اخلاق بدون دین؛ نقدی بر قیاس جوامع خداباور و سکولار
این مسئله، اگرچه ظاهری اقناعکننده دارد، اما با نگاهی تحلیلی و مقایسهای، آشکار میشود که نتیجهگیری آن ناپخته، شتابزده و ناشی از یک خلط مفهومی بنیادین است.
پل زاکرمن جامعهشناس آمریکایی در ویرایش دوم کتاب «جامعه بیخدا»، با تکیه بر مطالعات میدانی و مصاحبه با بیش از ۱۵۰ شهروند دانمارک و سوئد که از کمدینترین کشورهای جهان هستند، استدلال میکند که جوامع بهشدت سکولار نهتنها ناسالم یا پرآسیب نیستند، بلکه از نظر شاخصهای اجتماعی مانند کاهش جرم، تعصب کمتر، برابری، دموکراسی و رفاه، عملکرد بهتری نسبت به جوامع بسیار مذهبی دارند.
وی پرسشهایی طرح کرده و در پاسخ به آنها اینگونه مینویسد:
جامعه چگونه خواهد بود اگر ایمان به خدا بسیار اندک باشد، حضور در کلیسا به شدت کاهش یافته باشد و دین نقشی کمرنگ و حاشیهای در زندگی روزمره داشته باشد؟ اگر مردم چندان اهل دعا کردن نباشند، نگرانی زیادی درباره نجات روح خود نداشته باشند، و باور قوی به عیسی مسیح را در فرزندانشان القا نکنند، وضعیت کلی چنین جامعهای، که نسبتاً سکولار است، چگونه خواهد بود؟ من که دو سال در چنین جامعهای زندگی کردهام، با اطمینان میتوانم بگویم که پاسخ این نیست؛ نه هرجومرج، نه خودخواهی، نه جنایت، و نه فروپاشی اجتماعی. همانگونه که در مقدمه نیز گفتم، با وجود سکولار بودن نسبتاً بالای دانمارک و سوئد، این کشورها دژهای فساد و بینظمی نیستند؛ بلکه برعکساند: الگوهایی تحسینبرانگیز از سلامت اجتماعی. رابطه میان دین یا فقدان آن و سلامت اجتماعی، بیتردید پیچیده است. دشوار است که با قاطعیت بگوییم سکولاریسم همیشه برای جامعه مفید است و دین همیشه مضر. اما ادعای معکوس هم بههمان اندازه غیرقابل اثبات است: اینکه سکولاریسم همیشه مضر است و دین همیشه مفید. البته، در برخی موارد، دین میتواند عاملی قوی و مثبت باشد.
نقد دیدگاه پل زاکرمن درباره سلامت اجتماعی در جوامع سکولار
پل زاکرمن، جامعهشناس آمریکایی در کتاب جامعه بدون خدا، بر پایه مطالعات میدانی در دانمارک و سوئد، استدلال میکند که جوامعی با سکولاریسم عمیق و دینگریزی گسترده، نهتنها از هم نپاشیدهاند، بلکه الگوهایی از سلامت اجتماعی، امنیت، رفاه و رضایت عمومی هستند5. این دیدگاه از جهات مختلف قابل نقد است:
سوئد و دانمارک را نمیتوان به عنوان نمایندگان جوامع سکولار در مقیاس جهانی قلمداد کرد. این دو کشور دارای جمعیت اندک، ساختار اقتصادی خاص، تاریخچهای طولانی از دولت رفاه، و جامعهای همگون از نظر قومی و فرهنگی هستند. تعمیم یافتههای حاصل از این جوامع کوچک به کل جهان، خطای تعمیم ناروا محسوب میشود.
معیار «سلامت اجتماعی» نباید صرفاً با شاخصهای رفاه مادی، نظم مدنی یا دموکراسی تعریف شود. انسان، موجودی معناجو است و نیاز به پاسخ به پرسشهای بنیادین درباره هستی، مرگ، و هدف زندگی دارد. سکولاریسم، حتی اگر بتواند رفاه مادی فراهم کند، قادر به پاسخگویی به این نیازها نیست. اندیشمندان معاصری همچون ویکتور فرانکل و چارلز تیلور تأکید دارند که حذف دین، منجر به بحران معنا، اضطراب هستیشناختی، و تهیشدگی درونی میشود.
آمارهای جهانی نشان میدهند که بسیاری از جوامع سکولار اروپای شمالی، با وجود شاخصهای بالای رفاه، دارای نرخ بالای افسردگی، مصرف داروهای روانگردان، و خودکشی هستند.
بهعنوان مثال، طبق گزارش «پایگاه بررسی جمعیت جهان» در سال ۲۰۲۴، فنلاند، سوئد، نروژ و دانمارک در میان کشورهای اروپایی با بالاترین نرخ خودکشی قرار دارند.
همچنین بر اساس گزارش رسمی شورای نورویک، در سال ۲۰۲۲ حدود ۳۵۷۴ مورد خودکشی در کشورهای نوردیک با روند کاهش بسیار اندک از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲ ثبت شده است.
ضمناً، نرخ خودکشی در فنلاند در سال ۲۰۱۵ حدود ۱۱.۷ در ۱۰۰ هزار نفر بوده و در ۲۰۲۲ به ۱۱.۹ افزایش یافته؛ نرخ مشابه در سوئد از ۱۳.۴ به ۱۲.۹ کاهش یافته است. این آمار بیانگر این است که حتی در کنار رفاه ظاهری، جامعه با مشکلات روانی قابلتوجهی روبهرو هستند.
بر اساس دادههای «سازمان امید زندگی جهانی»، رتبه خودکشی فنلاند در میان دلایل مرگومیر سنجششده جزء رتبههای بالا میباشد (رتبه ۳۸) و سوئد نیز در رتبه ۴۷ قرار دارد.
این آمارها نشان میدهد که رفاه بدون ایمان، لزوماً به رضایت درونی نمیانجامد.
بنابراین، ادعای زاکرمن، هرچند از نظر تجربی در برخی شاخصها قابل بررسی است، اما از منظر فلسفی، روانشناختی، و معرفتشناسی دینی، دچار خلأهای مهمی است و نمیتوان آن را معیار سنجش جامع میان دین و سکولاریسم دانست.