‌گفتند: حضرت استاد همیشه اگر ما به توصیه‌ای که ایشان فرموده‌اند اشاره می‌کنيم و عرض میکنیم که این مطلب مهم را از شما آموخته‌ایم؛ می‌فرمایند که این مطلب مضمون فلان روایت و حدیث اهل‌بیت علیهم‌السلام است.

خوب است قبل از آنکه به آن خاطره اشاره کنم؛ چون بخشی از آن مطلب مربوط به فهم ما و حتی مشخص کردن مصداق برای عنوان فقیر و فقرا است، این مطلب را هم عرض کنم که: برخی از افراد صالح که نیازمند هستند و به اصطلاح با سیلی صورتشان را سرخ نگه میدارند و به تعبیر روایات: خداوند در قیامت از آنها عذرخواهی میکند را نباید با عده‌ای که گدایی و تکدی‌گری میکنند و با ظاهری ژولیده و به اصطلاح شلخته و احيانا کثیف به این کار می‌پردازند، را یکی بدانیم.

در آن‌ جلسه استاد فرمودند: در ایام نوجوانی که در اطاقی همراه دیگر اخوان بودیم و در آنجا بسته‌هایی از کمک‌های معیشتی و یا مثلا لباسهایی بود که جهت رساندن به فقرا و نیازمندان جمع شده بود، حضرت آقا که آن زمان شاید اوائل ریاست‌جمهوریشان بوده، وارد اطاق میشوند و با دیدن آن‌ کمک‌ها با حالت دعا به خداوند عرض میکنند: خدایا شکر که ما را از فقرا و مرتبطین آن‌ها قرار داده‌ای!

استاد می‌فرمودند: تا آن‌ لحظه اسم فقیر در ذهن من، همان کسانی بودند که در محلی نشسته‌اند و گدایی می‌کنند؛ اما یک‌مرتبه با آن‌ دعا و توجه حضرت آقا که میدیدم یکی از فقرا هم پدر من هست، محبت و توجهی در قلبم نسبت به نيازمندان و فقرا پیدا شد. که البته استاد مدام در فکر خدمت رسانی به این بزرگواران  هست و حقیقتا باید بدانیم که این عزیزان ولیّ نعمت ما محسوب می‌شوند و حتی ارتباط با منرومان و فقرا را ایشان موجب باز شدن ابواب علم و معرفت میدانند و بر آن‌ تاکيد دارند.

این اولین نکته‌ای بود که استاد پس از ارائه دوستان در رابطه با ارتباط داشتن با فقرا فرمودند. دو نکته دیگر هم در مورد تاکید ایشان بر احترام گذاشتن به طلاب و فضلا بود که در برنامه‌ریزی‌های علمی باید به حفظ حرمت این عزیزان هميشه توجه شود و همچنین هر آن‌چه که ما انجام می‌دهيم باید در راستای جامه‌ی عمل پوشاندن به منویات و فرمایشات و توقعات حضرت آقا به عنوان ولیّ جامعه باشد.

شنیدن این سه توصیه؛ ذهن حقیر را درگیر کرده بود که من این موارد را در شخصیت دیگری هم ديده‌ام. از جلسه که خارج شدیم، مرتب از تهران‌ تا قم با خودم مرور میکردم که آن شخصیت که بود؟!

نزدیک منزل که رسیدم، یک‌مرتبه به یاد روایت امام صادق علیه‌السلام در وصف حضرت سلمان رضوان‌الله علیه افتادم که دقیقا این سه ویژگی را در معرفی او بیان می‌فرمایند: راوی میگوید: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ: مَا أَکْثَرَ مِنْکَ سَیِّدِی ذِکْرَ سَلْمَانَ اَلْفَارِسِیِّ؛ چقدر از شما می شنوم که سلمان فارسی را نام می برید؟

 فَقَالَ لاَ تَقُلْ سَلْمَانُ اَلْفَارِسِیُّ وَ لَکِنْ قُلْ سَلْمَانُ اَلْمُحَمَّدِیُّ أَ تَدْرِی مَا کَثْرَةُ ذِکْرِی لَهُ؟ حضرت فرمود: نگو سلمان فارسی، بگو سلمان محمدی. می دانی چرا زیاد نام سلمان را می بریم؟

قُلْتُ لاَ؛ عرض کردم‌: نه نمی دانم.

قَالَ لِثَلاَثٍ؛ فرمود: به خاطر سه ویژگی.

أَحَدُهَا إِیثَارُهُ هَوَی أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ عَلَی هَوَی نَفْسِهِ؛ اول اینکه خواسته امیرالمؤمنین را بر خواسته خود مقدم می داشت.

وَ اَلثَّانِیَةُ حُبُّهُ اَلْفُقَرَاءَ وَ اِخْتِیَارُهُ لَهُمْ عَلَی أَهْلِ اَلثَّرْوَةِ وَ اَلْعُدَدِ؛ دوم اینکه محرومان و فقرا را دوست داشت و بر ثروتمندان ترجیح می‌داد.

وَ اَلثَّالِثَةُ حُبُّهُ لِلْعِلْمِ وَ اَلْعُلَمَاءِ؛ سومین ویژگی این بود که علم و عالمان را گرامی می داشت.

إِنَّ سَلْمَانَ کَانَ عَبْداً صَالِحاً حَنِیفاً مُسْلِماً؛

سلمان، عبد صالح خدا، حق گرا و مسلمان بود.

یک مطلب هم در مورد دروس استاد عرض کنم که در مورد علم و فقه و عمق نگاه ایشان است. معظم‌له احکام شرعی و فقه اسلامی را با روح تعبد و بندگی معرفی می‌کردند که با توجه به مباحث ایشان، دیگر احکام شرعی یک سری اعمال خشک و تکلیف صرف و تکلّف آور نبود و وقتی استاد بالاترین مصلحت در احکام را امتثال و انقیاد از مولا و حضرت حق بیان میکنند، خودبه‌خود اثر درس ایشان تربیتی بود و تسلیم و امتثال در عبد و مکلف را القا میکرد و دغدغه‌ی مخاطب بطور ناخودآگاه به سمت تقویت حضور قلب در اعمال و اخلاص در مناسک و رفتارها می‌رفت.

به تعبیر حقیر: در نگاه استاد، علم فقه همان عرفان عملی است که خود ایشان تصریح داشتند که ما در معارف مان چیزی به نام علم اخلاق نداریم بلکه احکام دو دسته‌اند: یکی جوارحی و دیگری جوانحی. که اولی مربوط به اعمال ظاهری ماست و دومی مربوط به اعمال قلبی و درونی ما خواهد بود. پس هرآنچه اهل‌بیت علیهم‌السلام بیان فرموده‌اند همان علم فقه است و ما نسبت به همه رفتارها و کنش‌های بیرونی و درونی حکم شرعی داریم. مثلا ما نسبت به مسأله مراعات تقوی یا توکل برخدا یا صبر داشتن و یا رعایت آداب و ... در کتاب شریف وسائل الشیعه که ابواب فقهی است می‌بینیم که این موارد مورد بحث و بررسی قرار گرفته‌اند و صاحب وسائل در اينگونه مسائل هم می‌بینیم که فتوا داده‌اند.

نکته پایانی هم در مورد مباحث تفسیری استاد است که باید عرض کنم: یکی از برکات دروس ایشان، مطالب و نکات تفسیری بود که در ابتدا دروس خارج فقه و اصول بیان می‌فرمودند. با اینکه روزانه پنج تا ده دقیقه‌ی اول درس فقه به آیاتی از سوره‌های مختلف اختصاص داشت، اما حقیقتا گنجینه‌ای از معارف با تکیه بر آيات‌ قرآن‌ کریم تبیین می‌شد که بحمدالله امکان دسترسی به آنها می‌تواند فراهم شود.

مطالبی که در آن‌ چند دقیقه‌ی تفسیر بیان می‌شد، دیگر مثل مسائل فقهی و اصولی در چارچوب‌های رایج دروس حوزوی نبود و نظرات معظم‌له در زمینه‌های مختلف توحیدی، اخلاقی و معنوی بیشتر ظهور و بروز پیدا می‌کرد.

برای حقیر که چند مرتبه‌ای جلسات سوره لقمان ایشان را مباحثه کرده و خدمت برخی عزیزان ارائه داده‌ام، کاملا روشن است که استاد در ضمن مطالب تفسیری شان، یک دوره عرفان عملی و مسائل بلند توحیدی و انسان‌شناسی را در آن‌ها مطرح فرموده‌اند که حقیقتا کم‌نظیر و مغتنم برای مخاطبین بوده و هست.

همین تلفیق بین دروس فقه و اصول رایج حوزه با قرآن‌ و تفسیر، گویای جامعیت علمی ایشان است که جلسات درس را به جمع بین علم و عمل می‌کرد و آثار تربیتی و اخلاقی ژرف و عمیقی در مخاطبین بوجود می‌آورد.

ان‌شاءالله خداوند سایه‌ی ایشان را مستدام فرماید و توفیق دهد که ما هم از مصادیق عملی این نکات باشیم.

والسلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته و صلی‌الله علی سیدنا محمد و آله‌الطاهرین.

حجت الاسلام محمد علی‌آبادی

ارسال نظرات