یادداشت؛
رسانه و بازنماییِ تشییع قائد شهید
تشییع پیکر قائد شهید امت، در سپهرِ مطالعاتِ اجتماعی، نه صرفاً یک کنشِ آیینی، بلکه فرآیندی پیچیده از «بسیجِ تودهای» و «اعلامِ وفاداریِ ساختاری» است که رسانهها در بازتاب آن، مسئولیتِ «معنابخشی به غیاب» را بر عهده داشتند.
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، تشییع پیکر قائد شهید امت، در سپهرِ مطالعاتِ اجتماعی، نه صرفاً یک کنشِ آیینی، بلکه فرآیندی پیچیده از «بسیجِ تودهای» و «اعلامِ وفاداریِ ساختاری» است که رسانهها در بازتاب آن، مسئولیتِ «معنابخشی به غیاب» را بر عهده داشتند.
در تحلیلِ این رخداد با استانداردهای آکادمیک، رسانه نه به مثابه بازتابدهنده واقعیت، بلکه به عنوان «سازنده واقعیت» عمل میکند که با عبور از روایتهای تقلیلگرایانه، تداومِ زیستِ سیاسیِ امت را پس از فقدانِ رهبر به تصویر کشید.
اهمیت نقش رسانه در این بزنگاه، در تواناییِ آن برای تبدیلِ یک «سوگِ جمعی» به یک «سرمایه استراتژیک» نهفته است.
در متدولوژیِ تحلیلهای کلان، چنین تجمعاتی نشاندهنده «مشروعیتِ فراتر از نهاد» هستند. رسانهها با تمرکز بر مؤلفههایی همچون «گسترهی جغرافیاییِ حضور»، «تنوعِ طبقاتیِ سوگواران» و «تداومِ شعارهای ایدئولوژیک»، موفق شدند نشان دهند که گفتمانِ مقاومت، پس از شهادتِ رهبر، دچار گسست نمیشود؛ بلکه به شکلی «نهادینهشده» در آگاهیِ تودهها استمرار مییابد.
در سطحِ گفتمانی، رسانهها با برجستهسازیِ این پیوند، در برابر تلاشهای رسانههای هژمونیک برای «عادیسازیِ غیاب» ایستادند. آنها با به کارگیریِ نشانهشناسیِ حماسی، این رویداد را از سطحِ یک مراسمِ تودیع به جایگاهِ یک «اعلامِ سیاسیِ پایدار» ارتقا دادند. بدین ترتیب، بازنماییِ رسانهایِ این تشییع، نه تنها حفظِ میراثِ قائد شهید، بلکه بازتولیدِ قدرتِ گفتمانیِ امت بود که در غیابِ فیزیکیِ رهبر، وحدتِ ارگانیکِ خود را به عنوانِ یک بازیگرِ تعیینکننده در معادلاتِ منطقه تثبیت کرد.
این یعنی رسانه در اینجا موفق شد «قدرتِ نرم»ِ نهفته در دلِ یک رویدادِ عاطفی را به یک «واقعیتِ سیاسیِ بازدارنده» تبدیل نماید.
دکتر مریم اسماعیلی، استاد و پژوهشگر جامعهالزهرا سلاماللهعلیها
ارسال نظرات